X
تبلیغات
.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

چند نکته درباره انتخابات یازدهم ریاست جمهوری

 ۱. انتخاب حسن روحانی را به تمام کسانی که به او رای دادند تبریک می گویم. در مرام ما جز این نیست که رقیبمان را تکریم کنیم و انتخاب و نظر متفاوتش را محترم بشماریم. حتی اگر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی در دو انتخابات ۸۴ و ۸۸ به رقیب پیروز خود پیام تبریک هم نداده باشند، اخلاق، منش و اعتقادات ما حکم می کند طور دیگری رفتار کنیم و به تمام کسانی که در انتخابات مثل ما فکر نکردند و حسن روحانی را انتخاب کردند تبریک بگوییم.

ما با افتخار به تک تک کسانی که حسن روحانی را انتخاب کردند احترام می گذاریم و بر خلاف کسانی که سال ۸۸ رای اکثریت مردم را درجه دو می دیدند و شعار می دادند "هر کی جواد مواده، با احمدی نژاده" معتقدیم همه ۱۸ میلیون رای دهنده به روحانی محترم اند و اگر خیلی هایشان بیشتر از ما دلشان برای اسلام و ایران نسوزد، قطعا کمتر از ما دغدغه ندارند و سلیقه شان متفاوت است.

۲. انتخابات یازدهم ریاست جمهوری از یک جهت بی نظیر بود؛ از این بعد که هر فرد منصف و غیر مغرضی که شاید هنوز هم ادعای کودکانه تقلب 11 میلیونی در انتخابات ۸۸ را باور کرده بود، از عمق جان درک کرد که جمهوری اسلامی از تک تک آرای مردمش حفاظت می کند.

جمهوریت نظام ما که در سایه ی ولایت فقیه معنا پیدا می کند، حتی حاضر نیست کمتر از یک درصد رای کسی را (معادل کمتر از 300 هزار رای) جا به جا کند تا انتخابات را به دور دوم بکشاند و در پس آن هم فرد دیگری را پیروز کند، بلکه رییس جمهور منتخب ملت حتی اگر 50.7% هم رای داشته باشد، تک تک آرایش خوانده می شود و به مردم معرفی می شود، چون برخاسته از اراده مردم بوده است و این موضوع را نه تنها در دموکرات ترین کشورهای جهان؛ که در هیچ کجای دنیا نمی توان مشاهده کرد. لذا روسیاهی این مساله بیش از پیش برای دو خائن بزرگ به ملت ایران در سال 88 باقی ماند و این روزها بهترین زمان برای محاکمه آنها به جهت دروغ بزرگ شان در سال 88 در حق مردم و نظام است.

۳. ما در این انتخابات شکست خوردیم و نه تنها نباید نسبت به این مساله ناراحت باشیم؛ که باید از آن عبرت بگیریم. حتی نباید مثل برخی دیگر،  رفتارهای بچه گانه از خود نشان دهیم و همدیگر را سرزنش کنیم که چرا تو به ولایتی یا قالیباف رای دادی؟ یا تو باعث پیروزی روحانی بودی! وقتی مجموع آرای همه نامزدهای شکست خورده با هم بعلاوه آرای باطله، از آرای حسن روحانی کمتر است، یعنی باید چشمانمان را باز کنیم و حقیقت را ببینیم و آن را آسیب شناسی کنیم.

البته اگر کسی همه آمال و آرزوهایش در پیروزی ظاهری در انتخابات تجلی پیدا می کند، باید هم ناراحت باشد، باید هم سرخورده باشد، باید هم الان را پایان دنیا بداند اما اگر ما همیشه مدعی بوده ایم به تکلیف مان عمل می کنیم و نتیجه اش با خداست، چرا باید ناراحت باشیم که امروز به جای سعید جلیلی، حسن روحانی رییس جمهور است؟ جز این است که این موضوع در دل خودش هزاران فایده دیگر نیز برای نظام دارد که تنها گذشت زمان می تواند خیلی از آنها را آشکار کند؟

 لذا من نه به حامیان قالیباف خرده می گیرم و نه به هر فرد دیگری که انتخابش جز سعید جلیلی بوده است، اراده اکثریت مردم چیز دیگری بوده و هر چند مخالفش باشیم، باید آن را محترم بشماریم. باید تمرین "باخت" بکنیم، ظرفیت مان را خیلی بیشتر از اینها بالا ببریم و در عمل مانند موسوی و کروبی و خیلی از هواداران فریب خورده شان در سال ۸۸ نباشیم که با یک شکست، همه چیز را از دست رفته دیدند و کارهایی کردند که هر کس بعدا تاریخ را بخواند، عرق شرم بر پیشانی اش بنشیند.

حسن روحانی پیروز شد چون توانست نماد مخالفت با "وضع اقتصادی موجود" باشد. خیلی از اصولگرایانی که از سالها قبل و حتی در مناظره ها و مستند تبلیغاتی خود تصویری تماما سیاه از دولت فعلی و ... ارائه می کردند به این توجه نداشتند که هر چقدر هم شما منفی بگویید، نماد تغییر این وضع افراد دیگری (عارف و روحانی) خواهند بود و بعد از انصراف عارف، طبیعی بود که موج اقبال به روحانی در میان هوادارانش شدت بگیرد. ضمن اینکه حسن روحانی را همان مردمی رییس جمهور کردند که پیش از این دو بار محمود احمدی نژاد را به قدرت رسانده بودند، فارغ از مردم شهرهای بزرگ، اقبال معنادار مردم شهرهای کوچک و حتی روستاها به روحانی؛ اصلی ترین پیامی است که باید از این انتخابات گرفت و ریشه آن هم "اقتصاد" است.

 در واقع همان مردمی که سال 84 بواسطه نماد شدن احمدی نژاد برای مبارزه با "فقر، فساد و تبعیض" او را بر هاشمی و کروبی و معین و لاریجانی و قالیباف و رضایی و مهرعلیزاده ترجیح دادند و در سال 88 نیز با رای خیره کننده خودشان به احمدی نژاد او را بیشتر از کروبی و رضایی و موسوی مدافع حقوق خود می دیدند، امروز به حسن روحانی رای داده اند چون وی را متفاوت تر از بقیه نامزدها بویژه در عرصه اقتصادی می بینند. چون تصورشان (درست یا غلط) بر این است که وی شبیه ترین فرد مثل هاشمی است و می تواند ثبات اقتصادی و رفاه معیشتی برای آنها بیاورد.

۵. یکی از نکاتی که قبل از این انتخابات به راحتی پیش بینی می شد، شکست مجدد قالیباف بود. علتش هم روشن بود و آن اینکه قالیباف به علت راه رفتن بین دو گفتمان، دارای پایگاه رای ثابت و غیر قابل ریزشی نبود.

 به عبارت دیگر، یک نفر مثل سعید جلیلی اگر چه نتوانست در این انتخابات موج اجتماعی همراه خودش درست کند و عمده رای دهندگان به وی حامیان ایدئولوژیک او بودند، اما در میان بدنه رای اصلی خودش ریزشی نداشت، ایضا حسن روحانی که توانست موج اجتماعی (با خاستگاه اقتصادی) همراه خود راه بیندازد، اما دارای یک بدنه رای ایدئولوژیک هم بود و از آن لحاظ ریزشی نداشت، اما قالیباف نه تنها نتوانست موج اجتماعی خاصی را با خود همراه سازد بلکه در عرصه گفتمانی هم به شدت ضربه خورد. بسیاری از نیروهای طرفدار گفتمان انقلاب به او رای ندادند چون نسخه اصلی او (جلیلی) را در میدان دیدند و در مقابل بسیاری از نیروهای نزدیک به اصلاح طلبان نیز به او اعتماد نکردند چون گزینه اصلی خود (روحانی) را در انتخابات می دیدند؛ این مساله بویژه بعد از مناظره سوم و تعبیر "گاز انبر" روحانی علیه قالیباف، اوج گرفت و در واقع این موضوع همان پاشنه آشیل اصلی قالیباف بود که حتی اگر همه کاندیداهای  اصولگرای دیگر نیز به نفع وی کنار می رفتند، منجر به موفقیت او در انتخابات نمی شد.

 ۶. برخلاف بسیاری از دوستان که این روزها شاید بدترین روزهای زندگی شان باشد، من چنین احساسی ندارم. این شکست برای ما لازم بود. چون باید مجددا در اقلیت قرار بگیریم تا هم قدر همدیگر را بیشتر بدانیم و ناخواسته هم که شده به  وحدت برسیم و هم اینکه حافظه تاریخی ضعیف مردم ما باید یک بار دیگر یک دولت اصلاح طلب را تجربه کند.

 ما 8 سال شنیدیم و حرف نزدیم؛ نه اینکه دولت احمدی نژاد بی عیب و ایراد باشد که انتقادات ما به آن بارها گفته شده است، از این حیث که حامیانش رییس جمهور جدید متوجه شوند کار کردن چقدر سخت تر از سیاه نمایی و انتقاد دائم است. به عبارتی تازه دوره ما آغاز شده و این بار نوبت ماست که از دولت حاکم مطالبه کنیم؛ هر چند ما در دوره احمدی نژاد نیز نشان دادیم اگر کسی نتواند انتظارات مردم را برآورده کند یا خلاف شعارهای خودش حرکت کند، برای ما قابل پذیرش نیست و باید پاسخگو باشد و سعی کردیم نگاه قبیله ای به سیاست نداشته باشیم.

 ۷. حسن روحانی از امروز به بعد رییس جمهور قانونی کشور است. ما به عنوان کسانی که به او رای ندادیم و با گفتمان او مخالف هستیم باید بیش از بقیه حواسمان باشد که شان او را حفظ کنیم. او قبل از هر چیز بواسطه جایگاه حقوقی اش محترم است؛ هر نقدی داریم باید در چارچوب قانون، اخلاق و انصاف باشد و نباید کاری کنیم که فضای بی بند و باری علیه دولت احمدی نژاد را که خیلی از اصولگرایان به همراه اصلاح طلبان بوجود آوردند، علیه دولت جدید هر چند مخالف ما، شکل بگیرد.

تکریم رقیب، قبل از هر چیز بالا بردن شان خود ماست، به اضافه اینکه ما قبل از اینکه روحانی یا احمدی نژاد برایمان موضوعیت داشته باشد، رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران برایمان مهم است. مانند آذر سال 83 که وقتی محمد خاتمی در دانشکده فنی دانشگاه تهران مورد بی احترامی و هتک حرمت دفتر تحکیم وحدت و هواداران دیروزش قرار گرفت، بچه های بسیجی بودند که با همه اختلافشان با خاتمی، از او حمایت می کردند.

 ۸. اصلی ترین خطری که در این سالهای پیش رو خواهیم داشت "فرهنگ" است از این به بعد هر میزان که نیروهای حزب اللهی روی فرهنگ کار کنند، کم است. ما انقلابمان یک انقلاب فرهنگی و دینی بوده است اما در سالهای بعد از انقلاب همواره این موضوع مورد غفلت بوده است. در دوران سازندگی و اصلاحات که فرهنگ کشور رو به استحاله رفت؛ در دوره احمدی نژاد نیز عملا فرهنگ رها شد و خیلی از سیاست های فرهنگی قبل ادامه یافت.

 لذا درست است که در شرایط کنونی فوریت کشور حل مساله معیشتی و اقتصاد مردم است، اما خطرناک ترین تهدید کشور استحاله فرهنگی است که تا حدی هم رخ داده است. حل این مساله هم نه به معنای گشت ارشاد و رفتارهای سلبی (که در البته در جای خودش لازم است)، بلکه کارهای ایجابی است که که تاکنون کمتر صورت گرفته است.

ما در این انتخابات علت اصلی شکست مان نارضایتی اقتصادی بود؛ اما ریشه و زیربنای آن "فرهنگ" بود چون اگر توده مردم ما فرهنگ انقلاب و مقاومت را باور داشتند، با تمام سختی ها انتخاب دیگری می کردند. باور داشتن مقاومت، یک ریشه تربیتی و فرهنگی می خواهد و به همین خاطر هم بود که شاید کسی که در سالهای اخیر بیشترین ضربات اقتصادی را دید، رای اش سعید جلیلی بود اما آن کسی که سرمایه اش در سالهای اخیر چند برابر شده بود، رای به حسن روحانی را انتخاب کرد. فهم و باور داشتن گفتمان مقاومت، یک باور فرهنگی است که از این دست مثالها زیاد است و باید برای پذیرش اجتماعی این قبیل موضوعات در جامعه از این به بعد بیشتر کار کرد.

۹. انتخابات یازدهم تمام شد اما حقیقتا هر چه به چند ماه گذشته فکر می کنم، بیشتر احساس افتخار می کنم که از امثال باقری لنکرانی و سعید جلیلی حمایت کردم. این دو نفر به معنای واقعی کلمه نشان دادند که نه حب قدرت دارند و نه حاضرند برای 4 رای بیشتر، از اصول و اعتقاداتشان کوتاه بیایند.

هر دویشان در مردم بیشتر محبوب تر شدند و این مساله یک "پدیده انتخاباتی" بود. بویژه این مساله در مستند تبلیغاتی دوم سعید جلیلی نمود داشت که به جای سیاه نمایی یا شعارهای پوپولیستی و رفتارهای انتخاباتی که خیلی های دیگر انجام دادند، حرفهای امثال پروفسور درخشان را پخش کرد که به معنای واقعی کلمه نخبگانی و چند سطح بالاتر از دیگران بود.

 جلیلی سعی کرد به جای اینکه به هر قیمتی رای آورد، فرهنگ سیاسی مردم را در همین چند روز تبلیغات هم که شده بالاتر بیاورد و  اخلاص و روحیه مثال زدنی اش، برای همه مان درس بزرگی بود. این موضوع زمانی برایم بیشتر نمود داشت که دیشب (اولین شب اعلام نتایج که همزمان حامیان حسن روحانی در خیابانها به جشن و شادی می پرداختند) جلیلی در جمع هوادارانش در ستاد، آنقدر بشاش و با طمانینه بود که اگر کسی خبری از نتیجه انتخابات نداشت، فکر می کرد او با 50 میلیون رای در دور اول پیروز شده است!

 این رفتار طبیعی مردی بود که جز با هدف انجام تکلیفش وارد عرصه نشده بود و نتیجه انتخابات را به خدا و خواست مردم واگذار کرده بود و بر خلاف خیلی های دیگر که از سالها ستادهایشان آماده بود،  تنها با کمتر از یک ماه فعالیت انتخاباتی آن هم به صورت حداقلی، توانست بیش از 4 میلیون رای مردم را به سمت خودش جلب کند.

 ۱۰.  و در نهایت چند پیش بینی:

الف/ اختلاف های حسن روحانی با بخشهای زیادی از حامیانش، بویژه طیف رادیکالی که از وی انتظاراتی مانند آزادی موسوی و کروبی و ... را دارند، خیلی زود خودش را نشان خواهد داد. روحانی به مراتب شخصیتی محافظه کار تر از خاتمی است و بر خلاف خاتمی که سابقه چپ و حضور در مجمع روحانیون مبارز را داشت، سابقه راست سنتی و حضور در جامعه روحانیت مبارز را دارد. لذا طبیعی است که بسیاری از کسانی که این روزها مستانه از پیروزی روحانی در انتخابات فریاد می کشند، تا چندماه دیگر، اولین اپوزیسیون های او و دولتش باشند.

ب/ تصور می کنم برخلاف بسیاری از پیش بینی های دیگران و بویژه توده مردمی که حسن روحانی را به خاطر مشکلات اقتصادی  به عنوان رییس جمهور انتخاب کردند؛ بسیاری از مشکلات اقتصادی بیشتر خواهد شد. علت این پیش بینی؛ تاکید روحانی و تیم اقتصادی وی بر احیای مدل اقتصادی است که در گذشته و بویژه دوره هاشمی تجربه شده و نتیجه آن بعضا تا امروز نیز در اقتصاد ایران باقی مانده است.

ج/ برخلاف بسیاری از پیش بینی ها که در دولت آینده ضمن تنش زدایی با جهان، تعامل سازنده ای با دنیا خواهیم داشت، تصورم بر این است بیشترین تنش های بین المللی ایران با برخی کشورهای دنیا در این دوره صورت خواهد گرفت. امیدوارم البته این موضوع هیچ گاه به حمله نظامی و جنگ نرسد اما زمانی که قرار باشد به جای "تهدید زدایی"، "تنش زدایی" کنیم، دشمن جری تر عمل می کند؛ تجربه دوران خاتمی و هاشمی را فراموش نکرده ایم که در یکی "محور شرارت" خوانده شدیم و در دیگری، بسیاری از کشورهای اروپایی سفرای خود از ایران را فراخواندند.

 د/ به احتمال زیاد، دولت حسن روحانی اولین دولت بعد از انقلاب خواهد بود که عمر آن یک دوره چهارساله است. علت این پیش بینی این است که وی نسبت به تمامی روسای جمهور قبل از خود کمترین و شکننده ترین میزان آرا را کسب کرده است.

 50.7% آرای شرکت کنندگان در انتخابات برای یک رییس جمهور، رای محکم و مطمئنی نیست. مثل پیروزی یک- صفر در فوتبال است که هر لحظه ممکن است نتیجه اش عوض شود، روحانی جدای از پایگاه رای سیاسی ثابت خودش که دچار ریزش نخواهد بود، اکثر مردم دیگر را به خاطر وعده حل مشکلات اقتصادی و تبدیل شدنش به نماد مدیریت اقتصاد، به سمت خود آورد و این وضعیت خیلی راحت می تواند تغییر کند.

 هر چند در پایان تاکید می کنم به عنوان یک مسلمان ایرانی که در این کشور زندگی می کنم، واقعا آرزو می کنم دولت جدید در حل مشکلات مردم و وعده های مثبتش موفق باشد و حتی اگر کمکی هم از دست هر کسی بر می آید باید انجام شود، چون حل مشکلات مردم نسبت به هر مساله دیگر اولویت دارد و امیدوارم پیش بینی هایی که درباره ناکارآمدی اقتصادی و افزایش تنش ها و ... مطرح کردم، صد در صد اشتباه باشد.


برچسب‌ها: تحلیل انتخابات یازدهم ریاست جمهوری, حسن روحانی
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1392ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

يك يا حسين ديگر

آخرين تجمع بزرگ مردمي در حمايت از دكتر سعيد جليلي

چهارشنبه 22 خرداد 1392

ساعت 17

تهران، زير پل حافظ؛ زمين چمن مصنوعي ورزشگاه شهيد حيدر نيا

ورود براي عموم آزاد است

رسانه باشيد!

* هيچ وقت نظرسنجي ها به طور مطلق قابل اطمينان نبوده و نيستند و همواره تا روز انتخابات امكان هر تغيير و تحولي در آراي بخشي از مردم وجود دارد؛ اما تا اين لحظه ظاهرا حضور جليلي در دور دوم انتخابات قطعي است.

ولايتي و رضايي تقريبا حضورشان در دور دوم منتفي است و با توجه به اينكه عارف اعلام كرده به نفع روحاني كنار نرفته و فقط از حضور در انتخابات انصراف داده و بخشهاي قابل توجهي از بدنه راي وي، به سمت روحاني نخواهند آمد، احتمال حضور روحاني در دور دوم نيز بسيار كم است.

با اين حال؛ بايد تا لحظه آخر تمام تلاش را براي معرفي بيشتر سعيد جليلي به مردم و كساني كه براي راي به وي شك دارند انجام داد.  هر چند پيروزي اصلي با برد و باخت ظاهري بدست نمي آيد و بايد به تكيلف عمل كرد.


برچسب‌ها: سعيد جليلي
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1392ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

چرا جلیلی؟

این مطلب کمی طولانی است اما پاسخ به خیلی از سوالات این روزهاست:

1. حضور 6 ساله دكتر سعيد جليلي در راس شوراي عالي امنيت ملي كشور نه تنها از وي يك ديپلمات با تجربه ساخته است، بلكه بواسطه حيطه وظايف وي و لزوم اشراف بر امنيت ملي كشور، او را به مديري توانا و آگاه نسبت به شناخت نقاط قوت و ضعف و مديريت كلان كشور  تبديل كرده است.

جليلي فارغ از تجربه ي حضورش در وزارت امور خارجه، بيشتر بواسطه مذاكرات مهم هسته ای سالهاي گذشته با سران اتحاديه اروپا، اشراف كم نظيري بر سياست خارجي و شناخت غرب دارد. وي در عمل علوم سياسي را تا مقطع دكترا آموخته و "غرب نظري" را در دوران تحصيلش از عمق جان درك كرده است؛ از طرف ديگر به سبب تجربه مذاكرات پي در پي با غربي ها در سالهاي گذشته، "غرب عيني" را هم كامل و بدون چون و چرا مي شناسند؛ از اين رو همواره به جاي "تنش زدايي" و ديگر رويكردهاي "منفعلانه" در برابر غرب، از "تهديد زدايي" و سياست خارجي "پیشرونده" نسبت به اروپا و امريكا سخن مي گويد؛ به دنبال سياست خارجي فعال و پويا در برابر همسايگان و ديگر كشورهاي جهان است و به خوبي معنا و ضرورت مقاومت و پايداري در برهه كنوني در برابر دشمنان ملت را درك مي كند.

2. جليلي در راس جايگاهي قرار دارد كه بواسطه وظايف تعريف شده و حقوقي خود، با مشكلات ريز و درشت كشور آشناست.  وي در واقع دبير جلساتي است كه اعضاي آن را مديران ارشد كشور تشكيل مي دهند: روساي سه قوه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح ، فرمانده ارتش، فرمانده سپاه پاسداران، وزير كشور، وزير اطلاعات، وزير دفاع و وزير امور خارجه و ... لذا بديهي است كه طرح اصلي ترين چالش ها و مهم ترين موضوعات مربوط به اداره كشور بخشي از تجربه روزانه سعيد جليلي باشد، طبيعي است كه وي طي حضور 6 ساله خود در اين جايگاه، هم با چالش هاي سياسي- امنيتي كشور آشنا باشد و هم با مسايل مربوط به اقتصاد و فرهنگ، و زماني اين تجربه ارزشمند تر مي شود كه توجه داشته باشيم 6 سال گذشته،‌ سالهايي بوده است كه مهم ترین دوران مديريت كلان نظام سپري شده است.

فتنه 88، تحولات منطقه و جهان و هم چنين مذاكرات هسته اي ايران با اتحاديه اروپا، بخشي از تجارب ارزشمندي است كه سعيد جليلي بواسطه حضور در راس شوراي عالي امنيت ملي كشور  بدست آورده و به همین خاطر به محرمانه ترين و جزيي ترين داده ها و تحلیل ها اشراف كامل دارد و بدون ترديد اين نقطه قوت مي تواند به عنوان يك برگ برنده مديريتي كلان براي جلیلي جهت اداره كشور در دولت آينده باشد.

3. جليلي نه تنها به سبب جايگاه خاص خود در سالهاي اخير، شخصا فردي با تجربه و آگاه نسبت به اداره كشور شناخته مي شود بلكه نخبگان و مديران كارآمد و متعهد پرشماري آماده ياري رساني به او جهت مدیریت كشور و اقدمات اجرايي بزرگ هستند.

فارغ از پشتوانه هاي معنوي گرانقدري مانند علامه مصباح يزدي و آيات عظام زابلي، خزعلي  و ... نخبگان شناخته شده اي مانند حجه الاسلام ميرباقري، حجه الاسلام آقاتهراني، حجه الاسلام رجبي، حجه الاسلام پناهيان، دكتر اصغر طاهرزاده، حجه السلام نبويان، حجه الاسلام رهدار و مديران اجرايي و باتجربه اي چون دكتر پرويز داوودي (معاون اول رييس جمهور در دولت نهم و استاد اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي)، دكتر كامران باقري لنكراني (وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي دولت نهم) دكتر علي باقري (معاون دبیر شوراي عالي امنيت ملي كشور)، مهندس پرويز فتاح (وزير نيروي دولت نهم و مسئول بنياد تعاون سپاه)، دكتر مسعود ميركاظمي (وزير بازرگاني دولت نهم، وزير نفت دولت دهم و رييس كميسيون انرژي مجلس نهم)، دكتر محمد سليماني (وزير ارتباطات دولت نهم و استاد مخابرات دانشگاه علم و صنعت)، مهندس محمد رضا اسكندري (وزير كشاورزي دولت نهم و  مدیرعامل سازمان اقتصادی کوثر)، دكتر رضا تقي پور (وزير ارتباطات دولت دهم)، دكتر علي اصغر زارعي (معاون سابق وزير نفت و نماينده مجالس هشتم و نهم)، مهندس سيد مهدي هاشمي (رييس سازمان مهندسي كشور، سرپرست وزارت كشور در دولت نهم و نماينده مجلس نهم)، دكتر غلامحسين رضواني (قائم مقام معاونت راهبردي رييس جمهور)، دكتر هادي زاهدي وفا (استاد اقتصاد و معاون وزير اقتصاد در دولت نهم) و ... را مي توان پشتوانه هاي مدیریتی و اجرايي دكتر سعيد جليلي دانست.

4. از طرف دیگر، جليلي فردي است كه براي اداره كلان كشور "برنامه" دارد و رويكردهاي كلان براي مديريت نظام را بهتر از خيلي افراد ديگر مي داند و تيمی از نخبگان مختلف برنامه هاي مدوني براي دكتر جليلي آماده كرده اند كه در مقام محتوا غني تر و  واقع بينانه تر از برنامه هاي بسياري ديگر از نامزدهاست زیرا حاصل سالها تجربه مدیران ارشد کشور در اجرا و پژوهش های علمی- دانشگاهی است؛  بویژه در  عرصه اقتصاد که  در حال  حاضر الویت اصلی مدیریت کشور است. وی هم چنین روحیه اصلاح بسیاری از ساختارها و بروکراسی زائد کشور را دارد که به عنوان نمونه می توانید بخشی از برنامه های وی در این باره را اینجا بخوانید

5. انتخابات رياست جمهوري يازدهم در حالي برگزار مي شود كه شرايط منطقه و جهان طي سه دهه گذشته بسيار متفاوت است؛ تحولات بوجود آمده در بسياري از كشورهاي عربي به همراه فراز و فرودهاي پرونده هسته اي ايران طي سالهاي اخير در حالي صورت گرفته است كه همزمان اتحاديه اروپا و امريكا سخت ترين شرايط اقتصادي و سياسي خود را تجربه كرده اند؛ در چنين شرايطي جمهوري اسلامي ايران كه از 35 سال قبل داعيه دار الگوسازي براي مستضعفين جهان و مقابله با امپرياليسم بين المللي بوده است، در شرايطي به سر مي برد كه بيش از هر زمان ديگر نيازمند ادامه رويكرد "مقاومت" در عرصه جهاني است. رويكردي كه عليرغم همه دشواري هاي 30 سال اخير، دستاوردهاي كم نظيري داشته است بگونه اي كه امروز بخشي از هويت جمهوري اسلامي ايران در جهان را مقاومتش در برابر جريان استكبار تشكيل داده است.

در چنين شرايطي بديهي است كه انتخابات يازدهم رياست جمهوري از حيث آنكه منجر به پيروزي كانديدايي شود كه در افكار عمومي "نماد مقاومت" در خارج از مرزهاي كشور باشد اهميت مضاعفي دارد؛ سعيد جليلي دقيقا همان فردي است كه در شرايط كنوني در داخل و خارج از كشور به اين ويژگي شناخته می شود و جملات برخي از سياستمداران ارشد اروپايي درباره او، این ادعا را تایید می کند.

در همين راستا خاوير سولانا رييس پيشين سياست خارجي اتحاديه اروپا در ميزگردي كه در فروردين  سال 92 در واشنگتن برگزار شد،‌ گفته بود : "سعيد جليلي اهل نرمش در مذاكرات نيست." ‌چندی بعد نيز كاترين اشتون مسئول فعلي سياست خارجي اتحاديه اروپا خواستار تعويض سعيد جليلي از مسئوليت مذاكرات هسته اي شده بود؛ چرا كه وي را اهل امتياز دادن به غرب نمي دانست؛ رويكردي كه جليلي در برابر غرب از خود نشان داده دقيقا خلاف آن چيزي است كه پيش از وي در دوران حسن روحاني تجربه شده بود و هم باعث نقدهاي فراوان گرديده بود و هم نتيجه مذاكرات آن سالها را توني بلر نخست وزير انگليس بيان داشته بود: "میوه (اشغال) عراق را از دستان روحانی گرفتیم."

6. جليلي به لحاظ روحيات شخصي، فردي با تقوا و كم حاشيه است. تا جاي ممكن درباره مسايلي كه در حيطه اختياراتش نيست سخن نمي گويد و بدون حاشيه خاصي به دنبال انجام وظيفه تعريف شده خويش است. اين نقطه قوتي است كه يكي از بزرگترين نقاط ضعف رييس جمهور فعلي بود و هست.

از طرف ديگر جليلي در بسياري از نقاط قوت احمدي نژاد با او شباهت دارد. جليلي ساده زيست و پركار است و همين تشابه در نقاط قوت وي با احمدي نژاد باعث شده تا امروز مخالفان جليلي كه حرف جديد و مهمي براي نقد او ندارند،‌ به خاطر شباهت نقاط قوت جليلي با احمدي نژاد، او را احمدي ن‍ژاد دوم بدانند؛ غافل از آنكه اگر قرار باشد با گفتن احمدي نژاد 2؛ كسي نقد شود بايد اين نسبت به كسي داده شود كه در نقاط ضعف با احمدي نژاد اشتراك دارد در حالي كه جليلي دقيقا خلاف اين روند بوده و هست و بسياري از ضعف هاي احمدي نژاد را ندارد، كم حاشيه است، علاقه اي به تقابل بيهوده با افراد و جريان هاي ديگر ندارد، كنش هاي سياسي وي نمادي از "عقلانيت انقلابي" است و سابقه و مواضعش نشان مي دهد قانون براي وي فصل الخطاب است و از همه مهمتر عملكردش در سالهاي اخير نشان داده يكي از نزديك ترين مديران ارشد كشور به رهبر انقلاب در قول و فعل بوده است بگونه اي كه سایت روزنامه صهیونیستی جروزالم پست نيز نتوانست در يكي از تحليل هاي اخيرش از اين مساله چشم پوشي كند و در تحليلی آغشته به عصبانيت نسبت به حضور جليلي در انتخابات واكنش نشان داد و نوشت: " جليلي از لحاظ شخصیتی بسیار به رهبر ایران نزدیک می باشد."

7. بعد از پايان اولين همايش حاميان جليلي در سوم خرداد ماه، در جمع تعدادي از دوستان درباره شخصيت و رفتار جليلي صحبت بود؛ آنچه به تحليل مشترك همه دوستان تبدیل گشته بود، نمود عيني تقوا و اخلاص جليلي بود. همه متفق القول بودند كه اگر قرار باشد جليلي پيروز اين انتخابات باشد هيچ كدام از تلاش هاي ستادها و طرفداران و ... باعث اين مساله نخواهد بود؛ اخلاص و روحیه عمل به تكلیف جليلي، همان شاه كليدي است كه مي تواند منجربه هدايت دلهاي مردم به سمت وي باشد چرا كه وي نه مانند عده اي ديگر از سالها قبل ستاد انتخاباتي تشكيل داده است و نه به دنبال رفتارهاي خاص و شعارهاي دروغين براي كسب راي مردم است؛ به ياد دارم جليلي در يكي از جلساتش با نخبگان اقتصادي گفت: "به من مي گويند برخي از حرفها را اگر بزنم آرايم كم مي شود،‌ اما واقعيت اين است كه اتفاقا بايد خيلي از حقايق را به مردم گفت. اقتصاد ما و برخي ديگر از مشكلات ما نيازمند كارهاي طولاني مدت و اصلاح ساختارهاست. حتي ممكن است من كاري بكنم كه نتيجه اش 10 سال بعد و در يك دولت ديگر خودش را نشان بدهد، من همان كار را خواهم كرد و نمي گويم مي خواهم اقدامي كنم كه در دولت من نتيجه كوتاه مدتش را مردم درك كنند اما در دراز مدت به ضرر مردم باشد."

8. همه نکات مورد اشاره در اين يادداشت به معناي اسطوره سازي، قديس سازي و يا بدون عيب دانستن سعيد جليلي نيست. بدون ترديد او هم مانند هر فرد ديگري كاستي هايي دارد؛ اما مي توان ادعا كرد كه جليلي بهترین فردي است كه در شرايط كنوني مي تواند اداره كشور را بدست بگيرد. او اصلح اين ميدان است و بايد براي معرفي بيشترش به مردم تلاش كرد.

هنوز فرصتی برای پاسخ و تایید کامل کامنت های این مطلب ایجاد نشده


برچسب‌ها: چرا جلیلی, برنامه جلیلی, تیم اجرایی جلیلی, کارآمدی جلیلی, اخلاص جلیلی
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 خرداد1392ساعت 2:27 قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  |