.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

چهار برداشت از استیضاح فرجی دانا

از چرایی نیامدن روحانی به مجلس تا بازسازی منتقدان دولت 

سر انجام پس از کش و قوس های فراوان، وزیر علوم دولت یازدهم استیضاح شد. در این باره چند نکته وجود دارد:

1. مهم ترین دلیل استیضاح فرجی دانا، استفاده وی از عوامل موثر در فتنه سال 88 در دانشگاه ها بود؛ حضور افرادی مانند جعفر توفیقی، جعفر میلی منفرد، سعید سمنانیان و ... در راس وزارتخانه از همان ابتدا حساسیست نمایندگان را بر انگیخته بود و زمانی که مجلس به این نتیجه رسید وزیر علوم قصد اصلاح این رویه را ندارد و در انتخاب روسای دانشگاه ها نیز بر ادامه این روند اصرار دارد، در دی ماه 92 طرح سوال از  وزیر علوم را کلید زده و اولین کارت زرد را به وی نشان داد و بعد از چند ماه و عدم تغییر رویه در مدیریت این وزارتخانه؛ سرانجام او را استیضاح کرد.
 
 
این مساله به خوبی نشان می دهد برخلاف همه تبلیغات و تلاش هایی که چهره های موثر در فتنه 88 و حتی «ساکتین فتنه» انجام دادند تا این «معیار» به فراموشی سپرده شود، در عمل این اتفاق نیفتاده است و هم چنان با گذشت 5 سال از آن روزهای پر التهاب، اگر مستندی از عملکرد منفی کسی در آن ایام باقی مانده باشد، نمی تواند به راحتی در ساختار نظام «مدیریت» کند. اهمیت این مساله آنجایی دو چندان می شود که حتی فردی مثل فرجی دانا در روز استیضاح در دفاع از خودش چندین بار ضمن بکار گیری تعبیر «فتنه» صراحتا اعلام می کند از وزیر اطلاعات در این باره خواسته تا اگر کسی در فتنه نقش داشته به او اطلاع دهد: «به آقای علوی گفتم اگر در حوزه ستاد یا دانشگاه ها موردی از انتصاب فتنه گران هست اطلاع دهید.»
 
این موضوع در واقع بیش از هر چیز حاکی از «هژمونی گفتمان» یک نظام سیاسی است که افرادی که تا چند سال قبل اعتقادی به بکار بردن تعبیر «فتنه» نداشتند، حالا نه پشت میله های زندان بلکه در برابر افکار عمومی و کاملا به اختیار خودشان با بکارگیری این تعابیر، با جریان های افراطی و  ساختارشکن حتی به ظاهر هم که شده مرزبندی می کنند؛ چنانچه همین جریان سال 88 معتقد به «تقلب در انتخابات» و شعار «نه غزه، نه لبنان» بود اما در سال 92 در انتخابات شرکت کرد و سال 93 تلاش می کرد از دیگر جریان های سیاسی در دفاع از «غزه و فلسطین» سبقت بگیرد. هژمونی گفتمان یک نظام سیاسی همان قدرت برتر آن است که باعث شده طی سی و شش سال گذشته بعد از انقلاب هیچ تهدید و فشاری نتواند بر اصول و مبانی آن خدشه وارد سازد.
 
2. تا چند روز  قبل از روز استیضاح، رسانه های زنجیره ای داخلی و خارجی همسو با دولت یازدهم با تمرکز بر تعبیر «3000 بورسیه غیر قانونی» تلاش داشتند تا ضمن تهدید مجلس، از این مساله به عنوان نقطه قوت فرجی دانا در روز رای اعتماد نام ببرند و اساسا رقیب را از طرح استیضاح وی منصرف کنند اما تاکید استیضاح کنندگان بر جوانب مختلف عملکرد پرحاشیه فرجی دانا و همچنین تاکید آنها بر این دروغ بزرگ؛ نه تنها مانع برگزار نشدن استیضاح نشد بلکه در عمل وزیر علوم و حامیانش را از این منظر به سمت «انفعال» سوق داد.
 
علت این امر نیز واضح بود، زیرا از اساس طرح موضوع سه هزار بورسیه غیرقانونی با واقعیت همخوانی نداشت. هیچ کس با این گزاره که «اگر کسی غیرقانونی بورسیه شده است با او برخورد قانونی شود» مشکلی نداشت اما اگر واقعا به گفته مقامات وزارت علوم تمام بورسیه شدگان دولت قبل باید با چوب «غیرقانونی» بودن رانده می شدند، پس تکلیف فرزندان و نزدیکان درجه یک برخی از معاونان خود آقای فرجی دانا و دیگر اعضای کابینه دولت یازدهم چه می شد که در این لیست نامشان به چشم می خورد؟
 
آیا آن ها هم غیر قانونی بورسیه شده بودند؟ در اینجا یک تناقض آشکار میان ادعای اولیه مسئولان وزارت علوم و برخی واقعیات پدید آمد که همین مساله منجر به «انفعال» رسانه ای آنها شد؛ و این مشکل فقط در وزارت علوم دولت یازدهم دیده نمی شود بلکه این موضوع بیشتر به عنوان یک معضل هویتی برای دولت روحانی تبدیل شده است که در خیلی مواقع ادعای مبارزه با یک روند مذموم را دارد اما گزاره های عینی؛ آن مساله را تایید نمی کند.
 
مساله ای که در وزارت نفت دولت یازدهم نیز دیده می شود و در حالی بیژن زنگنه مدعی مبارزه با فساد، رانت و به اصطلاح خودش «بخور بخور» های دوره قبل شده؛ هم اینک سوال بزرگی به نام پرونده «کرسنت» افکار عمومی را به خود مشغول کرده و بخش زیادی از مردم نمی توانند با وجود برخی سوالات و ابهامات،  ادعای فساد ستیزی و قهرمان نمایی برخی مسئولان را باور کنند. لذا این مساله فارغ از مصادیقش؛ چه در وزارت علوم و چه در وزارت نفت و چه در هر وزارتخانه دیگر؛  شبیه به یک معضل هویتی برای دولت یازدهم شده که با گذشت هر روز، بیشتر خودش را نشان می دهد.
 
این موضوعی است که پیش از این رهبر انقلاب در خرداد سال 83 در دیدار با نمایندگان مجلس هفتم به آن اشاره کرده بودند: «با دستمال کثیف نمی شود شیشه را تمیز کرد بنابراین باید در درجه اول مراقب باشید که به هیچ وجه (خودتان) به فساد آلوده نشوید.»
 
3. عدم حضور رییس جمهور در روز استیضاح وزیر علوم نکته مهم دیگری است که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد. موضوعی که بازتاب منفی قابل توجهی در میان اصلاح طلبان و حامیان دولت داشته است و آنها می پرسند چرا روحانی به هر علت راضی به حضور در مجلس و دفاع از فرجی دانا نشد؟ بویژه آنکه کافی بود تا تنها 10 نماینده به جای رای مثبت به استیضاح، رای منفی بدهند تا همچنان رضا فرجی دانا عنوان وزیر علوم را یدک بکشد.
 
اما به نظر می رسد رییس جمهور چندان هم از این اتفاق ناراضی نبوده است. شاید علت این مساله این باشد که رییس جمهور نیز ترجیح می داد وزارت علوم دیگر سهمیه طیف «مشارکت» نباشد اما این هزینه باید به پای مجلس نوشته می شد؛ ضمن اینکه از این به بعد روحانی می تواند خیلی راحت با استناد به استیضاح یکی از وزرایش در آستانه یک سالگی دولت، از افراد و جریان هایی که «نمی گذارند» دولت کارش را انجام دهد سخن بگوید و در واقع برای این موضوع در بلند مدت «سرمایه گذاری» شده باشد.
 
 لذا چه بهتر که از این به بعد می توان در واکنش به برخی از وعده های تحقق نیافته اقتصادی و معیشتی مردم، از «سنگ اندازان» در برابر دولت سخن گفت و این ادعا در بدنه سیاسی دولت نیز بیشتر مورد قبول است! در برابر آنهایی که هر از چندگاهی نعره «رفع حصر» بر سر رییس جمهور می کشند شاید بهتر بتوان توجیه کرد که  اینها «نمی گذارند» حتی در دانشگاه و یک وزارتخانه هم کارهایمان را انجام دهیم، چه رسد به تحقق وعده های بزرگ تر!
 
ضمن آنکه این استیضاح تا روز انتخابات مجلس دهم بارها و بارها مورد استناد خواهد بود برای اثبات این گزاره که مجلس آینده باید «همسو» با دولت باشد؛  مجلسی که استیضاح نکند، از وزرا سوال نکند و به تایید دولت یازدهم بپردازد.
 
4. اما اتفاقات روز چهارشنبه مجلس، فقط استیضاح وزیر علوم نبود بلکه نمادی از «بازسازی منتقدان» دولت و «افت حامیان» آن در مجلس بود. بویژه آنکه حتی با نظر مثبت لاریجانی رییس مجلس و رییس فراکسیون رهروان که بنا بر آمار، این فراکسیون اکثریت مجلس را تشکیل می دهند، باز هم فرجی دانا نتوانست در سمت خود ابقا شود و بخش موثری از آرای مربوط به استیضاح وزیر سابق علوم را اعضای این فراکسیون تشکیل دادند.
 
همچنین سخنرانی نیمی از مخالفان وزیر علوم را اعضای این فراکسیون (جعفری، نقوی حسینی، غضنفر آبادی و آصفری) تشکیل دادند تا مشخص شود این فراکسیون دیگر یکپارچگی گذشته خود را ندارد و بخشی از اعضای آن به منتقدان اصلی دولت در مجلس گرایش بیشتری پیدا کرده اند. این مساله در کنار کاهش آرای لاریجانی در انتخابات خردادماه سال جاری برای ریاست مجلس در مقایسه با سالهای گذشته یک معنا بیشتر ندارد و آن اینکه آرایش سیاسی نمایندگان مجلس نهم به نسبت سال ابتدایی کار خود، دچار تغییرات معناداری شده است.
 
ضمن اینکه این مساله جدای از نشان دادن «فراجناحی» بودن موضوع استیضاح وزیر علوم در میان اصولگرایان، برای برخی دیگر از اعضای کابینه دولت یازدهم نیز معنادار است و شاید این روزها علی جنتی، بیژن زنگنه و عباس آخوندی بیش از دیگران احساس کنند که آینده فرجی دانا در انتظار آنهاست؛ به بیان دیگر یک سال و نیم پیش رو، سال کم تحرکی برای دولت و مجلس نخواهد بود و بهتر است تا دیگر وزرای کابینه ریسک مطرح شدن استیضاح خود را تا اسفند 1394 نپذیرند؛ چرا که اصولگرایان منتقد دولت فراتر از جبهه پایداری بعد از یک سال از روی کار آمدن دولت یازدهم در سطح مناسبی خود را «بازسازی» کرده اند و البته تلاش می کنند تا از قبل اتفاقاتی مانند روز استیضاح؛ به یک «وحدت گفتمانی» برای انتخابات مجلس دهم برسند نه آنکه تجربه های شکست خورده ای ائتلاف، مانند 7+8 را بار دیگر تکرار کنند.

برچسب‌ها: فرجی دانا, استیضاح
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 8:4 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

3 نکته درباره اظهارات بی سابقه رییس جمهور در واکنش به منتقدان

در سالهای گذشته «ترس» مبنای عملکرد چه جریانی بوده است؟/ اثرات ویران کننده ادبیات رئیس جمهور بر انسجام اجتماعی یک ملت

«ما در منطق کم نمی آوریم. ما دیپلمات های مجربی داریم. امروز در راس وزارت خارجه افرادی هستند که جزو برترین دیپلمات های جهانی هستند، نه منطقه. بروید صورت مذاکرات سالیان دراز گذشته را بخوانید.

 من از بس دیدم بعضی ها هراسان زندگی می کنند و چون خود اعتماد به نفس ندارند، - کافر همه را به کیش خود پندارد-  دیگران را هم این چنین می بینند، من ناچار شدم چند مورد مذاکرات خودم را با برترین مقامات اروپایی را در کتاب هسته ای ام عینا بیاورم. با اینکه عرفش این نبود. این کار را کردم تا بخوانند و ببینند ترسوها.
 
 یک عده به ظاهر شعار می دهند اما بزدل سیاسی اند. هر وقت می خواهد مذاکره بشود یک عده می گویند ما داریم می لرزیم. خب به جهنم، بروید یک جای گرم پیدا کنید برای خودتان. چه کار کنیم ما؟ خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده، ما چه کار کنیم؟»
 
اینها بخشی از سخنان رییس جمهور است که روز گذشته در جمع مسئولان وزارت خارجه بیان شد و در این باره توجه به چند نکته ضروری است:
 
1. عده ای معتقدند سخنان روز گذشته رییس جمهور و لحن بی سابقه وی در خطاب قرار دادن منتقدان دولت، تلاش برای تغییر سمت و سوی افکار عمومی از پرونده جنجالی کرسنت است که بر اساس بیانیه چند روز قبل شرکت دانا گاز، دادگاه داوری لاهه این قرارداد را معتبر اعلام کرده و عملا با محکومیت کشورمان در این پرونده، نه تنها ایران باید چند برابر پول های آزاد شده در توافق ژنو را به عنوان غرامت به طرف اماراتی پرداخت کند بلکه تا 25 سال آینده نیز باید گاز کشور را با قیمت بسیار پایین تر از سطح جهانی به امارات صادر کند.
 
عده ای دیگر نیز معتقدند ریشه این مدل ادبیات و سخنان رییس جمهور، تلاش برای زمینه سازی برخی دیدارهای آینده و پیش بینی نشده رئیس جمهور باشد. اما در هر صورت چه این تحلیل ها درست باشد و چه غلط، تردیدی وجود ندارد که این ادبیات به دور از شان رییس جمهور یک ملت است.
 
به عبارت دیگر آقای روحانی و حامیان دولت که بعد از انتخابات بارها و بارها بر افزایش  و انسجام «وحدت اجتماعی» و «کم شدن شکاف های اجتماعی» ناشی از عملکرد دولت قبل تاکید می کردند، باید به این نکته اساسی توجه داشته باشند که این مدل ادبیات و این طرز خطاب قرار دادن منتقدان دولت، نه تنها تناسبی با وحدت اجتماعی میان طبقات مختلف جامعه ندارد بلکه در دراز مدت منجر به ایجاد تفرقه بیشتر و افزایش شکاف های اجتماعی در جامعه خواهد شد.
 
در هر صورت این یک واقعیت است که آقای روحانی 49.3% از رای شرکت کنندگان در انتخابات 24 خرداد 92 را کسب نکرده است و حتی از منظری دیگر، ایشان از بین نزدیک به 50 میلیون افراد واجد رای در انتخابات، تنها رای نزدیک به 19 میلیون نفر را کسب کرده است و این یعنی رییس جمهور محترم نتوانسته رای بیش از 31 میلیون نفر از ایرانیان واجد شرایط در انتخابات را کسب کند. چه کسانی که در انتخابات شرکت کرده و کاندیدایی غیر از ایشان را برای اداره کشور برگزیدند و چه کسانی که حتی در انتخابات شرکت نکردند. لذا طبیعی است که بکارگیری این مدل ادبیات باز هم بیش از هر چیز به ضرر خود رییس جمهور محترم و دولت یازدهم است چرا که خواسته یا ناخواسته  این مساله به وحدت بیش از پیش منتقدان دولت یازدهم کمک خواهد کرد؛ ضمن اینکه اگر آقای روحانی معتقد است 90% مردم از تیم مذاکره کننده هسته ای کشور دفاع می کنند درست نیست؛ چرا که 100% ملت از تیم مذاکره کننده هسته ای کشور حمایت کرده و خواستار موفقیت آنها در برابر دشمنان هستند اما این حمایت دلیلی بر نگرانی و دلواپسی آنها نسبت به برخی اشتباهات بزرگ و عجیب آنها طی مذاکرات نیست.
 
2. رییس جمهور در بخش دیگری از سخنان روز گذشته خود،  منتقدان مذاکرات هسته ای و توافق ژنو را «ترسو» توصیف کرد. با این اوصاف اگر قرار به برچسب زنی و مقابله به مثل باشد طبیعتا هیچ نتیجه ی منطقی و درستی عاید طرفین نخواهد شد اما اگر واقعا قرار بر دیدن واقعیات و قضاوت بر مبنای حقایق باشد، آن گاه می توان با نگاه دقیق تری به نتیجه رسید که واقعا «ترس»، مبنای رفتار کدام یک از طرفین تا به امروز بوده است؟
 
فارغ از حضور پر رنگ بسیاری از منتقدان سیاست خارجی دولت یازدهم در سالهای دفاع مقدس در خط مقدم جبهه های جنگ تحمیلی و همزمان حضور بسیاری از عاملان توافق ژنو در آن سالها در آمریکا و اروپا به بهانه ادامه تحصیل، بازخوانی تحولات هسته ای کشورمان بویژه در سالهای 82 تا 84 با استناد به کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» آقای روحانی به خوبی نشان می دهد که مبنای عملکرد تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان در آن برهه  با سه کشور اروپایی، «ترس» از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل بوده است.
 
به عبارت دیگر، این «هراس» از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل باعث شد تا نخست در مذاکرات سعد آباد در تهران و بعد از آن نیز در مذاکرات بروکسل و در نهایت پاریس، تیم مذاکره کننده هسته ای به ریاست دکتر روحانی و با کمک افرادی مانند آقایان ظریف، موسویان و ناصری امتیازات پرشماری را به طرف مقابل بدون حتی بدست آوردن یک امتیار قابل توجه تقدیم طرف مقابل کند.
 
چنانچه خود آقای روحانی مورخ 10/5/1384 (اول اوت 2005) طی نامه ای به محمد البرادعی مدیر کل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی از بی نتیجه بودن عقب نشنینی های ایران در آن دوره و به اصطلاح اقدامات اعتمادساز برای طرف غربی سخن می گوید و می نویسد:
 
«متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه‌ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول‌های انجام نشده و درخواست‌های بیشتر روبه رو شد. قول‌های اکتبر 2003[مهر1382] سه کشور اروپایی درباره‌ی همکاری هسته‌ای، امنیت منطقه‌ای و منع گسترش، هنوز حتی بررسی هم نشده‌اند. تعهد فوریه‌ی 2004 [بهمن1382]سه کشور اروپایی که به عنوان مابه ازای گسترش تعلیق به مونتاژ و تولید قطعات ارائه شده بود و بر مبنای آن سه کشور متعهد شده بود که "تلاش فعالانه به عمل آورند تا تلاش‌های ایران در اجلاس ژوئن 2004[خرداد1383] شورای حکام شناسایی شده، به شکلی که شورا بعد از آن تنها بر مبنای گزارش مدیرکل، هرگاه و اگر براساس رویه‌ی عادی اجرای قرارداد پادمان و پروتکل الحاقی ضروری دانست، عمل کند" تحقق نیافت تا اینکه ایران در نوامبر 2004 [آذر1383]موافقت نمود تعلیق داوطلبانه‌ی خود را بیشتر گسترش دهد، به نحوی که تأسیسات تبدیل اورانیوم را که به وضوح توسط دبیرخانه‌ی آژانس به عنوان خارج از شمول هرگونه تعریف از "فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی" تعیین شده بود؛ دربرگیرد.
 
و سه کشور اروپایی/ اتحادیه‌ی اروپا هنوز به تعهد خود در موافقتنامه‌ی نوامبر 2004[آذر1383] پاریس مبنی بر شناسایی "اجرای بدون تبعیض حقوق ایران براساس معاهده‌ی منع گسترش مطابق با تعداتش براساس این معاهده" عمل نکرده‌اند. پس از گذشت بیش از سه ماه مذاکره بعد از موافقتنامه‌ی پاریس، آشکار شد که سه کشور اروپایی/ اتحادیه‌ی اروپا خواهان تطویل مذاکرات و احتمالاً عدم دستیابی به نتیجه مطلوب هستند و بنابراین، نمی‌خواهند در برابر حق غیرقابل انکار ایران برای از سرگیری فعالیت غنی‌سازی تسلیم شوند و انگیزه یا توانایی ارائه‌ی طرح خود درباره‌ی تضمین‌های عینی ماهیت صلح‌آمیز برنامه‌ی هسته‌ای ایران و نیز تضمین‌های محکم درباره‌ی همکاری‌های اقتصادی، فناوری و هسته‌ای و تعهدات محکم درباره‌ی مسائل امنیتی را نیز ندارند.»
 
لذا جا دارد از آقای روحانی سوال کرد شما که امروز تاکید می کنید افرادی از جنس برترین دیپلمات های جهان در راس تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان قرار گرفته اند و از این رو جای هیچ نگرانی، دلواپسی و لرزش بابت عملکرد آنها وجود ندارد؛ مگر یک بار در سالهای 82 تا 84 تجربه ای ناکام برای پرونده هسته ای کشور رقم نزدند؟
 
مگر در همان دوره بر مبنای «ترس» از ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، اکثر تاسیسات هسته ای ایران تعلیق نشد؟ پس چرا هیچ وقت این مساله موجب اعتمادسازی برای غربی ها نشد و همزمان در همان دوران ضمن اینکه بارها شورای حکام علیه ایران قطعنامه های متعدد صادر کرد، بلافاصله بعد از فک پلمپ UCF اصفهان نیز مقدمات ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل فراهم شد و در نهایت چندی بعد نخستین قطعنامه این شورا علیه پرونده هسته ای ایران تحت عنوان قطعنامه 1696 صادر شد.
 
لذا جای تعجب دارد که آقای روحانی همچنان ارجاع به کتاب خاطرات هسته ای خودشان را پاسخ منطقی برای منتقدان عملکرد دولت یازدهم در توافق ژنو قلمداد می کنند چرا که هر کس فقط یک بار این کتاب را مطالعه کند، به راحتی متوجه می شود که برخی اشتباهات راهبردی سالهای 82 تا 84 که بارها مورد عتاب رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفته، عینا در توافق ژنو تکرار شده است، از جمله تعهدات کلی و غیر قابل اندازه گیری طرف غربی به ایران در توافق سعد آباد و توافق ژنو در مقابل تعهدات عینی، دقیق و قابل اندازه گیری ایران به طرف مقابل.
 
3. نکته دیگری که جا دارد مورد تامل جدی قرار بگیرد، بازتاب گسترده ادبیات رییس جمهور در رسانه های بین المللی است.
 
طی یک سال گذشته در حالی آقای روحانی و حامیان دولت به کرات از لزوم تعامل با دنیا و ارائه چهره دیگری از ایران به جهان سخن گفته اند که گویا در دوره های گذشته ایران هیچ گفتگویی با جهان در عرصه دیپلماسی نداشته است و تنها در این دوره است که قرار بر تعامل با دنیا گذاشته شده! اما واقعیت اینجاست که وقتی رییس جمهور محترم باراک اوباما را فردی «مودب» و «باهوش» توصیف می کند و در مقابل با ادبیاتی خاص نسبت به منتقدان داخلی و دلسوز دیپلماسی دولت یازدهم می تازد، این مساله چه بازتابی در افکار عمومی دنبا خواهد داشت؟
 
آیا منطقا می توان پذیرفت رییس جمهوری که هر چند وقت یک بار با تند ترین تعابیر، حتی از تعامل با منتقدان داخلی خود نیز ابا دارد، در عمل می تواند چهره ای متفاوت از ایران به جهانیان نمایش بگذارد؟ یا اساسا این چهره متفاوت را باید در لبخند به جای اخم در برابر دشمنان به نسبت سالهای گذشته معنا کرد؟
 
حقیقت این است که توجه در سخنان روز گذشته رییس جمهور نشان می دهد بیش از آمریکا و اتحادیه اروپا، منتقدان داخلی توافق ژنو مورد عتاب آقای رییس جمهور قرار گرفته اند و این دقیقا یکی از علل اصلی نگرانی ها درباره آینده دیپلماسی دولت یازدهم است.
 
*تایید بقیه نظرات این مطلب در اولین فرصت

برچسب‌ها: روحانی, عصبانی, جهنم, ترسو, بزدل
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مرداد1393ساعت 7:4 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

بازخوانی یک خیانت؛ چه کسانی می خواستند مقاومت را خلع سلاح کنند؟

این روزها که بواسطه صحبت های رهبر معظم انقلاب، بحث کمک تسلیحاتی به مردم فلسطین برای مقابله نظامی با صهیونیست ها داغ شده است؛ جا دارد نامه معروف دولت خاتمی خطاب به آمریکا در سال 2003 را بازخوانی کنیم.

همان نامه ای که در آن تاکید شده بود در ازای چند امتیاز بی ارزش به ایران از جمله پیوستن به WTO، ایران قول می دهد برای خلع سلاح حزب الله لبنان و حماس در فلسطین با آمریکا همکاری به عمل آورد. و صادق خرازی علت این کار را «اعتمادسازی» برای آمریکا توصیف کرده بود.

لذا از «فراموش کاری» خود ماست که برای یادآوری خیانت های این جماعت در حق اسلام و ایران، فقط به «نه غزه نه لبنان» گفتن هایشان در روز قدس 88 اشاره می کنیم؛ این جماعت اگر توانش را داشتند خیلی زودتر از این، به خاطر لبخند کدخدا، جریان مقاومت در منطقه راخلع سلاح می کردند تا امروز به جای غزه، موشک های سگ کدخدا در تهران و اصفهان و خوزستان فرود بیاید.

دعوا اصلا سر افراد نیست، دعوا بر سر جلیلی یا ظریف و ... نیست؛ دعوا بر سر دو نوع نگاه به واقعیاتی است که این روزها در منطقه خودش را نشان می دهد؛ دعوا بر سر میزان انعطاف و اعتمادسازی مقابل «تهدید» دشمن است. دعوا سر این است که برای تحقق وعده های دروغ دشمن، تا کجا باید عقب نشینی کرد و به اسم تعامل با جهان به منافع ملی ضربه زد؟ ...

همه چیز درباره نامه 2003 را در این لینک بخوانید.

 

*در اولین فرصت ادامه پیام های این مطلب تایید می شود


برچسب‌ها: نامه 2003, صادق خرازی, خاتمی, خیانت
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مرداد1393ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

درباره یک «مرد»

شاید خیلی‌ها این مرد را به خاطر سوابق علمی درخشانش بشناسند.

شاید خیلی‌ها این مرد را به خاطر کتاب «معرفت شناسی اجتماعی» اش بشناسند که در سال ۱۳۸۵ به عنوان کتاب سال ایران برگزیده شد.

شاید خیلی‌ها با شنیدن اسم این مرد، یاد سالها تدریس "فلسفه علم" و " فلسفه غرب" اش در دانشگاه تهران بیفتند.

شاید خیلی ها هم به تازگی اسم او را شنیده باشند، همین چند ماه پیش که شهر به شهر و دانشگاه به دانشگاه می رفت تا توافق ژنو را از منظر حقوقی و فنی نقد کند. چون معتقد بود در پس این توافق، استقلال کشور به خطر افتاده است. البته این روزها هم جلسات بازپرسی و دادگاهش به این خاطر برقرار است اما برای چنین آدمی، اساسا این چیزها ترمز محسوب نمی شود!

و شاید هم خیلی‌ها او را با عکس معروفش در راهپیمایی 22 بهمن سال 92 بشناسند که مثل یک آدم عادی، برگه هایی با محتوای نقد توافق ژنو را میان مردم پخش می کرد!

اما این مرد، هویت اش با هیچ کدام از اینها تعریف نمی شود! با اینکه سالها سفیر ایران در فیلیپین بوده و چند سال هم رییس اداره سازمانهای بین المللی وزارت خارجه؛ با اینکه دکترایش را از دانشگاه لیدز انگلستان گرفته؛ اما نه دچار محافظه کاری شده و نه مصلحت اندیشی های کاذب!

این مرد هنوز یک «انقلابی» به معنای واقعی کلمه است! این مرد نه فقط بر سر کلاس های درسش؛ بلکه خارج از کلاس هایش هم برای دیگران یک الگو و استاد است.

این مرد مصداق همان مومنی است که در هیچ چارچوب نمی گنجد؛ این مرد کسی است که ساختارها و عناوین و القاب نتوانسته مهار یا استحاله اش کند؛ و برای خیلی از من و هم نسلان من یادآور شجاعت، غیرت و مردانگی است ...


سعید زیباکلام در تجمع مقابل سفارت فرانسه/ عصر یکشنبه 5 مرداد 1393

 

مطلب مرتبط:

انقلاب یک تصویر!


برچسب‌ها: سعید زیباکلام, مرد
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مرداد1393ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر