تبليغاتX
.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

متن کامل نامه تاریخی دانشجویان دانشگاه تهران به آیت الله مصباح

حتی اگر همه تصمیم بر بایکوت کامل جبهه پایداری داشته باشند، حتی اگر ۲۰.۳۰ یک سوم زمان صحبت های زاکانی (سخنگوی جبهه متحد)، صحبت های لنکرانی (سخنگوی جبهه پایداری) را پخش کند، حتی اگر همشهری، تهران امروز، شرق، آرمان، مردم سالاری، ایران، روزگار، ملت ما، ایرنا، ایلنا، مهر، تابناک، جهان،الف، خبرآنلاین، فردا، شفاف، مثلث، پنجره و ... به دنبال تخریب جبهه پایداری باشند، حتی اگر جبهه پایداری یک روزنامه هم نداشته باشد، حتی اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند تا جبهه پایداری از اذهان فراموش شود، خدای سوم تیر ۸۴، همان خدای امروز است و بدنه فعال و با نشاط دانشجویان در دانشگاه های اصلی کشور نشان می دهد جریانی که با توکل بر خدا و حمایت معنوی بزرگانی همچون علامه  مصباح و حضرت آیت الله خوشوقت پا به میدان گذاشته است، مورد اقبال مومنین خواهد بود:

                                              بسم الله الرحمن الرحيم

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ

دانشمند فرزانه؛ حضرت آیت الله مصباح یزدی

سلام علیکم؛

این روزها که اخلاق، حلقه ی گمشده فضای سیاسی کشور شده و رفتارهای قبلیه ای در میدان سیاست، با شدت مضاعف نسبت به گذشته دیده می شود، بر آن شدیم تا با نگاشتن نامه ای سرگشاده خطاب به حضرت عالی -حداقل کاری که از دستمان بر می آید- از حسن تدبیر و پایداری شما بر اصول انقلاب مان تشکر و قدردانی کنیم.

حضرت آیت الله!

اگرچه فرزندان نسل سومی شما در دانشگاه بسیاری از وقایع سه دهه‌ي انقلاب را از نزدیک مشاهده نکرده اند اما پایداری حضرت عالی بر اصول انقلاب و تحمل همه تخریب ها و طعنه های دوست نمایان بدتر از دشمن، برای ما مجسم کننده خاطراتی است که بزرگان انقلاب از صبر و پایداری شهید بزرگوار و مظلوم، آیت الله بهشتی در سال‌های اولیه انقلاب روایت می کنند؛ آن روزهایی که علاوه بر دشمنان قسم خورده انقلاب بسیاری از چهره های به ظاهر انقلابی بی بصیرت نیز به ایشان خرده می گرفتند که مگر پافشاری بر اصول انقلاب تا چه اندازه اهمیت دارد و برای تحت الشعاع قرار دادن پایداری آن شهید عزیز بر اصول و گفتمان انقلاب اسلامی، ایشان را به قدرت طلبی متهم می کردند اما ایشان در عمل نشان داد برای حفظ آرمان های بلند مدت اسلام عزیز، باید همه فشارها و تخریب های ابن الوقت های به ظاهر انقلابی را تحمل نمود چرا که تاریخ قضاوت خواهد کرد کسانی که در راه آرمانهای الهی پایداری به خرج دادند، چگونه نصرت الهی شامل حال‌شان خواهد بود.

حضرت علامه مصباح!

ما دانشجویان نسل سوم انقلاب، امروز وظیفه خود می‌دانیم که مجاهدت شما در عرصه سیاست در طول سه دهه عمر با برکت انقلاب اسلامی را ارج نهیم.

تقدیر ما شاگردان معنوی حضرت‌تان، به‌خاطر حضور پر رنگ و روشن‌گرانه‌ي شما در فتنه های متعدد پس از انقلاب از جمله مناظره های تاریخی با جریان های التقاطی و چپ در دهه‌ي 60 است.

تقدیر ما از شما به جهت روشن‌گری های ماندگارتان پیرامون التقاط فکری جریان اصلاحات در دوره دوم خرداد و به جان خریدن هزاران توهین و بدگویی برای دفاع از کیان انقلاب است.

ارج‌گذاری ما بر تلاش‌های خالصانه شما، به علت تلاشی ماندگار در احیای گفتمان ناب انقلاب اسلامی در قالب ایجاد حرکت عظیم سوم تیر و سپس تقویت و قوام آن است. و سپاس‌گزاری ما به دلیل ایستادگی عمارگونه‌تان در برابر فتنه 88 و پدران معنوی آن و روشن‌گری شجاعانه‎تان در قبال جریان نفودی است که به دنبال تحریف گفتمان انقلاب اسلامی بود.

و از همه مهم‌تر، تقدیر و تبریک ما به جهت تیزهوشی و حسن تدبیر شما در تشکیل و حمایت از جبهه ای است که این روزها به دنبال "پایداری بر گفتمان انقلاب اسلامی" است.

و این همه در حالی است که در فضای سیاست زده و به دور از تقوایی که پیش از هر انتخابات توسط سیاست‌بازان قدرت طلب، ایجاد می شود، دشوار است که سخن حق را به گوش همگان رساند؛ لیکن باید تاکید کنیم که ما نه تنها به عنوان جمعی از دانشجویان دانشگاه مادر کشور، بلکه بنا بر آنچه که در میان توده های بی‌شمار معتقد به آرمان‎های انقلاب اسلامی می بینیم، هیچ "ان قلتی" پیرامون گفتمان جبهه پایداری انقلاب اسلامی مشاهده نکرده ایم بلکه این گفتمان را منبعث از مبانی ناب گفتمان انقلاب اسلامی می دانیم؛ هر چند که "ان قلت سازان" با همه توان رسانه های زنجیره ای شان وارد میدان شده باشند تا یک روز به اسم کارشناس و متخصص و صاحب نظر و روز دیگر تحت عنوان دانشگاه و دانشجو، سالم ترین گفتمان سیاسی حال حاضر کشور را هدف قرار دهند چرا که اقبال روز افزون ملت به این گفتمان، راهی جز حاشیه سازی برای علمداران آنرا باقی نمی گذارد.

مطهری زمان!

حقیقت آن است که فتنه 88 که به عنوان واکسنی قوی برای انقلاب اسلامی عمل کرد، تا ابد برای ما به عنوان یکی از معیارهای سنجش مواضع و رفتار افراد مختلف از هر طیف فکری- سیاسی مطرح خواهد بود. هر چند عده ای با به‌کارگیری همه توان رسانه‌ای ساکتین فتنه تلاش کنند با بزرگ‌نمایی جریان نفوذی در دولت، گناه ساکتین و همراهان فتنه را تقلیل داده و با جعل واژه های جدید، زمین بازی را به نفع مردودین فتنه 88 تغییر دهند، اما این بصیرت ملت انقلابی است که مانع از آن خواهد شد که عیار ناب اصول‌گرایی دچار افت و خیز شود و بدون شک ولایت‎مداری، عدالت‎خواهی، موضع گیری در قبال فتنه 88 و هم چنین جریان نفوذی در دولت از معیارهای اصلی برای سنجش سیاسیون در عرصه های مختلف خواهد بود و در این بین نه تقطیع، نه تحریف، نه سانسور و نه بایکوت رسانه ای مواضع افراد انقلابی باعث نخواهد شد که تاجرپیشگان عرصه سیاست برای خود نمدی ببافند.

جناب علامه مصباح!

ما از بنیان‌گذار کبیر انقلاب و هم چنین رهبر عزیزمان آموخته ایم که تأکید بر معیارها و اصول، مقدم بر هر ائتلاف و وحدت سیاسی است، لذا در شرایط فعلی نیز ضمن استقبال از مرزبندی با ساکتین فتنه و امتحان پس‌دادگان در گفتمان اصول‌گرایی، امیدواریم اشتراکات گفتمانی اصول‌گرایان حقیقی در عرصه انتخابات پیش‎رو، روز افزون گشته و البته نتیجه را خدا به واگذار خواهیم کرد.

البته ممکن است عده ای بخواهند غرض ورزانه انتشار این نامه به حضرت عالی را در راستای اختلاف افکنی میان روحانیت متعهد به انقلاب تفسیر کنند، لذا جا دارد تأکید کنیم امضا کنندگان این نامه نه تنها از شما که از همه روحانیون متعهد به آرمان های انقلاب سپاسگزارند. و این سپاس در درجه اول شامل حضرت آیت الله مهدوی کنی که از علمای با سابقه تاریخ انقلاب هستند، خواهد بود چرا که حضور با بصیرت ایشان در بزنگاه های حساسی هم‌چون کنار زدن تکیه گاه معنوی فتنه‌گران و ساکتین فتنه از مجلس خبرگان و پاسخ به یکی از خواسته های به حق ملت در نهم دی‌ماه، راه‌گشای مسیر انقلاب اسلامی بوده است.

لذا بعضی تحرکات تخریبی عده ای از سیاست بازان معلوم الحال و ساکتین فتنه 88 را که این روزها قصد دارند با انتساب خود به این عالم بزرگوار، علیه حضرت‌عالی و نخبگان خوش‌نام انقلاب اسلامی فضاسازی کنند، قطعا از رییس محترم مجلس خبرگان مبرا می دانیم و از عمق جان درک می کنیم که تحمل این افراد تاجرپیشه در عرصه سیاست توسط آیت الله مهدوی کنی چه سختی و مشقتی را به ایشان تحمیل کرده است.

در پایان ضمن تشکر مجدد از حضرت عالی که به عنوان یکی از عمارهای رهبر انقلاب بارها و بارها با روشن‎گری های خود سبب خیر و برکت برای مردم همیشه در صحنه بوده اید، امیدواریم همواره دعای خیر شما شامل حال فرزندان معنوی‌تان در دانشگاه تهران باشد.

و السلام علیکم و علی عبادلله الصالحین

جهت مشاهده لینک اصلی نامه و امضای 232 دانشجو کلیک کنید.


برچسب‌ها: جبهه پایداری, آیت الله مصباح, نامه سرگشاده دانشجویان دانشگاه تهران
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1390ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

جبهه پایداری و آدرس غلطی که "خودی ها" می دهند

برادر بزرگوارم، سجاد صفار اخیرا مطلبی پیرامون رفتارهای قبیله ای در عرصه سیاست نوشته است که بخش های زیادی از آن کاملا درست است اما آنچه باعث شد این چند خط را بنویسم، نگاه عجیب وی به اختلافات جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایان (8+7) است که حداقل برای همچون منی که وی را در این چند سال شناخته ام، قابل هضم نیست.

اینکه یک نفر خودش را سوم تیری بداند –که حتما هم هست- اما در چنین برهه ی حساسی که معادلات سیاسی سالهای آینده رقم خواهد خورد، ژست های "علی مطهری گونه!" بگیرد و با بیان اینکه پایداری پسر خوبی است، متحد هم می تواند بهتر باشد، دو طرف را به بهتر بودن نصیحت کند و ... برایم عجیب و بلکه بغض آور است چرا که جبهه پایداری تا الان اگر اشتباهی هم داشته، "اشتباه گفتمانی" نداشته اما بخش قابل توجهی از اعضای موثر و تصمیم گیر جبهه متحد اصولگرایان، قبل از هر چیز باید نسبت خودشان را با بسیاری از مولفه های گفتمان انقلاب مشخص کنند ...

 ساده تر بگویم، نمی توانم درک کنم چطور سجاد عزیز هسته تصمیم گیران پایداری را انسان هایی"فاقد تعادل" می داند اما همزمان برای یک متعادل! به اسم احمد توکلی نامه امضا می کند و از او می خواهد در انتخابات مجلس نهم حتما شرکت کند.

 خودمانی ترش می شود اینطور گفت که چگونه احمد توکلی -که مشتی نمونه خروار است- چند روز پس از انتخابات ادعای دروغ سبزها را تکرار می کند و می گوید رییس جمهور به مردم نگوید خس و خاشاک! و هم زبان با ضدانقلاب به وزارت کشور حمله می کند که چرا انتخابات فلان بود و از همه بدتر اعلام می کند علی مطهری نماینده واقعی ملت است و انشالله دور بعد هم رای می آورد، دارای تعادل است اما تصمیم گیران جبهه پایداری از جمله الهام، لنکرانی، حسینیان، رسایی، زارعی، کوچک زاده، آقاتهرانی و ... فاقد تعادل هستند ؟

 راستش را بخواهید معتقدم اگر چه برادر عزیزم در نوشته اش سعی کرده از موضع جدایی از هر دو جبهه، به نقد رفتارهای آنها بپردازد اما خودش در دام سومی به نام ژست "اعتدال کاذب" افتاده و نتیجه حداقلی این آفت آن است که آدرس غلط به خود و مخاطب می دهد.

 نکته دیگر اینکه با همه این حرفها نه معتقدم جبهه پایداری بدون نقص و ایراد است و نه اینکه نباید آن را نقد کرد، کما اینکه اگر موقعیت اش باشد می شود ده ها نقد و ایراد را به جبهه پایداری وارد دانست اما سوال اساسی از برادرانمان این است که مگر ما بین جبهه پایداری و امام معصوم، جبهه پایداری را انتخاب کرده ایم که به واسطه کوچکترین اشتباهی از سوی هر فرد منتسب به این جبهه، سریعا زیرآب کل جبهه پایداری خورده می شود و بعد هم گفته می شود باید از فلانی حمایت کرد چون "پرنسیپ" اش فلان است!

 آیا معدل عملکرد کسانی که امروز در جبهه متحد اصولگرایان نقش اصلی را بازی می کنند بهتر از جبهه پایداری است؟ و اگر دائما با توسل به هر بهانه ای جبهه پایداری را منزوی می کنیم، بهتر از آن را سراغ داریم؟

 با کوبیدن آقاتهرانی، رسایی، زارعی، کوچک زاده، لنکرانی، الهام و در یک کلمه جبهه پایداری، به چه کسانی باید قانع شویم؟ به احمد توکلی؟ به محمد رضا باهنر؟ به علی عباسپور؟ به اسدالله بادامچیان؟ به حسن غفوری فرد؟ و آیا کوچک زاده یا رسایی یا هر کدام دیگر از اعضای جبهه پایداری با همه اشتباهاتشان، بهتر از نامبردگانی که در لیست جبهه متحد حضور دارند نیستند؟ و مجموعه سابقه و عملکردشان قابل دفاع تر نیست؟

اصلا ملاک برتری چیست؟ فتنه؟ مواضع اینها را با هم مقایسه کنیم تا ببینیم اعضای پایداری بهتر عمل کردند یا غفوری فرد که خودش می گوید به موسوی رای داده، یا باهنر که تا 3 روز قبل انتخابات به رهبری نامه نوشت که موسوی رای می آورد! و بعد انتخابات هم در دفاع تمام قد از موسوی کم نگذاشت؟

 ملاک چیست؟ برائت از جریان انحرافی؟ امثال توکلی بهتر عمل کردند یا اعضای پایداری که دقیقا منطبق با مشی رهبر انقلاب هم جریان انحرافی را محکوم کردند و هم با آن کاسبی نکردند؟

 کاسبی کردن با جریان انحرافی یعنی الف و جهان نیوز و  مشرق نیوز و صراط نیوز و ... که با کوچکترین بهانه ای می گویند باز هم جریان انحرافی! و اصلا این موضوع را لوث کردند و آنقدر ناشیانه به این موضوع پرداختند که باعث مظلوم نمایی و تطهیر مشایی در افکار بسیاری از کسانی شدند که نه مشایی را می شناختند و نه با اشتباهش آشنا بودند اما اعضای جبهه پایداری آنجا که باید هزینه می دادند و در برابر مشایی می ایستادند، ایستادند تا آنجا که آقاتهرانی و الهام و محصولی و لنکرانی علت خروج شان از دولت مخالفت هایشان با مشایی بود و از طرف دیگر امثال رسایی و حسینیان و کوچک زاده و زارعی که نزدیک ترین نمایندگان به دولت بودند و در طی دولت نهم بیشترین دفاع از عملکردهای مثبت و رویکردهای گفتمانی دولت احمدی نژاد را داشتند، امروز با مرزبندی کامل نسبت به جریان نفوذی در دولت،  مورد غضب رسانه های این جریان هستند.

 نمی دانم بالاخره ملاک دوستان برای مقایسه پایداری و جبهه متحد چیست؟ که اگر دست روی هر نقطه ای بگذارند، دست جبهه پایداری به مراتب پر تر است، و اگر بحث ریز شدن بر اشتباهات باشد، باز هم دست پایداری پر تر است، اما اساسا این دعواهای خاله زنکی در شان گفتمان اصولگرایی نیست؛ اما وقتی همه بشوند اصولگرا، از عباسپور تا باهنر و کاتوزیان و مطهری و نواب و توکلی، باید هم سطح حرفها به این دعواهای سخیف تقلیل پیدا کند و این همه پتانسیل سر بحث پیرامون بدیهیات هدر برود!

اینکه آقای زاکانی برود و تعبیر سازی کند که جبهه پایداری ساکتین انحراف هستند، با کدام مکتب اخلاقی و شرعی قابل توجیه است؟

 آیا جز این است که رهبری ضمن تایید تلویحی انحراف در دولت دهم در سخنرانی در جمع مردم شیراز در اردیبهشت امسال، بارها تاکید کرده اند این موضوع را نباید بزرگ کرد؟ حالا برادرانی که می فرمایند ساکتین انحراف، منظورشان چیست؟ یعنی آقای الهام باید برخلاف مشی رهبری بیاید فریاد بزند و تیتر همه روزنامه ها و سایت ها را پر کند که ایها الناس! بنده در حالی که روزگاری نزدیک ترین فرد به احمدی نژاد بودم به خاطر مشایی از دولت بیرون رفتم؟ محصولی فریاد بزند ای مردم بدانید من از 35 سال قبل رفیق احمدی نژاد بودم اما به خاطر مشایی از دولت بیرون آمدم؟

 آقاتهرانی بیانیه بدهد ملت شریف ایران! من روزگاری معلم اخلاق احمدی نژاد و دولت بودم اما به خاطر مشایی از دولت بیرون رفتم؟ لنکرانی پی در پی مصاحبه کند که ای کسانی که ایمان آورده اید بدانید که من از بهترین و محبوب ترین وزاری تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی بودم اما آقای احمدی نژاد به خاطر مشایی مرا تحمل نکرد ...؟ واقعا کدام سوم تیری و انسان دلسوزی این مشی را انتظار دارد که حالا امثال آقای زاکانی می گویند پایداری، همان ساکتین انحراف هستند؟ و می خواهند با این قضیه فقط و فقط "کاسبی" کنند و بگویند اگر دوستان ما مثل آقای باهنر و قالیباف و ... ساکتین فتنه بودند و ما هم امروز با آنها در جبهه متحد ائتلاف کرده ایم، شما هم ساکتین انحراف هستید! پس همه با هم مساوی شدیم! در حالی که فتنه و موضع گیری علنی نسبت به آن دقیقا همان چیزی است که رهبر انقلاب بارها در سخنرانی هایشان بر آن تاکید کردند و گفتند اگر نخبگان صریحا درباره فتنه موضع نگیرند، مردود هستند اما انحراف همانی است که رهبری بارها فرمودند آن را به مساله اصلی کشور تبدیل نکنید ...

 حرف خیلی بیش از اینهاست، اینها را هم نمی خواستم بنویسم و الان هم که نوشتم دل خوشی ندارم؛ اما وقتی می بینم سجاد عزیز که  جای برادر بزرگتر من است و باید این روزها به بقیه بچه ها آدرس درست بدهد، آدرس نیمه درست هم نمی دهد، چاره ای ندارم تا بعضی حرفهای درگوشی را اینجا بازگو کنم.

 من همین قدر می فهمم که آیت الله مصباح از من و حسن و حسین و ... بیشتر می فهمد و  امروز نیز با همه وجود از جبهه پایداری حمایت می کند و علیرغم همه فحاشی ها و طعنه های سیاسیون و غیرسیاسیون، می گوید: "حمایت بنده از جبهه پایداری به خاطر مبارزه اینها با فتنه و مبارزه با خط انحرافی است و در بین افرادی که به عنوان اصولگرا مشهورند، بنده افرادی با این تفکر که روی اصول پافشاری بیشتری دارند را بیشتر قبول دارم"

 من همین قدر می فهمم که وقتی آیت الله مصباح اینطور خودش را خرج می کند و هر چند هفته یک بار اعضای شورای مرکزی جبهه را به گرمی می پذیرد و با آنها سخن می گوید، حداقل وظیفه من دانشجو این نیست که از احمد توکلی که می گوید مطهری نماینده واقعی ملت است و انشالله بازهم رای می آورد! به خاطر پرنسیپ اش دفاع کنم، وظیفه ام این است که اگر پایداری هر عیبی هم دارد سعی بر رفع آن داشته باشم اما همه تلاشم را انجام دهم تا از دل این گفتمان حتی یک نفر هم که شده، بیشتر وارد مجلس شود چون تا همین جا هم این گفتمان بوده که بیشترین خدمت را به انقلاب، نظام و مردم کرده است.

 و به عنوان کلام آخر، وقتی می بینم لیست احتمالی ارائه شده جبهه پایداری برای تهران، نه تنها هیچ نقطه ضعفی ندارد بلکه افرادش یکی از دیگری بهتر است، چرا باید به لیست جبهه متحد دل خوش کنم که هنوز باهنر در آن حاضر است؟

چرا باید به لیست جبهه متحد دل خوش کرد در حالی که طبق خبر سایت حامی خودشان، به جای یک لیست گفتمانی و اصولی، شرکت سهامی باز کرده اند و 4 نفر را داده اند به قالیباف، 4 نفر سهم لاریجانی، چند را به موتلفه و ...؟ چرا نباید از جبهه پایداری حمایت کرد در حالی که بهترین افراد را کاندیدا کرده است اما چون مثل جبهه متحد قدرت و ثروت ندارند، نمی تواند آدمهای خودش را به راحتی معرفی کند و به خاطر موج تخریبهای این چند ماهه اگر جزوه ای را هم در دفاع از خودش منتشر می کند، بلافاصله با توپخانه رسانه ای کذایی مواجه می شود که وا اسلاما ... به آیت الله مهدوی توهین شد! بعد که می گویی کجا توهین شد؟ می گویند چرا نوشتید ایشان از طرف رهبر انقلاب برای ارائه لیست واحد اصولگرایان ماموریتی ندارند! و بعد که می گوییم منبع این ادعا چیست؟ می گویند ما می دانیم و شما نمی دانید! و حقیقتا متحیر مانده ایم که چطور این دوستان همیشه مطلع از نظر رهبری! از یک نفر همچون آقای مصباح و خوشوقت هم بیشتر می دانند ...

 خلاصه کلام آنکه صحنه بسیار روشن است؛ مسعود میرکاظمی وزیر سابق نفت تخصص اقتصادی اش از احمد توکلی کمتر است یا حواشی اش بیشتر؟

 محمد سلیمانی به عنوان وزیر سابق ارتباطات جای اش در مجلسی که بلندگویش برای یک نفر مثل علی مطهری هم روشن می شود خالی نیست؟

 سید محمود نبویان، ناصر سقای بی ریا، قاسم روان بخش، محمود دهقانی و دیگر شاگردان آقای مصباح چرا نباید در مجلس باشند اما امثال باهنر و عباسپور در مجلس باشند تا دغدغه نهایی شان جمع آوری امضا برای جاسبی باشد؟

 اینها سوالاتی است که پاسخ اش می تواند متفاوت باشد و البته به اقتضای همان پاسخ های متفاوت؛ وظیفه افراد هم تفاوت خواهد کرد ...


برچسب‌ها: جبهه پایداری, جبهه متحد اصولگرایان
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 3:43 قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

وقتی جبهه پایداری حق دفاع از خود را هم ندارد +دانلود جزوه استقامت در منطقه ممنوعه

این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این ، این و ...

اینها تنها بخشی از حملاتی است که طی روزهای اخیر جبهه پایداری به جرم "دفاع از خود" تحمل می کند.

استقامت در منطقه ممنوعه

انتشار جزوه ۸۰ صفحه ای توسط دانشجویان حامی جبهه پایداری که شامل پاسخ به ده ها شبهه و تخریب این جبهه طی ماه های اخیر بوده است، آن قدر به مذاق متحدان با ساکتین فتنه تلخ آمده که نتیجه آن را باید در ده ها خبر تخریبی و دروغ جستجو کرد.

ادعاهایی از قبیل جزوه های میلیاردی! چاپ گسترده جزوه های تخریبی! و ... در حالی صورت می گیرد که این جزوه نه تنها هیچ جا چاپ نشده و تنها در فضای مجازی پخش شده، بلکه حتی ۱۰۰۰ تومان نیز خرج نداشته و هر چه بوده حاصل تلاش کسانی بوده که در راه اعتقادات خود سعی کرده اند بخشی از فحاشی های برادران به اصطلاح اصولگرا علیه جبهه پایداری را پاسخ داده باشند.

هم چنین ادعای تخریبی بودن این جزوه در حالی صورت می گیرد که مشخص نیست متن تخریبی این جزوه در کدام قسمت آن است؟ این که آقای مهدوی کنی از طرف رهبر انقلاب ماموریتی برای ایجاد لیست واحد ندارند، تخریب است؟ یا ادعاهای بی سند مبنی بر اینکه ایشان حتما از طرف رهبری مامور هستند لیست واحد برای اصولگرایان تهیه کنند! هزینه بی جا از رهبر انقلاب است؟

در هر حال، همه چیز طبق پیش بینی جلو می رود؛ سوم تیر ۸۴ نیز در حالی رقم خورد که راست سنتی و مدرن و میانه رو و معتدل و تندرو و کند رو و همه رسانه ها و سایت هایشان بر روی محمد باقر قالیباف و در مرتبه بعد علی لاریجانی سرمایه گذاری کرده بودند لکن انتخاب ملت بگونه دیگری رقم خورد ...

انتخابات مجلس نهم نیز در حالی نزدیک می شود که همه رسانه های مستقل! یک خواست واحد دارند اما بدنه حزب الله و توده های مردمی خواسته دیگر. آفتاب و تابناک و مهتاب و ... هر چه هم بنویسند و فریاد بزنند، مردم به لیستی که در آن ساکتین فتنه نقش محوری دارند و قالیباف و لاریجانی سهم ویژه! رای نخواهند داد.

و در نهایت اینکه برای دانلود جزوه پاسخ به سیاه نمایی ها و شبهات علیه جبهه پایداری اینجا کلیک کرده و منتظر جزوات بعدی نیز باشید.

مطالب مرتبط:

جوابیه دانشجویان حامی جبهه پایداری به فضاسازی سایت های زنجیره ای جبهه موسوم به 8+7

سه ضلعي فتنه، انحرافي و مردودين در مقابل جبهه پايداري

موج جدید حملات ضدانقلاب به جبهه پایداری با توسل به دروغ های آرشیوی!

ساکتین فتنه برای تخریب جبهه پایداری دست به دامان چه کسی شدند؟

تخريب‌ها عليه جبهه پایداری "حساب شده" و به‌دليل موقيعت مردمي اين جبهه است/ می‌خواهند از ابتدا جلوی رشد این جبهه را بگیرند

جزئياتي از آخرين جلسه علامه مصباح با جبهه پايداري/ بايكوت انديشه آيت‌الله مصباح و شاگردان‌شان در صداوسي


برچسب‌ها: جبهه پایداری, استقامت در منطقه ممنوعه
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  |