.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

ادعای نادرست ظریف و عراقچی درباره محدودیت های موشکی ایران در گذشته چیست؟

 یکی از ادعاهای پرتکرار طی روزهای گذشته توسط آقایان عراقچی و ظریف دفاع از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و مقایسه محدودیت های موشکی آن با قطعنامه ۱۹۲۹ بوده است، بگونه ای که در پس این قیاس یک پیروزی بزرگ برای ایران نتیجه گیری شده است.
 
در این باره آقای عراقچی تا کنون در سه نوبت به ترتیب در گفتگو با خبر ساعت ۱۴ شبکه اول سیما، گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما و نشست خبری در وزارت خارجه و آقای ظریف هم در گزارش به نمایندگان در صحن علنی مجلس ضمن تشریح محدودیت های تسلیحاتی و موشکی ایران بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، اعلام کرده اند این محدودیت ها در مقایسه با قطعنامه ۱۹۲۹ که سال ۱۳۸۹ علیه ایران صادر شد بسیار کمتر است و یک دستاورد برای کشور محسوب می شود زیرا بر اساس بند نهم قطعنامه ۱۹۲۹، شورای امنیت از همه کشورها خواسته بوده که تدابیر لازم برای محدودیت موشک های بالستیکی ایران را  اتخاذ کنند، به گونه ای که این روند حتی می توانسته تا «اقدام نظامی» علیه ایران نیز منجر شود.
 
 
به عنوان نمونه آقای عراقچی در برنامه گفتگوی ویژه خبری روز دو شنبه در این باره اعلام کرد:
 
«در قطعنامه های گذشته شورای امنیت به خصوص قطعنامه ۱۹۲۹  که من از همه محققین و کارشناسانی که این روزها درباره قطعنامه جدید کار می کنند، بررسی می کنند و اعلام نظر می کنند می خواهم به آن رجوع کنند و خیلی دقیق بخوانند چه قطعنامه ای علیه ما در آن سال  صادر شده و چه ابعاد خطرناکی داشته و بعد ببینند که این الان به چی تبدیل شده، در بند ۹ آن قطعنامه می گوید که تمام فعالیت های موشک های بالستیکی که قابلیت حمل سلاح کلاهک هسته ای داشته باشند برای ایران ممنوع است و این کار را تحت ماده ۴۱ انجام داده. یعنی Decides that Iran shall not  وقتی شورای امنیت می گوید Decide  shall  «تصمیم می گیرم که باید»، یا «تصمیم می گیرم که نباید»، این یک تصمیم الزام آور برای همه کشورهاست. در قطعنامه ۱۹۲۹ می گوید تصمیم میگیرم که ایران نباید کار روی موشک های بالستیکی با قابلیات حمل کلاهک هسته ای داشته باشد که البته ما هیچ وقت وقعی نگذاشتیم. قبلی ها را قبول نداشتیم و این را هم نپذیرفتیم ولی قطعنامه به ما هو قطعنامه یک بند بسیار خطرناکی بوده.
 
در ادامه همان بند می گوید از همه کشورها می خواهد که از هر ابزاری که می توانند استفاده بکنند یعنی موظفند از هر ابزاری که می توانند استفاده کنند که جلوگیری کنند از فعالیت های موشکی ایران. و این یک مجوز بسیار خطرناکی بود که شورای امنیت داده بود که می توانست حتی مجوز "اقدام به کار نظامی" علیه ایران باشد.»
 
 
جالب آنکه این ادعا را وزیر امور خارجه نیز در صحن علنی مجلس در گزارش به نمایندگان تکرار کرد و گفت بر اساس بند ۹ قطعنامه ۱۹۲۹ کشورهای دیگر می توانستند به خاطر موشک های بالستیک ایران «اقدامات قهرآمیز» انجام دهند.
 
این در حالی است که رجوع به بند ۹ قطعنامه ۱۹۲۹نشان می دهد واقعیت چیز دیگری است و از اساس ادعای آقایان ظریف و عراقچی صحت ندارد چرا که در هیچ قسمت از این قطعنامه حرفی از «اقدام نظامی» یا «اقدامات قهرآمیز» به میان نیامده و این قطعنامه از کشورها نخواسته تا به خاطر موشک های بالستیک ایران دست به چنین اقداماتی بزنند یا مجوز برای این کار نیز صادر نکرده است، بلکه نهایت مطالبه این بند از قطعنامه ۱۹۲۹ از کشورهای جهان برای ایجاد محدودیت موشک های بالستیک ایران، به کار گیری« تدابیر لازم برای ممانعت از انتقال فناوری یا کمک‌های فنی به ایران» است:
 
 
Decides that Iran shall not undertake any activity related to ballistic missiles capable of delivering nuclear weapons, including launches using ballistic missile technology, and that States shall take all necessary measures to prevent the transfer of technology or technical assistance to Iran related to such activities
 
 شورای امنیت تصمیم می‌گیرد که ایران نباید هیچ یک از فعالیت‌های مربوط به موشک‌های بالستیکی را انجام دهد. موشک‌هایی که قادر به حمل و پرتاب سلاح های هسته‌ای باشند و از جمله پرتاب‌هایی که با استفاده از فناوری موشک بالستیک انجام می‌گیرد و این که کشورهای جهان می‌باید همه تدابیر لازم برای ممانعت از انتقال فناوری یا کمک‌های فنی به ایران در رابطه با این فعالیت‌ها را اتخاذ کنند.
 
 
لذا از آنجایی که در تدین و امانتداری تیم مذاکره کننده فعلی کشورمان بنا بر تصریح رهبر معظم انقلاب تردیدی نیست،  مشخص است که ارائه این اطلاعات نادرست به مخاطبان نه از روی عمد بلکه از روی عدم اطلاعات یا دقت کافی بوده است لذا همین بررسی ساده مشخص می شود که آگاهی آقایان ظریف و عراقچی پیرامون قطعنامه گذشته تا چه اندازه نادرست بوده و بر همین اساس، امروز تصور می کنند که با قبول محدودیت ۸ ساله برای موشک های بالستیک جمهوری اسلامی ایران طبق قطعنامه ۲۲۳۱، کشور به به یک دستاورد بزرگ رسیده است! این در حالی است که از اساس پیش فرض ها و اطلاعات هر دو بزرگوار در این باره نادرست بوده و متاسفانه این اطلاعات غلط تاکنون ۴ بار توسط آنها در بخش های مختلف خبری و به صورت زنده و حتی در صحن علنی مجلس نیز بیان شده است.
 
نکته جالب توجه دیگر همانطور که آقای عراقچی نیز تاکید کرده، این است که در گذشته جمهوری اسلامی ایران به هیچ یک از مفاد قطعنامه های ظالمانه و غیر حقوقی شورای امنیت توجهی نکرده و ضمن نپذیرفتن آنها هیچ گاه خود را ملزم به رعایت مفاد آنها نیز ندانست لذا حق دور زدن تحریم ها و نقض آنها را برای خود و بسیاری از هم پیمانانش در منطقه و جهان محفوظ می دانست اما با پذیرش قطعنامه ۲۲۳۱ که مفاد آن توسط تیم مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی ایران طی سلسله مذاکرات نزدیک به دو سال با ۵+۱ پذیرفته شده و امروز به یک سند رسمی بین المللی تبدیل گشته است، دیگر ایران نمی تواند ادعا کند بخشی از مفاد آن را قبول  داشته و بخشی را قبول ندارد چرا که برای تک تک جملات آن مذاکره رسمی میان طرفین صورت گرفته است و این بار برخلاف قطعنامه های گذشته، رضایت ایران نیز برای تهیه متن نهایی لحاظ گشته است.
 
در هر صورت، آنچه که نگرانی های منتقدان توافق وین را بیشتر می سازد تنها منحصر به همین یک مورد و قبول محدودیت های ۸ ساله برای توان موشکی کشور نیست، بلکه موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد که به خاطر ضعف عملکرد تیم مذاکره کننده کشورمان هزینه آن را باید برای سالهای طولانی نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران متقبل شوند. ان شاالله در آینده نکات بیشتری از این دست بیان خواهد شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱ مرداد۱۳۹۴ساعت ۱۷:۲۲ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

4 برداشت از سخنان راهبردی رهبر انقلاب در نماز عید فطر/ آیا کار به حکم حکومتی خواهد کشید؟

بیانات مهم رهبر انقلاب در خطبه های عید نماز فطر در مصلی تهران حاوی نکات راهبردی و بسیار مهمی بود که به وسع خود آنچه را برداشت کردم، به ترتیب شرح می دهم:

1. تشکر رهبر انقلاب  از تیم مذاکره کننده در کتار تاکید چندباره مبنی بر اینکه متن نهایی توفق در مجاری قانونی «چه تصویب بشود و چه تصویب نشود» بار دیگر نشان داد نقد عملکرد دستگاه دیپلماسی هیچ تزاحمی با تقدیر از زحمات آنان ندارد. به بیان دیگر از آنجایی که اختلاف اصلی منتقدان با روند طی شده در مذاکرات هسته ای نه بر مبنای اختلافات شخصی، بلکه یک اختلاف رویه ای و در سطح کلان بوده است، هیچ تزاحمی ندارد که جدای از تشکر از زحمات و تلاش های وزیر خارجه و دیگر اعضای تیم مذاکره کننده، به نقد فنی، حقوقی و سیاسی عملکرد آنها پرداخته شود چه آنکه رهبر معظم انقلاب نیز صراحتا از نمایندگان مجلس و اعضای شورای عالی امنیت ملی که بر اساس مجاری قانونی وظیفه رسیدگی به مفاد و جزییات توافق و تطییق آن با خطوط قرمز نظام را دارند، خواستند با دقت این کار انجام شود:

«انتظار ما این است که دست‌اندرکاران، با دقّت مصالح را مصالح کشور را، مصالح ملّی را در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند.»

لذا این موضوع به خوبی نشان می دهد تمامی انتقادات فنی، حقوقی و سیاسی انجام شده تا این لحظه نیز که بر اساس سه متن ژنو، لوزان و وین انجام شده است امروز می تواند کمک حال نمایندگان و اعضای شورای عالی امنیت ملی برای بررسی نهایی این متن باشد.


2. تاکیدات مکرر رهبر انقلاب مبنی بر اینکه متن نهایی توافق چه «تصویب بشود و چه نشود» نشان داد نگاه ایشان به مجاری قانونی از جمله مجلس شورای اسلامی به هیچ عنوان یک نگاه تشریفاتی نیست و برخلاف برخی دیدگاه ها در داخل کشور که معتقدند بعد از انجام مذاکرات توسط ایران و 1+5 دیگر مجلس و شورای عالی امنیت ملی نمی توانند دخل و تصرف و تغییری در محتوای مذاکرات به نفع ایران انجام دهند، رهبر انقلاب کاملا خلاف این دیگاه معتقدند مجاری قانونی در جمهوری اسلامی ایران نیز مانند کنگره امریکا دارای اختیار کافی برای جرح و تعدیل متن نهایی و حتی عدم تصویب آن هستند.

این مساله در دل خود حاوی نکته بسیار مهم دیگری نیز هست و آن اینکه برخلاف برخی ادعاها از جمله نامه رییس جمهور به رهبر انقلاب مبنی بر رعایت تمامی خطوط قرمز در مذاکرات نهایی، دست مجلس و اعضای شورای عالی امنیت ملی برای بررسی و راستی آزمایی این موضوع کاملا باز است تا ضمن بررسی دقیق برخی مسایل مطرح شده در متن نهایی توافق از جمله پذیرش پروتکل الحاقی، امکان بازرسی از تاسیسات نظامی ایران، لغو نشدن همه تحریم ها در روز اول اجرای توافق، مشروط شدن تعلیق تحریم ها به تایید آژانس، پذیرش 5 هزار سو غنی سازی اورانیوم از سوی ایران به جای 190 هزار سو، پذیرش محدودیت های دراز مدت برای غنی سازی 3.67% در نطنز، محدودیت های طولاتی مدت درباره تحقیق و توسعه، تعطیل شدن غنی سازی در فردو و ... تصمیم نهایی درباره نقض قطعی خطوط قرمز کشور در مذاکرات مشخص شود.


3. نکته مهم دیگر اشاره ظریف رهبر انقلاب به این موضوع بود که: «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، به حول و قوّه‌ی الهی، اجازه‌ی هیچ‌گونه سوءاستفاده‌ای از آن داده نخواهد شد؛ اجازه‌ی خدشه‌ی در اصول اساسی نظام اسلامی به کسی داده نخواهد شد؛ قابلیّتهای دفاعی و حریم امنیّت کشور، به فضل الهی حفظ خواهد شد، اگرچه میدانیم دشمنان بر روی این نقطه‌ی بخصوص، تکیه‌ی زیادی دارند. جمهوری اسلامی، در زمینه‌ی حفظ قابلیّتهای دفاعی و امنیّتی خود آن‌ هم در این فضای تهدیدی که دشمنان برایش به‌وجود می‌آورند، هرگز تسلیم زیاده‌خواهی دشمن نخواهد شد.»

به نظر می رسد این بخش از اظهارات رهبر انقلاب به پذیرش پروتکل الحاقی از سوی دولت به طور داوطلبانه و بدون اجازه مجلس، و هم چنین بخشهایی از پیشنویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بر می گردد که بر اساس آن 8 سال محدودیت برای موشک های بالستیک  و 5 سال محدودیت برای تسلیحات کشور اعمال خواهد شد.

آنچه می توان از این بخش از بیانات رهبر انقلاب برداشت کرد، این است که این هشدار ایشان در ادامه جمله معروف معظم له در اردیبهشت ماه سال جاری در دانشگاه امام حسین عیه السلام بود که فرمودند: «من اجازه نمیدهم بیگانگان بیایند با دانشمندان ما، با فرزندان برجسته و عزیز ملّت ایران که این دانش گسترده را به اینجا رسانده‌اند، بخواهند بنشینند حرف بزنند.»

لذا می توان اینطور برداشت کرد که حتی اگر شورای عالی امنیت ملی و نمایندگان مجلس نسبت به نقض این خط قرمز مهم غفلتی انجام دهند؛ در نهایت حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب در این باره مانع نهایی برای بازدید دشمن از مراکز نظامی ایران و یا هر گونه بازجویی با دانشمندان و مسئولان امنیتی- نظامی کشور خواهد بود.

به بیان دیگر در شرایطی که منظقه بیش از هر زمان دیگر در آتش نا امنی جنگ و عوامل آمریکا می سوزد و نیروهای تکفیری در هماهنگی های پشت پرده با آمریکا و عوامل منطقه ای آن در صدد جنگ نیابتی با جمهوری اسلامی ایران هستند، پذیرش هر گونه محدودیت برای صنایع نظامی کشور به مثابه تضعیف قطعی امنیت کشور در چنین شرایطی است که این مساله به هیچ عنوان  ولو با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب، عملیاتی نخواهد شد.


4. نکته بعدی اشاره صریح رهبر انقلاب مبنی بر ثابت بودن اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و متناقض بودن آن با سیاست های آمریکا و عدم امکان گسترش مذاکرات دوجانبه طرفین غیر از موضوع هسته ای بود:

«چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید. از ملّت مظلوم فلسطین، از ملّت مظلوم یمن، از ملّت و دولت سوریه، از ملّت و دولت عراق، از مردم مظلوم بحرین، از مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین؛ [اینها] همواره مورد حمایت ما خواهند بود ... در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم؛ گاهی در موارد استثنائی مثل این مورد هسته‌ای، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم؛ این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آنها اشاره کرده‌ام. سیاستهای آمریکا در منطقه با سیاستهای جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد.»

به نظر می رسد این بخش از سخنان  رهبر انقلاب نیز  پاسخی صریح به تمام اظهاراتی است که در روزها و ماه های گذشته تلاش کردند تا با برجسته کردن گفتگوهای دوجانبه ایران و آمریکا در دو سال اخیر، آن را مقدمه ای برای افزایش این روابط در سطوح دیگر و همچنین تلاش برای عادی سازی رابطه با آمریکا در سطح کلان تعریف کنند، چنانچه هاشمی رفسنجانی هفته قبل از این مذاکرات به عنوان یک تابو شکنی بزرگ یاد کرد و حتی اعلام کرد تاسیس سفارت امریکا در ایران غیر ممکن نیست و یا اظهارات چندباره رییس جمهور را باید به یاد آورد که تاکنون در چند نوبت تاکید کرده مساله هسته ای پایان راه نیست و تنها گام اول برای تعامل سازنده با جهان است.

حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر روحانی نیز در فروردین ماه سال جاری نوشته بود: «به نظر من ارزش آغاز تعامل ايران و آمريكا، بيش ازموضوع هسته اي است؛ آنرا آسان ازدست ندهيم.»
 
روحانی ۲۸ شهریور ۹۳ در گفتگو با شبکه تلوزیونی ان بی سی نیز گفته بود: «به هر حال این عدم رابطه و شرایط ایران و آمریکا تا قیامت که نخواهد بود. به هر حال زمانی دریک شرایط مناسبی ، در دوره این دولت یا دولت بعدی و یا بعد از آن ، مسئله ایران و آمریکا حل خواهد شد.»
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۸ تیر۱۳۹۴ساعت ۱:۳۹ قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مشکل اصلی چرخ های اقتصاد نبود، نچرخیدن چرخ فرهنگ بود

شب گذشته  دقیقا در همان ساعاتی که اکثر مردم کشور اطلاعی از جزییات توافق نهایی هسته ای نداشتند و در پس اظهارات متناقض اوباما و کری با روحانی و ظریف، با کنجکاوی مشغول رصد تلوزیون و دیگر منابع خبری بودند تا از سرنوشت نهایی توافق و آینده تحریم ها اطلاعات بیشتری کسب کنند، برخی خیابان های شمالی تهران و مناطق خاص در چند شهرستان حال و هوای دیگری داشت.

اما قابل پیش بینی بود که بازهم مردم مستضعف و محروم! ساکن میدان ونک، میدان کاج،  پارک وی، قیطریه، پاسداران، نیاوران، میرداماد و تعدادی دیگر از مناطق شمالی و غربی  تهران که در سالهای گذشته تحریم ها فشار زیادی به آنها وارد کرده بود! با پورشه، پرادو، بنز و سانتافه هایشان به خیابان بیایند تا برای محدود شدن توان استراتژیک کشور و همزمان باقی ماندن تحریم ها، جشن پیروزی برگزار کنند.

 

این موضوع در واقع در دل خود پیام آشکاری داشت و آن اینکه علیرغم همه  شانتاژهای رسانه ای اصلاح طلبان و حامیان دولت و همچنین اظهار نظر برخی مقامات دولتی مبنی بر آمادگی برای برگزاری جشن هسته ای توسط «مردم»، در عمل چنین اتفاقی نیفتاد و در مقابل اقلیت مرفهی که یک روز به بهانه باخت تیم فوتبال از آرژانتین، روز دیگر به بهانه برد والیبال ایران از آمریکا و روز دیگر نیز برای از بین رفتن زیرساخت های هسته ای کشور به خیابان ها می آیند تا جشن بگیرند، دردشان معیشت و اقتصاد نیست، مشکل اصلی یک فاجعه عمیق فرهنگی- اجتماعی است که هر از چندگاهی خود را در رفتار بخشی از یک طبقه خاص جامعه نشان می دهد؛ همان طبقه ای  که در اصل بزرگترین منفعت اقتصادی از  تحریم ها را برده و در سالهای گذشته نیز بواسطه تکانه های ارزی و ریالی، سرمایه هایشان رقم های نجومی پیدا کرد، اما حالا مدعی هستند تحریم ها به آنها فشار آورده و از تعطیلی برنامه هسته ای کشور خوشحال هستند!

 

در هر صورت این مساله نشان می دهد اگر قرار بود به معنای واقعی کلمه مردم از توافق هسته ای جشنی بر پا کنند، شب گذشته نه فقط چند خیابان شمالی تهران بلکه تمام تهران از میدان شوش تا میدان خراسان، میدان شهدا، میدان بهارستان، میدان انقلاب و ... نیز باید شاهد حضور مردمی می بود که از این اتفاق خوشحال بودند اما کاملا برعکس، آنهایی که در همه این سالها بیشترین فشار اقتصادی ناشی از تحریم ها را تحمل کردند شب گذشته دلیل و حجتی برای خوشحالی نداشتند چون نه از رفع تحریم ها مطمئن بودند و هم آن قدر «فهم» و «شرافت» داشتند که بعد از محدود شدن توان هسته ای و استراتژیک کشور، با خوشحالی کف خیابان به دشمن آدرس غلط برای ادامه پیشروی را ندهند.

وقایع شب گذشته بار دیگر نشان داد که مشکل اصلی در ماجرای هسته ای،  ارتباط چرخش سانتریفیوژ ها با چرخ زندگی مردم نبوده است، بلکه اگر امروز چرخ سانتریفیوژها دیگر نمی چرخد به خاطر نچرخیدن چرخ فرهنگ و تجربه درونی یک ملت بوده است. همان نقطه ضعفی که در همه این سالها به اشتباه از آن به عنوان مشکل صرفا «اقتصادی» نام برده شده و همه چیز به گردن «شکاف اقتصادی» انداخته شده اما حقیقت ماجرا این است که اصل مشکل یک شکاف عمیق فرهنگی- اجتماعی است چرا که اگر قرار بود کسی از توافق هسته ای خوشحال باشد، نه پورشه سواران و برج نشنیان بلکه همانهایی بودند که در تمام این سالها درد و رنج های اقتصادی- معیشتی تحریم ها را هم با جان و دل پذیرفتند اما ذره ای از دشمنی با آمریکا دست نکشیدند؛ همانهایی که خمینی کبیر در وصف شان گفت:

«و تتها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب ها هستند... آنها که تصور می کنند مبازره در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه اند. و آنهایی هم که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند، آب در هاون می کوبند . بحث مبارزه و رفاه ، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند»

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۴ تیر۱۳۹۴ساعت ۱۹:۴۲ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

نقطه عطف افزایش چالش های ایران و 1+5

در خلاصه ترین حالت می توان این طور جمع بندی کرد که بر اساس چارچوب لوزان، به توافق بسیار بدی تن داده ایم که نتیجه آن از بین رفتن زیرساخت های هسته ای کشور و در مقابل باقی ماندن زیرساخت های تحریم ها خواهد بود.

اگر نگاهی به متن صد و پنجاه و نه صفحه ای توافق نهایی کرده باشید می بینید که در جای جای آن نقض خطوط قرمز ایران آشکار است لذا اگر کسی این واقعیات را بداند و خوشحال باشد، قطعا دلش برای آینده این کشور نمی سوزد.

از سوی دیگر این توافق نه تنها پایان دهنده جنجال های دوازده ساله غرب بر سر پرونده هسته ای ایران نخواهد بود بلکه قطعا آغازگر یک سری از چالش های امنیتی و نظامی جدید بین ایران و پنج بعلاوه یک خواهد شد.

در حالی که رهبر انقلاب تصریح کرده بودند که رفع تحریم های غرب نباید مشروط به گزارش های آژانس شود، در جای جای این توافق آژانس به عنوان ناظر و تایید کننده تعهدات ایران پذیرفته شده و همین کافی است تا هیچ امیدی به تعلیق تحریم ها نیز باقی نماند، چه رسد به لغو آنها.

هم چنین پذیرفتن محدودیت های طولانی مدت برای تحقیق و توسعه، محدودیت هشت ساله برای موشک های بالستیک و پنج ساله برای توان تسلیحاتی کشور همه و همه باعث خواهد شد تا امروز بیست و سوم تیر نود و چهار  نه پایان ماجرا، بلکه یک نقطه عطف برای آغاز درگیری ها و تنش های ایران و غرب در حوزه های تسلیحاتی باشد و خدای ناکرده بیش از همیشه سایه جنگ و تهدید نظامی را بر سر ایران پر رنگ خواهد کرد.

همچنین خبری از لغو فوری و همه جانبه تحریم ها نیست، بلکه تعلیق برخی تحریم ها تدریجی و آن هم با شرط و شروط های مختلف همراه است که عملا سرنوشت رفع تحریم ها را کاملا مبهم کرده است. بماند مساله پی ام دی که همچنان حل نشده و در ماه های آینده باز هم باید بر سر آن با آژانس مذاکرات مفصلی انجام داد. ماجرای پروتکل الحاقی و امکان بازدید بازرسان آژانس از سایت های نظامی کشور نیز خود ماجرای جداگانه و مفصلی دارد.

تنها جای امیدواری این توافق آنجاست که از امروز تا زمان انتخابات مجلس بیش از هشت ماه زمان باقی است و در این مدت به تدریج با روشن شدن ابعاد بیشتری از این توافق و باقی مانده تحریم های اصلی، بخش های بیشتری از افکار عمومی متوجه خواهند شد که از اساس چرخش چرخ زندگی شان ربطی به چرخ سانتریفیوژها نداشته است و این مدل دیپلماسی یک مدل کاملا شکست خورده است. لذا این فاصله زمانی تا انتخابات را باید به فال نیک گرفت چرا که می تواند خنثی کننده نقشه آنهایی باشد که راه فتح مجلس شورای اسلامی و خبرگان آینده را از مسیر «توافق به هر قیمت» جستجو می کردند.

اگر در این مدت بیکار نباشیم و خوب ابعاد این توافق را برای مردم و افکار عمومی تبیین کنیم، تجربه گرانقدری برای انقلاب اسلامی شکل خواهد گرفت که برای سالهای سال، لیبرالهای وطنی را عملا منزوی خواهد کرد اما اگر آسوده خاطر کناری بنشینیم تا چند روز مانده به انتخابات مجلس، وضع از این هم بدتر خواهد شد.

در این باره مفصل و بیشتر خواهم نوشت...

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت ۲۲:۵۷ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر