.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

ای کاش «توهین به پیامبر» به اندازه «آلودگی هوا» برای ظریف مهم بود

امروز به مناسبت روزی ملی «هوای پاک» دکتر ظریف با مترو به محل کار خود رفت تا اهمیت این روز را برای افکار عمومی و رسانه ها پر رنگ تر کند.

شاید برخی این اقدام را برای رفع آلودگی هوا بی فایده بدانند و برخی هم این کار را پوپولیستی و عوامفریبانه بدانند اما واقعیت این است که «هوای پاک» و استفاده از وسایل نقلیه عمومی در این روز، آنقدر برای وزیر خارجه کشورمان اهمیت داشته که بعد از مدتها، او امروز با مترو به محل کارش برود.

البته چاره اندیشی برای رفع آلودگی هوا جزو وظایف آقای ظریف نیست، چون ایشان وزیر خارجه است و طبیعتا این بحران باید توسط خانم ابتکار و دیگر مسئولان مرتبط با این موضوع چاره ای اندیشی شود اما واقعا برایم سوال است چرا دکتر ظریف در حیطه عملکرد خودش که همان عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی است، حتی یک «حرکت نمادین» نیز برای محکوم کردن توهین به پیامبر اسلام توسط نشریه فرانسوی شارلی انجام نداد که هیچ، بلکه درست در همان چند روز با فابیوس وزیر خارجه فرانسه دیدار کرد و از بهبود یافتن روابط دو کشور ابراز رضایت نمود؟

آیا انتظار زیادی بود که لااقل در آن چند روز، به طور «نمادین» هم که شده وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران با وزیر خارجه کشوری که مسبب اصلی توهین به مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان است، دیداری انجام نمی داد؟


برچسب‌ها: ظریف, انفعال, غیرت
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

چگونه جشنواره عمار در عرض 4 سال «تثبیت» شد؟

جمعه شب وقتی می خواستم وارد سالن شماره یک سینما فلسطین بشوم تا شاهد اختتامیه جشنواره عمار باشم، با انبوهی از جمعیتی مواجه شدم که به خاطر پر شدن ظرفیت سالن و ازدحام جمعیت، پشت درب مانده بودند چون دیگر جایی برای ورود به سالن باقی نمانده بود و حتی راهروهای میانی و هر جای دیگری که ممکن بود جمعیت در آنجا بایستد، پر شده بود.

در هر حال به هر ضرب و زوری که بود پشت سر یکی از خبرنگارها که باید دوربین را وارد سالن می کرد، توانستم وارد سالن شوم و در گوشه کناری ایستاده مراسم را دنبال کنم اما همین جمعیت کافی بود تا یاد خاطره ای از 4 سال قبل جشنواره عمار بیفتم:

عصر یکی از روزهای دی ماه 1389، درست همان روزهایی که کنکور کارشناسی ارشد خانه نشین ام کرده بود، آقا وحید جلیلی زنگ زد و گفت امروز از بعد نماز مغرب، اختتامیه اولین دوره جشنواره عمار برگزار می شود و بد نیست اگر به عنوان مجری برنامه خودت را به فلانجا برسانی!

من هم که تا آن لحظه شاید هیچ اسمی از جشنواره عمار نشنیده بودم، چند سوال درباره اینکه اصلا این جشنواره چیست و کجا برگزار شده که حالا قرار است اختتامیه اش برگزار شود! پرسیدم و آقا وحید جلیلی هم توضیح داد که اولین دوره اش چند روز پیش به طور محدود آغاز شده و حالا هم قرار است امروز بعد مغرب اختتامیه اش برگزار شود!

در هر صورت بعد از مغرب خودم را رساندم به سالن اسوه در تقاطع خیابان انقلاب و بهار. سالنی که در مقایسه با سینما فلسطین بسیار کوچک است و شاید ظرفت تعداد صندلی هایش به 300 نفر هم نمی رسد اما آن شب با اینکه به جز وحید جلیلی، حسن عباسی، ابوالقاسم طالبی و نادر طالب زاده هم آمده بودند، شاید نصف سالن هم پر نشد و «غربت» و «راه سختی» که وحید جلیلی برای راه اندازی یک جشنواره فیلم مردمی آغاز کرده بود خیلی آشکار به چشم می آمد.

در هر صورت غربت آن مراسم با یک سوتی بزرگ مجری برنامه! نیز تکمیل شد و بعد از اتمام برنامه هم یادم هست وقتی تنها دوربین صدا و سیما که از طرف باشگاه خبرنگاران برای انعکاس حداقلی «اختتامیه اولین جشنواره فیلم عمار» سراغ وحید جلیلی آمد و از او پرسید هدفتان از برگزاری این جشنواره چه بوده، آقا وحید با خونسردی توام اعتماد به نفس همیشگی اش گفت:

«آنچه که امروز با نام سینمای ایران مواجه هستیم متشکل از دو دروغ بزرگ است؛ یکی سینما و دیگری ایران! در طول چند دهه با سینمایی روبرو هستیم که از جذب درصدی از عامه مردم عاجز است و در پرفروش ترین فیلم خود تنها 400 هزار تماشاگر از 70 میلیون جمعیت ایران را جذب خود کرده است، در صورتی که سینما برای خود تعریف دارد و جذب مخاطب عام، پایه ای ترین وظیفه اش است. فیلم های سینمایی ایران تنها محدود به میدان ولیعصر تا میدان تجریش است و اسم خود را سینمای ایران گذاشته است اما این چه سینمای ایرانی است که نه فرهنگ و نه جغرافیای آن را دارد. لذا جشنواره عمار آمده تا مردم ایران و دغدغه های واقعی آنها را به تصویر بکشد.»

متن صحبتهای جلیلی در سال 89:   http://bit.ly/1C3Ipc1

حالا 4 سال از آن روز می گذرد و هر چند جشنواره عمار دومین و حتی سومین دوره اش در سالهای 90 و 91 را هم با همان «غربت» ادامه داد اما از سال 92 به طور حیرت انگیزی از منظر کمی و کیفی متحول شد و این روند تکاملی در پنجمین دوره آن که همین چند روز پیش برگزار شد نیز ادامه داشت.

لذا مررو تجارب همین چند سال از برگزاری جشنواره عمار تا نقطه اوج آن که اختتامیه آن در جمعه گذشته در سینما فلسطین بود، یک درس بزرگ برای همه مان دارد و آن اینکه اگر جایی "اخلاص" و "اراده" با هم همراه شود، در سخت ترین شرایط نیز می توان مقابل غولهایی مانند جشنواره فجر عرض اندام کرد و کار را تا جایی پیش برد که پروانه معصومی پشت تریبون اعلام کند: "دوبار به عنوان بازیگر اول نقش زن در جشنواره فجر جایزه گرفته ام، اما همین یکباری که در جشنواره عمار به این خاطر مورد تقدیر گرفته ام برایم خوشحال کننده تر است."

جشنواره عمار در همین 4 سال اول آن قدر رشد داشته که هیچ انسان منصفی نمی تواند آن را انکار کند و تردیدی نیست که موج این نسل از سینماگران متعهد در دهه آینده فضای سینمای کنونی ایران را دگرگون خواهد ساخت اما ای کاش همانطور که امسال در افتتاحیه و اختتامیه عمار، تقدیرهای مفصلی از مسعود ده نمکی، مسعود شجاعی و صادق آهنگران شد، یک نفری هم پیدا شود تا از آن کسی که با اخلاص و جسارت مثال زدنی اش چنین راهی را برای فیلم سازان حزب اللهی باز کرده است تقدیر کند؛ وحید جلیلی که هر جا بوده جریان ساز و به معنای واقعی کلمه «موثر» بوده و عمار فقط و فقط ثمره یکی از تلاش های او برای جبهه فرهنگی انقلاب است. یک بسیجی «کلیشه شکن» که به جای ادعا و غر زدن، کار می کند و همیشه ابتکار و خلاقیت اش باید «الگو» باشد.

در پایان چند پیشنهاد برای بهتر شدن عمار برای سالهای آینده:

1. تعداد آثار ارسال شده به جشنواره به حدی قابل توجهی رسیده اما باید همچنان در پی ارتقای کیفیت آثار بود تا انشالله در سال آینده، هر شب سینما فلسطین شاهد اکران یک فیلم داستانی یا مستند «بلند» و به معنای واقعی کلمه در «طراز» جشنواره باشد. نمی شود یا فیلم های کوتاه چند دقیقه ای هر چند خوب، مخاطب را تا سینما آورد، باید فیلم ها و مستندهای «بلند» کیفی تری تولید شود.

2. پخش زمان بندی فیلم ها هم بهتر است دچار تغییر شود. ساعات پایانی هر روز که معمولا از بعد نماز مغرب آغاز می شود باید «بهترین آثار» پخش شود نه اینکه بسیاری از آثار خوب در ساعات ابتدایی پخش شود و بعضی از فیلم های معمولی و با کیفیت پایین تر، در بهترین و پر بازدید ترین ساعات حضور مردم اکران شود.

3. حالا که بعد از 4 سال، جشنواره عمار توانسته خود را تثبیت کند و در رسانه ملی نیز برنامه داشته باشد، باید فکری اساسی تر به حال محتوای آن کرد. برنامه ی «سینما مردم» که امسال هر شب از شبکه چهار پخش می شد، حق این جشنواره را ادا نکرد و برای خیلی از مردم عادی که هنوز نمی دانند عمار چیست و چگونه می توانند فیلم های آن را ببینند، جذابیتی نداشت. با رفع بعضی از اشکالات پیش رو می توان آینده ای بسیار بهتر برای عمار در سالهای آینده را شاهد بود؛ انشالله.

کامنت های این پست در اولین فرصت تایید می شود


برچسب‌ها: جشنواره عمار, وحید جلیلی, سینما, پروانه معصومی
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 دی1393ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

ماجرای ستون توبه در مسجد النبی چیست؟

سعید جلیلی مرداد ماه 1393 در جلسه تفسیر آیات سیاسی قرآن کریم:

«ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺩﺭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﯾﮏ ﺳﺘﻮﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺳﺘﻮﻥ ﺗﻮﺑﻪ. ﻣﺎﺟﺮﺍﯾﺶ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩ. آﻥ ﻓﺮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﺘﻮﻥ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺑﺴﺖ. ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ. ﺧﻄﺎﯼ ﺍﻭ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍ ﺑﺒﺨﺸﺪ؟ ﺧﻄﺎﯼ ﺍﻭ ﯾﮏ ﺧﻄﺎﯼ ﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﺍﺧﻼ‌ﻗﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﺒﻮﺩ، ﺧﻄﺎﯼ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﻮﺩ.

 ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻭ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﯾﺎ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﻨﯽ ﻗﺮﯾﻈﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻟﺬﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﻧﮑﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺿﻊ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺟﺪﯼ ﺑﺎﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺟﺪﯼ ﺗﺮ ﺑﺸﻮﻧﺪ؟ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ‌ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﺣﺴﺒﻨﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻧﻌﻢ ﺍﻟﻮﮐﯿﻞ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﻋﻤﻞ ﺩﻗﯿﻖ ﻭ ﺻﺤﯿﺢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﻤﻞ ﺻﺎﻟﺢ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ.»

پی نوشت:

17 ربیع، میلاد پیامبر اکرم مبارک!


برچسب‌ها: ستونه توبه, مدینه, مسجد النبی, اشتباه, سیاست خارجی
+ نوشته شده در  جمعه 19 دی1393ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

تاملاتی درباره اظهارات روحانی درباره تضاد «آرمانها» و «منافع ملی» در دیپلماسی

در یک سال و نیم گذشته هر وقت روحانی به منتقدان دیپلماسی دولت حمله کرده، افکار عمومی متوجه «بن بست» مذاکرات هسته ای شده است و ظاهرا این «قاعده» یک بار دیگر امروز یکشنبه 14 دی 1393 تکرار شده، چون بخشهایی از سخنان رییس جمهور در «همایش اقتصاد ایران» حمله به منتقدان دبپلماسی دولت بود.

رییس جمهور در بخشی از سخنانش ضمن «متوهم» خواندن افرادی که در سیاست خارجی صحبت از «اصول و آرمان ها» می کنند گفت: «منافع مشترک اساس بحث سیاست خارجی است و اصول و آرمان در سیاست خارجی بحث نمی شود.»

 وی در ادامه تصریح کرد: « آرمان ما به سانتریفیوژ وصل نیست بلکه به قلب و اراده ما وصل است؛ اگر از آن طرف ما شفافیت بیشتری نشان دهیم و فلان غنی سازی که به آن نیاز نداریم متوقف کنیم یعنی آرمان ما رفت؟»
 
 
 
 در این باره توجه به چند نکته ضروری است:
 
1. همزمان با دور جدید تحریم های آمریکا علیه ایران بر خلاف توافق ژنو و هم چنین افت قیمت نفت، در حالی که افکار عمومی انتظار دارد رییس جمهور صادقانه درباره علل ناکامی دیپلماسی «تنش زدایی» و «اعتمادسازی» در یک سال و نیم گذشته و ارزیابی منصفانه از نتیجه این مدل سیاست خارجی در مواجهه با مستکبران سخن بگوید، آقای روحانی بار دیگر ترجیح داد با برجسته کردن مباحث غیر اصلی، این بار سخن از تضاد آرمانها و منافع ملی به میان آورد تا اولا افکار عمومی به جای توجه به علل ناکامی های دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی سرگرم مباحث دیگر شود و ثانیا منتقدان دولت ضمن بازی در زمین طراحی شده از سوی رییس جمهور،  افراد «متوهمی» معرفی شوند که هیچ توجهی به منافع ملی ندارند و فقط به دنبال آرمانخواهی و پایبندی به اصول در دیپلماسی هستند!
 
اما مدتهاست دوران این مدل سخنان و طراحی زمین بازی این چنینی برای منتقدان به پایان رسیده و دیگر کمتر کسی است که با الفبای سیاست خارجی و دیپلماسی آشنا باشد اما نداند که اصول، آرمانها و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران نه در تضاد با هم بلکه کاملا در یک راستا تعریف می شوند و نه تنها سخن از دوگانگی میان آنها عجیب است، بلکه ادله و قرائن متعددی برای اثبات وحدت میان «آرمان ها» و «منافع ملی» وجود دارد.
 
به عنوان مثال، اگر تا چندی قبل همچنان عده ای از روی نا آگاهی و یا ضعف در تحلیل، تصور می کردند حمایت های سی ساله جمهوری اسلامی ایران از جریان مقاومت در منطقه (سوریه، لبنان و فلسطین) به ضرر منافع ملی است و صرفا از روی آرمانخواهی و پایبندی به اصول انجام می شود، امروز بیش از هر زمان دیگر این گزاره برای افکار عمومی داخلی و خارجی ثابت شده است که این اقدام اصولی و آرمانگرایانه جمهوری اسلامی ایران، بیش از هر اقدام دیگر منجر به تامین امنیت و ثبات کشور در منطقه ای ناآرام شده است، چرا که اگر طی سالهای گذشته ایران از کشورهای مسلمان منطقه بویژه لبنان، سوریه و فلسطین حمایت های مادی و معنوی گسترده انجام نمی داد، امروز دامنه جنگ با گروهک های تروریستی حاضر در منطقه به جای هزاران کیلومتر دور تر از مرزهای ایران، کنار شهرهای مرزی کشور بود و این مساله بیش از هر چیز حاکی از توان دفاعی و عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران است  که جنگ با دشمن اصلی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) را به جای مرزهای خوزستان و ایلام و کردستان، در کیلومترها دور تر از محل سکونت مردم ایران، یعنی در فلسطین، لبنان و سوریه مدیریت می کند و در سلسله جنگ های نیابتی  33 روزه، 22 روزه، 11 روزه و ...  با دشمن اصلی در منطقه، این پیام را به مخلان امنیت نظام جمهوری اسلامی می دهد که نزدیک شدن به مرزهای کشور به مراتب هزینه بیشتری برای آنها خواهد داشت.
 
لذا تامل در همین مثال ساده به خوبی نشان می دهد اساس بحث رییس جمهور محترم در دوگانه دانستن آرمان ها با منافع ملی یک اظهار نظر عجیب و غیر تخصصی است و مشخص نیست فردی که خود را «متخصص در امنیت ملی» می داند با چه منطق و استدلالی چنین اظهاراتی را بیان می کند؟
 
2. از سوی دیگر بعید است آقای روحانی اطلاع نداشته باشد که از قضا چند دستگاه سانتریفیوژ در حال چرخش در کشور و بسیاری دیگر از توانمندی های نظام جمهوری اسلامی طی 3 دهه اخیر نیز بیش از آنکه «آرمان» جمهوری اسلامی باشد، نتیجه «آرمانخواهی ها» و «پایبندی مردم و رهبری» به «اصول» بوده است، در غیر این صورت اگر قرار بود روند مذاکرات هسته ای کشور در سال 82 تا 84 به ریاست دکتر حسن روحانی در سالهای بعد نیز ادامه دار شود، سال 92 زمانی که ایشان سکان مدیریت کشور را برعهده گرفتند نه دیگر خبری از ده ها سانتریفیوژ در حال چرخش بود و نه غنی سازی 20% وجود داشت که بر مبنای این داشته ها، آقایان ظریف، عراقچی، روانچی و بعیدی نژاد، در آذر ماه 92 بتوانند بر سر تسلیم آن با 1+5 مذاکره و چانه زنی کنند  تا بر مبنای «منافع ملی» توافق ژنو منعقد شود و طبق ادعای آقای روحانی «در توافق ژنو قدرتهای بزرگ جهان تسلیم ایران شوند!»
 
به بیان دیگر، افکار عمومی امروز بواسطه بن بست های مکرر مذاکرات هسته ای در یک سال و نیم گذشته و ناکامی دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی بواسطه «دوگانه دانستن آرمان ها و منافع ملی» بیش از هر زمان دیگر می داند که هر گاه مسئولان کشور منافع ملی را مقوله ای متفاوت با آرمان ها تصور کرده اند، برای رسیدن به همان دستاوردها نیز توفیقی نداشته اند و اتفاقا هر گاه دستاوردهای چشمگیری برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه های مختلف دیپلماسی رقم خورده است، حاصل مقاومت، پایداری و تکیه بر اصول و آرمان هایی بوده است که کاملا در راستای منافع ملی تعریف می شده اند و هیچ دوگانگی و تضادی میان آنها وجود نداشته است.
 
3. رییس جمهور محترم در بخش دیگری از سخنان خود آرمانخواهی یک ملت را به چند عدد سانتریفیوژ تقلیل داده است که به نظر می رسد طرح این موضوع از سوی آقای روحانی نشان می دهد ایشان همچنان متوجه روح اصلی انتقادات بر سیاست خارجی دولت یازدهم نشده است، چرا که بدون تردید هیچ گاه آرمان مردم ایران چند دستگاه سانتریفیوژ یا غنی سازی 20% نبوده است، بلکه زمانی که به اسم مذاکرات هسته ای، «استقلال» یک کشور در آستانه مخدوش شدن واقع می گردد باید «دلواپس» آینده مذاکرات بود وگرنه مگر غیر از این است که همین چند دستگاه سانتریفیوژ و غنی سازی 20%  در زمان تیم مذاکره کننده هسته ای سابق نیز هیچ گاه فی نفسه امری مقدس به شمار نمی رفت و در مذاکرات آلماتی، دکتر جلیلی بر مبنای همین داشته های موجود، در پی مذاکره با 1+5 و تلاش برای لغو همه تحریم ها بود؟
 
اما انتقاد اصلی به عملکرد دولت یازدهم از آنجایی صورت می گیرد که با تعلیق اکثر تاسیسات هسته ای کشور نه تنها مشکلی از مشکلات مردم حل نشده است، بلکه یکی از اصلی ترین آرمان های مردم کشور، یعنی «استقلال» ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته است چرا که بر اساس متن ضعیف توافق ژنو، در گام نهایی نیز زمانی ایران می تواند به غنی سازی اورانیوم مشغول شود که زمان، مکان، مقدار و بسیاری دیگر از شرایط غنی سازی را آمریکا مشخص کند.
 
این مساله به خوبی نشان می دهد که اختلاف منتقدان با رییس جمهور، بر سر چند دستگاه سانتریفیوژ و میزان غنی سازی اورانیوم نیست بلکه  برای نخستین بار بعد از انقلاب است که دشمنان ملت می خواهند درباره توان استراتژیک کشور، در مقام «امر کننده» ظاهر شوند و ما باید طبق توافق ژنو و آنچه که دکتر ظریف در 3 آذر 92 از سوی ملت ایران متعهد شده است، هر آنچه که طرف مقابل می گوید را عمل کنیم و طبیعی است که بعد مساله هسته ای نیز، آمریکایی ها بخواهند این مدل را برای موضوعات دیگر بکار ببرند و انتظار داشته باشند در همه موارد مورد اختلاف با ایران، آنها در مقام «امر کننده» و مردم  و دولت ایران در مقام «سلطه پذیر» ظاهر شوند. لذا انتظار زیادی نیست که مردم ایران به دنبال این آرمان باشند که درباره توان استراتژیک کشورشان، دولت جمهوری اسلامی ایران تصمیم گیر نهایی باشد نه دشمنان ملت.
 
4. آقای روحانی در ادامه تلاش برای تقابل نمایی از «منافع ملی» با «آرمان‎ها»، از لزوم یارانه دادن سیاست داخلی و خارجی به نفع اقتصاد سخن گفته و افزوده‎اند که «یكی از اصول قانون اساسی كه از روز اول تاكنون اجرا نشده و به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی خیلی تمایل دارم تا شرایطی فراهم شود تا یك بار هم شده آن اصل عملی شود و این است که یک مساله مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در قالب ماده قانونی یا برنامه به آرای عمومی مردم و همه پرسی گذاشته شود و تمایل دارم برای یك بار هم شده برای اجرای مسئله بسیار مهمی كه برای همه اهمیت دارد، از مردم سوال شود» اما آنچه از شرایط کنونی کشور بر می‎آید آن است که اداره امور کشور قبل از آنکه به همه پرسی نیاز داشته باشد، به «تدبیر عقلانی» و «توانمندی اجرایی»  نیاز دارد. توانمندی که تلفیقی از توان اجرایی و تفکر استراتژیک و انقلابی است. شاید فقدان بخشی از همین مولفه ها باشد که پای ابزارهای دیگر همچون همه پرسی  را برای جبران نقصان ها باز کرده است.

 در مجموع توجه در این نکات نشان می دهد، دورانی که رییس مجهور محترم با طرح مباحث غیر اصلی بخواهند زمین بازی جدیدی را برای منتقدان توافق ژنو و ناکامی های دولت در عرصه سیاست خارجی طراحی کنند گذشته است و اصل انتقادات دلسوزان به عملکرد دستگاه دیپلماسی دولت اعتدال در یک سال و نیم گذشته، هم درست و به جا بوده و هم دارای منطق به مراتب قوی تر از مدافعان عملکرد دولت یازدهم در شرایط کنونی است و بهتر است رییس جمهور محترم به جای پیش کشیدن سخنان حاشیه ای در افکار عمومی، صادقانه در مقام بیان علل ناکامی های دولت محترم درعرصه دیپلماسی باشند. این روزها مردم بیش از هر زمان دیگر می پرسند چرا با تعلیق بسیاری از تاسیسات هسته ای کشور، هم قیمت دلار افزایش پیدا کرده است و هم قیمت نفت پایین آمده است؟ چرا تحریم ها تشدید شده است؟ مرز اعتمادسازی با دشمن در دیپلماسی کجاست؟ و سرانجام چه زمانی قرار است نتیجه دیپلماسی متفاوت دولت یازدهم، تاثیر خود را در زندگی مردم نشان دهد؟


برچسب‌ها: روحانی, سیاست خارجی, آرمان, منافع ملی, هسته ای
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 دی1393ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر