یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال
"عيدالزهرا (س) به همراه ايام نوروز مباركباد"
معمولا کمتر می شه که مطالب تاریخی بنویسم اما هر از چندگاهی هم بالاخره قلمم به این سمت حرکت می کنه و یک یادداشت یا مقاله تاریخی هم می نویسم! امیدورام اگر علاقه داشتید و این مطلب رو خوندین نظرتون رو هم پیرامونش بدونم
همین یادداشت در رجانیوز
نقش روحانيت شيعه در ملي شدن صنعت نفت
29 اسفند ماه 1329 را نه از آن رو كه به ملي شدن صنعت نفت انجاميد، كه از جهت تاثير ژرف روحانيت شيعه در يكي از حساس ترين برهه هاي تاريخ ايران زمين مي توان بسيار حائز اهميت تلقي نمود.
"ملي شدن صنعت نفت ايران" را بايد يكي از مهمترين وقايع تاريخي مابين دو اتفاق بزرگ انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي ايران به حساب آورد، چرا كه اگر مخير باشيم تا يكي از مقاطع حساسي را كه روحانيت شيعه در آن توانسته به خوبي تاثير و قدرت راهبري خويش در آن را نشان دهد معرفي كنيم، قطعا ماجراي "ملي شدن صنعت نفت" يكي از آنها خواهد بود.
اگر "نهضت تنباكو" را به عنوان مبدا و سرمنشا آشكار گشتن قدرت نفوذ و نقش آشكار روحانيت در معادلات اجتماعي-سياسي به شمار آوريم، به تبع آن بايد از وقايعي همچون جنگ هاي ايران و روس در زمان قاجار و از همه مهم تر ملي شدن صنعت نفت نيز ياد كنيم. وقايعي كه در پس هر كدام از آنها به خوبي مي توان ميزان اثرگذاري و دخالت روحانيت را در امور اجتماعي و سياسي كشور مشاهده نمود.
تغيير و تحولات مربوط به ملي شدن صنعت نفت در ايران درست در زماني اتفاق مي افتد كه بايد از آن دوران با عنوان "بحران مرجعيت و ركود روحانيت" ياد نمود زيرا در آستانه اين دوران است كه "آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني" و پس از آن نيز "آيت الله آقا حسين قمي" رحلت مي كنند . البته در اين ميان آيت الله بروجردي به قم مهاجرت كرده و در حركت به سوي مرجعيت بود اما همچنان شهرت و ثبات سالهاي آتي را به دست نياورده بود. در چنين شرايطي است كه "آيت الله ابولقاسم كاشاني" با تكيه بر دكترين "نفي سبيل" و به همراه ديگر روحانيون به نام آن روزگار همچون آيت الله چهارسوقي در اصفهان، ملي شدن صنعت نفت در كشور را پي ريزي مي كنند و در ادامه نيز با كمك دكترمصدق نخستين مرحله در اين راستا را با صلابت به پايان مي رسانند.
.jpg)
البته همواره اين سوال مطرح بوده كه آيا واقعاً پس از اين اتفاق تاريخي، نفت به معناي واقعي آن ملي شد يا خير؟ كه بايد اظهار داشت حداقل تأثير اين اقدام توسط ملت ايران در آن برهه زماني به وجود آمدن تجربه اي براي ديگر كشورهاي مستعمره بود. معروف است كه مي گفتند "آفتاب در سرزمين هاي بريتانيا غروب نمي كند" و در واقع اين جمله كنايه اي از گستردگي قلمرو مستعمرات انگلستان در آن زمان محسوب مي شد. در شرايطي كه تنها نزديك به 50 كشور مستقل در جهان آن روز وجود داشتند، ايران به رهبري آيت الله كاشاني و همكاري دكتر مصدق و با پشتوانه مردمي خويش توانست دست انگلستان را از صنعت نفت كشور كوتاه سازد كه اين امر بيش از هر چيز ابهت امپراطوري انگلستان را دچار خدشه ساخت. هر چند نبايد فراموش كرد كه در نهايت موضوع نفت به كنسرسيوم مبدل شد و به جاي انگلستان پنج كشور متصدي نفت شدند.
اما همان طور كه در ابتداي اين نوشتار نيز اشاره شد، اهميت 29 اسفند را نه از آن جهت كه به ملي شدن صنعت نفت در ايران انجاميد كه از جهت قدرت تاثير و نفوذ روحانيت شيعه مي توان مورد مداقه قرار داد. متاسفانه پس از ملي شدن نفت، خواست اصلي دكتر مصدق جلوگيري از نفوذ روحانيت بود. مصدق فراموش كرده بود كه رهبري اصلي اين جريان را روحانيت و در راس آن نيز آيت الله كاشاني برعهده داشته و از همه مهمتر نيز اينكه آيت الله كاشاني هيچگاه به دنبال تشكيل حكومت اسلامي نبود، لذا در اشتباهي فاحش، در رمضان 1331 اطلاعيه اي صادر نموده و در پي آن روحانيت را از سخن گفتن در باب سياست منع مي كند. اين حركت دومين اقدام رسمي پس از مقابله با دخالت روحانيت در سياست بعد از دوران رضاخان محسوب مي شد و البته پس از اين اشتباه تاريخي مصدق نيز بود كه ديگر با عدم پشتوانه روحانيت شيعه و به تبع آن مردم، پايتخت كشور به راحتي و در عرض مدت كوتاهي با كودتاي نظامي از پا درآمد.
متاسفانه امروز نيز بسياري براي ممانعت به عمل آوردن از دخالت روحانيت در سياست جداي از توسل به طرق مختلف، ابعاد شخصيتي فردي همچون "آيت الله بروجردي" را مطرح مي سازند و با استناد به اين سخن كه ايشان در سياست دخالت نمي كرد و... سعي در تعميم اين الگو به نسل هاي امروز روحانيت و مرجعيت شيعه دارند اما نه تنها بايد متذكر شد كه آيت الله بروجردي شخصيتي كاملاً سياسي بود، بلكه ايشان از شاگردان برجسته آخوند خراساني و شيخ الشريعة اصفهاني به حساب مي آمد كه هر دو از مراجع مبارز و سياسي زمان خويش به حساب مي آمدند. هم چنين آيت الله بروجردي از قيام حاج آقا نورالله اصفهاني و مهاجرت علما به قم در سال 1306 حمايت مي كند و به همين علت نيز دستگير و بيش از 3 ماه زنداني مي شود. ضمن آنكه بر خلاف ادعاهاي مغرضانه اي كه امروز از سوي برخي افراد سر مي زند، ايشان در دروس خود نيز همواره از ابعاد سياسي احكام اسلامي دفاع مي كرد و اين تازه جداي از حمايت هاي ايشان از مبارزات مردم فلسطين مي باشد.
اما اكنون كه قريب به سه دهه از به بار نشستن انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام (ره) مي گذرد، شايد خواندن و شنيدن سخنان آن بزرگوار براي ما بيش از هر نسل ديگري جذاب تر باشد و در عين حال، قابليت درك بيشتري داشته باشد:
"اگر شما آخوند را استثنا كنيد از جمعيت خودتان، هيچكاري نمي توانيد انجام بدهيد براي اينكه توده ها با اينها هستند، اينها مظهر اسلامند، اينها مبين قرآنند ...اگر شما بخواهيد از اينها جدا بشويد و اينها را منها كنيد، هيچ كاري ازتان برنمي آيد. همان سيلي اول را به شما مي زنند و بيرونتان مي كنند."
صحيفه نور/ ج 5 / ص279
پس آغاز موفقيت هاي اصولگرايان در دومين دوره انتخابات شوراها و به تبع آن مجلس هفتم، رياست جمهوري نهم و شوراهاي سوم، انتخابات مجلس هشتم پنجمين پيروزي پي در پي اصولگرايان در پنج سال اخير به شمار مي آيد كه بيش از هر چيز مويد و مصدق "اعتماد ملت" به اين جريان ارزشي است.
جريان اصولگرايي كه با محور "عدالت" ، "احياي ارزش ها" و "گفتمان انقلاب" با استقبال مردم روبرو گشت هم اينك براي بار ديگر پاسخي مثبت از سوي مردم دريافت كرده است تا در يك دوره چهار ساله ديگر، عالي ترين نهاد قانونگذاري كشور را در اختيار خويش ببيند.
.jpg)
نيم نگاهي كوتاه بر گذشته نشان مي دهد كه پس از تصاحب مجلس هفتم و بعد از آن نيز رياست جمهوري نهم توسط اصولگرايان كه در واقع اين جريان در سپهر سياسي كشور به تثبيت رسيد، متاسفانه بنا بر دلايلي به تدريج اختلافات بين سران اين جناح خود را نمايان ساخت تا اينكه سرانجام در انتخابات شوراهاي سوم عدم وحدت و انتشار ليست هاي جداگانه از سوي اصولگرايان موجب گشت تا بسياري از آراي اين جناح در انتخابات شكسته شود و در پي آن نيز تعدادي از كانديداهاي اصلاحطلب موفق به ورود به شوارهاي شهر شوند. لذا پس از اين اتفاق بود كه نخستين ساز و كارهاي وحدت در بين اصولگرايان انديشيده شد و سر انجام در نخستين روزهاي بهار 86 در جلسه اي كه به دعوت رييس جمهور سران اصلي جريان اصولگرايي در آن حضور داشتند، پيشنهاد 5+6 مطرح گشته و مقرر مي گردد تا حداقل براي انتخابات مجلس هشتم 11 نفر مورد نظر، تمامي تلاش خود براي وحدت حداكثري اصولگرايان را به عمل آورند.
اكنون و پس از اتمام انتخابات مجلس هشتم و مشخص شدن نتيج آراي مردم مي توان به خوبي نتيجه عملكرد 5+6 را مشاهد نمود. 29 نفر از 30 منتخب نخست مردم شهر تهران را كانديداهاي جبهه متحد اصولگرايان تشكيل مي دهند و اين در حالي است كه بيش از 70% از كرسي هاي مجلس هشتم نيز در اختيار اين جناح قرار گرفته است. اصولگرايان در حال حاضر ثمره ماهها تلاش براي وحدت و انسجام خويش را نظاره گر هستند، اتحادي كه به آساني به دست نيامد و در اين راه بسياري از افرادي كه خود را اصولگرا مي دانستند نيز سرافكنده از "آزمون اتحاد" بيرون آمدند كه مويد اين مدعا نيز انتشار ليست موازي با "جبهه متحد اصولگرايان" با نام "ائتلاف فراگير اصولگرايان" از سوي اين عده بود.
لذا حداقل انتظار از راه يافتگان به مجلس هشتم، ادامه روند در پيش گرفته و حفظ اتحاد بوجود آمده مي باشد تا ان شاا... اكثريت منتخبان ملت در مجلس آتي بتوانند بنا بر تعبير مقام معظم رهبري "راه خدمت براي دولت را هموار تر سازند."
* همین یادداشت در سپهرنیوز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هفته نامه شهروند امروز در آخرين شماره منتشر شده خود (ويژه نامه نوروز) در قسمت عكسهاي منتخب سال ۸۶ عكس من را هم منتشر كرد! براي اولين بار اين خبر رو دوستانم اس ام اس زدند و بعد هم خودم ديدم كه نه! مثل اين كه خبر راسته!

*اين دو مطلب هم خواندني هستند:

تير خلاص نبوي به نقشه هاي انتخاباتي اصلاح طلبان

بیانیه بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به مناسبت انتخابات 24 اسفند
پس از گمانه زني هاي فراوان، سرانجام با انتشار ليست انتخاباتي "جبهه متحد اصولگرايان" در شهرتهران، ليست انتخاباتي ديگري نيز با نام "ائتلاف فراگير اصولگرايان" منتشر گشت تا در اين ميان برخي حقايق بيش از پيش خود را نشان دهد.
در حاليكه فهرست نهايي منتشره جبهه متحد اصولگرايان مورد تاييد و حمايت تمامي بزرگان اصولگرا قرار گرفته است، ائتلاف فراگير اصولگرايان در حالي دست به انتشار نهايي ليست انتخاباتي خود زده است كه برخي از اسامي منتشره در اين ليست جاي تامل فراوان دارد و به نظر مي رسد ذكر چند نكته در اين باب ضروري است.
نخست آنكه اين اين ليست دراي 9 اسم مشترك با ليست جبهه متحد اصولگرايان مي باشد و تا كنون نيز بيش از نيمي از 9 نفر ، از انتشار نام خويش در ليست ائتلاف فراگير برائت جسته اند، هر چند به نظر مي رسد طي روزهاي آتي ديگر افراد باقي مانده نيز به صورت رسمي از حركت غير قانوني و غير اخلاقي "ائتلاف فراگير اصولگرايان" ابراز برائت خواهند نمود.

اما مسئله دوم و جالبتر آنكه در ليست "ائتلاف فراگير اصولگرايان" بعضا نام افرادي مشاهده مي گردد كه همزمان نام آنان در ليستهاي انتخاباتي اصلاح طلبان از جمله اعتماد ملي نيز وجود دارد! مويد اين ادعا نيز انتشار همزمان نام "رضا طلايي نيك" و "عادل آذر" مي باشد. دو نامزدي كه نام آنان در ليست انتخاباتي حزب"اعتماد ملي" ديده مي شود اما همزمان "ليست ائتلاف فراگير اصولگرايان" نيز نام اين دو نفر را در فهرست خود گنجانيده است و البته اين درحاليست كه از مدتها قبل توسط برخي از رجال با سابقه سياسي كه سعي داشتند تا خود را به دايره اصولگرايان وارد كنند، فشارهاي فراواني براي گنجاندن نام دو نامزد مذكور در ليست جبهه متحد به عمل آمده بود كه با هوشياري 6+5 اين اقدام ناكام ماند. اما اين تناقض آنگاه تكميل مي گردد كه بدانيم حتي نام افرادي هم چون "عابدي جعفري" كه به شدت از سوي "ستاد ائتلاف اصلاح طلبان" نيز مورد حمايت مي باشد در ليست "ائتلاف فراگير اصولگرايان" ديده مي شود و بدرستي مشخص نيست معيار گزينش افراد در ليست مذكور چه بوده است؟! آيا واقعا مي توان به راحتي فاصله ديدگاه هاي اصلاح طلبان و واصولگرايان را اين چنين ناديده گرفت و سپس بر آن نام ائتلاف فراگير اصولگرايان را گذاشت و براي تكميل نام 30 نفر از هر حربه اي استفاده نمود؟
البته با تكذيب تعدادي از نامزدهاي جبهه متحد اصولگرايان مبني بر اينكه نام آنان به صورت غير قانوني در ديگر ليستهاي انتخاباتي آمده است، بازهم مشكل كمبود اسامي براي ليست 30 نفره ائتلاف فراگير اصولگرايان وجود دارد، هرچند ديگر به خوبي تفاوت ليست واقعي اصولگرايان با فهرستي كه تنها نام اصولگرايي را يدك مي كشد بر همگان آشكار گشته است اما بي شك اين انتخابات آزمون مناسبي براي برخي از داعيه داران اصولگرايي نسبت به ميزان پايبندي به ارزشها بود، هر چند كه هنوز فرصت نهايي اين آزمون به سر نرسيده و به تبع آن فرصت جبران خطاهاي گذشته نيز پابرجاست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفتگویی که با مهدی کوچک زاده انجام دادم نیز خواندنیست.

" امت اسلامی باید به خروش آید و سران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند"
اين قسمتي از پيام آقا نسبت به اوج گرفتن وحشي گريهاي صهيونيستها در غزه و فلسطين بود. اما انصافا بعد از اين پيام آيا اصلا خروشي بوجود آمد كه بخواهيم بعدش اون رو به رخ اسراييل بكوبيم؟!
متاسفانه ديگه عادت كريم كه هر وقت خواستيم خشم و انزجار خودمون رو نسبت به چيزي به خصوص اگر اين جور مسايل باشه نشون بديم، يه تجمع تو ميدون فلسطين راه مي اندازيم و بعدش هم 4 تا ا... اكبر و مرگ بر اسراييل مي گيم و در نهايت هم اگر خيلي همت كنيم يه متني رو مي خونيم و در پس هر بند اون تكبير مي گيم ...
اين شده خشم امت اسلامي! و جالب اينه كه هميشه هم مدعي هستيم كه ام القراي جهان اسلاميم و كسي هم نمي تونه بهمون بگه بالاي چشمت ابروست! از طرفي ادعا مبارزه با اسراييل و همدردي با فلسطين رو داريم و از طرفي ديگه هم هر روز به مشتريان نستله و كيت كت و كوكاكولا در ام القراي جهان اسلام اضافه ميشه ...
از همه معذرت مي خواهم اما مشكلمون يه چيزه و اون هم بي غيريته. ديگه اگر بخواهيم به همديگه نصيحت هم كنيم كه فلاني توروخدا فلان چيز رو نخر چون پولش مي ره تو جيب صهيونيت ها، همديگرو مسخره مي كنيم و مي گيم اين حرفا چيه؟ پس چرا دولت جلوي توليدشونو نمي گيره؟ سريع يه كلاه شرعي براي خودمون درست مي كنيم و بعد هم انگار نه انگار ...آره اسم ما مسلمونه! نماز ميخونيم، روزه مي گيريم اما اگه امام زنده بود اسم ماهارو مي ذاشت "اسلام آمريكايي" يعني نمازتو بخون ، آدم خوبي باش، حالا تو فلسطين هم 4 تا مسلمونو كشتن به تو اصلا ربطي نداره! مبادا قهوه نستله ات ترك بشه! مبادا كوكاكولا و پپسي نخوري! ... اين همون درديه كه دوا نداره. گفتم كه! اسمش بي غيرتيه. تازه اين شرايط تو زمان دولتي اتفاق افتاده كه يه چيزايي مي فهمه ... مي فهمه نابودي اسراييل يعني چي و هر از چندگاهي هم رييس جمهورش يه چيزايي تو اين زمينه مي گه ... اما كو اون اراده جدي كه به جاي اين حرفها اول از همه در تمامي شركتهاي صهيونيستي كه دارن فعاليت مي كنن رو تخته كنه تا بعدش اگر بهمون گفتن ام القراي جهان اسلام حداقل خودمون باورمون شه ...
دو ساله كه مثلا دارم تو بهترين دانشگاه كشور علوم سياسي مي خونم ... خيلي از اساتيد سعي مي كنن تا خيلي خوب اين رو تو ذهن دانشجوها كنن كه نظم بين الملل، نظام جهاني، سازمان ملل و... يعني چي و حتما بايد تابع آنها بود! اما سوالي كه تا حالا هر بار سر كلاس ها مطرح كردم و استاد هم راهي جز پيچوندنش نداشته اينه كه اصلا اين نظم جهاني و نظام بين الملل رو كه براي ما تعريف كرده؟ اصلا تا الان چه سودي براي ما داشته؟ چرا ما اينقدر اعتماد به نفس نداريم، اينقدر شجاعت نداريم كه اين نظم مضحك و پوشالي رو به هم بزنيم؟ مي ترسيم بهمون بگن تروريست؟ مگه امام نگفت ما مامور به انجام وظيفه هستيم نه نتيجه؟ پس چي شد شعارهاي انقلاب؟
احمدي نژاد رو خيلي دوست دارم ... چون آدم شجاعيه، چون جلوي غرب سرش رو نمي اندازه پايين و بگه گفتگوي تمدن ها! و اونها هم سال بعدش به ما بگن محور شرارت! از اين چيزاش خيلي خوشم مي آيد اما با تمام اين حرفها يه عيب خيلي بزرگ توش مي بينم ... عيبي كه هميشه انگيزه ام رو زياد مي كنه تا اگر يه روزي جاي اون بودم اين عيب رو از خودم پاك مي كردم. مشكل احمدي نژاد اينه كه شجاعتش نصفه است. يعني چي؟ يعني اينكه يك روز مي آيد و خيلي مردونه مي گه صداي نابودي اسراييل به گوش مي رسه اما چند روز بعدش مي گه ما براي هيچ كشوري تهديد به حساب نمي آييم ... نه! اينجاش ديگه درست نيست! آقاي احمدي نژاد با تمام ارادتي كه بهت دارم اما اين رو بدون كه ما اصلا انقلاب كرديم كه براي اسراييل تهديد باشيم، آمده ايم تا اسراييل رو نابود كنيم و در اين راه نيز از هيچ چيزي هراس نداريم .
انتظاري كه از دولت شما تو اين زمينه مي ره خيلي فراتره... اگر دولت قبلي بود راضي بوديم به اين كه اسراييل رو به رسميت نشناسه! (گفته عبدا... نوري كه خواستار به رسميت شناخته شدن اسراييل بود) اما انتظار از دولت شما اين نيست كه هيچ اراده اي براي برخورد با شركتهاي صهيونيستي كه دارن فعاليت اقتصادي مي كنن وجود نداره ...
نمي دونم چرا هيچ كدوم از علم فتواي جهاد نمي دن؟ هيچ كس هم نيست تا جلوي شركت هاي صهيونيستي تو ايران رو بگيره! اين وسط از ما چه كار بيشتري بر مياد؟؟؟
شايد خيلي ها اين مطلب رو بخونن و بگن بابا اين ديگه چقدر تنده! اما خيالي نيست ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این عکس رو حتما ببینید و بخونید و اگر هم تونستید بیایید:


آخرين يادداشتم:

چند روزی رو که نبودم به همراه دانشگاه رفته بودم جنوب. مناطق عملیاتی. شلمچه و هویزه و فکه و...
نزدیکترین جایی به کربلا که اربعین می تونستم خودمو به اونجل برسونم.

جای همه خالی ...
مجددا با مطالب جديد وبلاگم رو به روز مي كنم
البته این مطلب هم خواندنی است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرین مطالبم:
تداوم اهانتها نخستین دستاورد سکوتهای معنادار

سازمان مجاهدین انقلاب از تایید تا انکار امام

پیروزی هسته ای (مروری کوتاه بر دیپلماسی هسته ای دولت نهم)

و بازهم سکوت! (نقدی بر عملکرد موسسه نشر و آثار امام خمینی ره)

افزایش نگرانی ها از مشی حرکت صدا و سیما (به بهانه تطهیر عناصر ملی مذهبی در رسانه ملی)

All
Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است