سلسله مناظرات مکتوب علیرضا زاکانی و عباس سلیمی نمین با عبدالله جاسبی پیرامون مفاسد مدیریتی دانشگاه آزاد که از فروردین ماه سال جاری در روزنامه ایران منتشر می شد، پس از مدتی به یکباره متوقف شد و علت آن از سوی روزنامه ایران "تهدید قاضی مرتضوی دادستان تهران" به تعطیلی این روزنامه عنوان شد! و اینکه روزنامه ایران حق ادامه انتشار اخبار و مواضع علیه دانشگاه آزاد را ندارد! در همین راستا بود که چندی بعد نیز مرتضوی در جوابیه ای سراسر توهین به زاکانی موجی از حیرت را در میان همگان برانگیخت اما جوابیه مستند زاکانی به مرتضوی هیچ گاه در روزنامه ایران منتشر نشد، چرا که پیش از این، این روزنامه از سوی مرتضوی تهدید به تعطیلی شده بود.

اما انتشار جوابيه تكان دهنده زاكاني در سایت خودش (جهان نیوز) آن قدر برای مرتضوی گران تمام شد که پس از چندین ساعت از انتشار آن، سایت جهان نیوز فیلتر شد! و این مصداقی دیگر از خفه کردن صدای کسانی بود که در مقابل مفاسد مدیریتی عبدالله جاسبی فریاد برآورده بودند ... و البته نقش دادستان تهران در فیلترینگ این سایت نیز بر همگان معلوم بود. چرا که بررسی روند اخذ دکترای مرتضوی از دانشگاه آزاد توسط جاسبی بیش از هر چیز دیگر روشن کننده این ماجراست...
اما سومین قربانی دیکتاتوری دانشگاه آزاد سایت الف تحت نظر احمد توکلی بود. پیگیری ماجرای دکترا !!! گرفتن علی کردان که این روزها شدیدا نقل محافل عمومی شده توسط سایت الف و مشخص شدن اینکه کردان نیز از همان راه های ویژه آقای جاسبی توانسته با مدرک فوق دیپلم، دکترای! حقوق دانشگاه آکسفورد توسط دانشگاه آزاد را کسب کند، کافی بود تا سایت احمد توکلی فیلتر شود.(توضيحات بيشتر)
اما مبارزه با مفاسد مدیریتی دانشگاه آزاد ادامه خواهد داشت ...
لکن در این مدتی که کردان وزیر کشور شده خیلی ها حضورا، تلفنی و حتی از طریق کامنت های این وبلاگ علت انتخاب عجیب وی توسط دولت را جویا می شوند!
پاسخ من هم مثل بقیه روشن است:
امروز مثلث نامحرمان دولت نهم تکمیل شده:
*رحیمی * مشایی *كردان

هرچند زماني كه علت انتخاب كردان را از سوي رييس جمهور فهميدم بيش از هميشه به "مظلوميت" احمدي نژاد پي بردم اما به نظر من ضربه ای که حضور این افراد تا کنون متوجه دولت کرده بیش از تمامی سرمقاله ها و اخبار ویژه و گزارش ها و تحلیلهایی بوده که تا کنون اعتماد و اعتماد ملی و بی بی سی و روزآنلاین و کارگزاران و ... علیه دولت نوشته اند.
اما
آیا با این وجود از حمایت دولت دست خواهیم کشید؟
پاسخ قظعا منفي است چرا که اگر وصله های ناچسب این دولت تا کنون ۳ نفر بوده اند، نگاه به سیستم مدیریتی سراسر فساد دولتهای سازندگی و اصلاحات نشان می دهد که تعداد افراد متعهد و شاخص آنها به سختی به مقدار انگشتان ۲ دست می رسید. این دولت پس از ۱۶ سال نعمتی است که باید قدر آن را دانست. اگر چه رحیمی ها و مشایی ها و کردان ها هم در آن حضور داشته باشند اما یک تار موی رییس جمهور و دولت نهم را با برخی از گذشتگان عوض نمی کنیم. و این را نیز همیشه مد نظر داشته باشیم:
دولت نهم دولت گذار به آرمان هاست هر چند در این راه آفت هایی وجود داشته باشند ...
درواقع حکایت انتقادات ما از دولت مثل اون پدر یا مادری است که بچه اش رو بیشتر از خود اون بچه دوست داره و هر از چندگاهی هم یه ذره سرش غر می زنه اما اگر یه روزی کسی بخواهد و بیاد و به هر بهونه ای اون بچه رو اذیت کنه ... چشمتون روز بد نبینه، اون فرد باید قبل از هرچیز اشهدش رو گفته باشه!
* * *
برخي از مطالبي كه طي مدت اخير نوشتم:
حذف تعليق از مقدمه، موضوع و نتيجه مذاکرات
نکته:
سایت فیلتر شده جهان نیوز با آدرس http://www.jahanews.com
و سایت فیلتر شده الف نیز با آدرس http://www.alef1.com
قابل مشاهده هستند.
اصلا مگه هرچی به ذهنم رسید رو باید اینجا بنویسم؟ مگه خودت نگفتی بگیم "تعرف ضمیری..."
هنگ کردم! به پای همون "تعرف ضمیری" اینجا هم هیچ چی نمی نویسم، شاید ...

با این شعر خیلی حال کردم، برای شما هم می نویسمش:
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد، خبری از دل پردرد گل یاس نداشت...
باید اینطور نوشت: هرگلی هم باشد، چه شقایق چه گل پیچک و یاس، تا نیاید مهدی (عج) زندگی دشوار است ...
انظر الینا، نظره رحیمه ...
* * *
شبکه ایران آغاز به کار کرد:

سخنان اخیر آقای اسفندیار رحیم مشایی که با صراحت ابراز داشته است:
"بنده به حرفهايم افتخار ميكنم و آنها را اصلاح نميكنم بلكه هزار مرتبه ديگر نيز تكرار ميكنم ما آحاد مردم دنيا را دوست داريم و اين افتخار ماست كه چون اعتقاد و آرمانهايمان انساني است در بين تودههاي مردم در دنيا دشمني نداريم و مردم ايران با مردم آمريكا فرقي ندارند. ما با همه مردم دنيا دوست هستيم حتي مردم آمريكا و اسرائيل" اگرچه از روی اطلاعات کم، تحلیل نادرست و سادگی گوینده این سخنان بیان شده است اما به هیچ عنوان نمی توان تبعات این حرف سنگین را نادیده گرفت.
بنا بر خاطره ای منقول از حضرت امام خمینی (ره) توسط عضو با سابقه دفتر ایشان و نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید، حجت الاسلام رحیمیان، ایشان يهوديان در كشورهاي ديگر را با يهوديان در فلسطين اشغالي دارای تفاوت دانسته و با یکسان اعلام نمودن حکم يهوديان ساکن در فلسطین اشغالی با حكم سربازان و اجزاء رژيم غاصب، بر برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائيلي تاکید نموده بودند.
هم چنین با مروری کوتاه در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز مطالب فراوانی دال بر تایید مواضع حضرت امام (ره) در این رابطه به چشم می خورد و "ملت و مردم" اسرائيل، يك ملت "جعلي" و "دروغين"، "اراذل و اوباش"، "غاصب" و "بي هويت" توصیف شده اند.
اما حال چه شده است که آقای رحیم مشایی این چنین با افتخار تاکید می کند ملت ایران با مردم اسراییل رابطه دوستی دارد و حتی حاضر نیست از موضع خود کوتاه بیاید؟!
براستی اگر فرزندان انقلاب اسلامی از آقای رحیم مشایی بخواهند تا ایشان تنها در رابطه با حوزه تخصصی خود سخن بگویند و خود را در جایگاه سخنگوی دولت و یا ملت ایران تصور نکنند، انتظار نابجا یا گزافی است؟

آیا غیر از این است که صحبت نکردن پیرامون بسیاری از موضوعات هیچ هزینه ای ندارد و ایشان می توانند این راه را انتخاب کنند لکن زمانی که آقای مشایی با اصرار می خواهند بر اشتباه گذشته خویش سرپوش بگذارند؛ لحظه به لحظه بر اشتباهات گذشته خود می افزایند؟
ایراد این سخنان سهوا یا عمدا (که البته بسیار بعید است) هزینه های بسیار و غیرقابل جبرانی را نه تنها برای دولت مکتبی و آرمانگرای نهم بلکه برای نظام و انقلاب اسلامی در بردارد. امروز آقای رحیم مشایی بدون آنکه متوجه بازتاب اظهارات خویش باشد با افتخار از تکرار هزارباره حرفهای خویش سخن به میان می آورد، غافل از آنکه بهتر است به فکر استغفار هزارباره از درگاه خداوند، امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، ارواح طیبه شهدا و فرزندان انقلاب اسلامی باشد.
توجه بدین نکته ضروری است که یکی از ارزش های غیرقابل انکار دولت نهم رویکرد آرمانگرایانه و شجاعانه رییس جمهور محبوب آن در مقابل غده سرطانی اسراییل است. ایشان تا کنون به کرات با طرح سوالات متعدد نسبت به موضوع هولوکاست و هم چنین اظهارات شجاعانه پیرامون وعده الهی و نابودی هر چه زودتر اسراییل چهره ای عدالتخواه، حق گرا و محبوب از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران نه تنها در میان کشورهای مسلمان،بلکه در میان تمامی آزادگان جهان به نمایش گذارده است اما به نظر می رسد امروز "اسفندیار رحیم مشایی" مبدل به "چشم اسفندیار" دولت نهم گشته است.
اگرچه اظهارات عجولانه و نابخردانه وی چیزی از ارش های رییس جمهور عزیز و مشی حرکت دولت نهم نمی کاهد اما عدم برخورد قاطع و درخورد با ادعاهای صورت گرفته از سوی آقای رحیم مشایی در آینده ای نه چندان دور می تواند تبعات به مراتب بیشر و مخرب تری با خود به همراه داشته باشد.
امروز حداقل انتشار دانشجویان مسلمان، انقلابی و عدالتخواه بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به نمایندگی ازدیگر داشجویان بسیجی سراسر کشور از آقای رحیم مشایی معذرت خواهی از تمامی آزدگان و مسلمانان جهان و یا در صورت اصرار بر سخنان خویش، استعفا از جایگاه خود در نظام جمهوری اسلامی ایران است چرا که آرمانهای انقلاب اسلامی که با خون هزاران شهید و جانباز سرافراز تاکنون به دست نسل سوم انقلاب رسیده، نباید فدای فرد یا افراد گردد.
۰ ماه گذشته و زمانی که مشایی برای نخستین بار جرات بیان چنین حرفی را پیدا کرد نیز مطلبی در همین وبلاگ نوشتم که فکر می کنم الان بهانه خوبی برای بازخوانی آن است:
وقتی اسفندیار پاشنه آشیل می شود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درهمین راستا فردا ۴شنبه از ساعت ۱۲ ظهر تجمع اعتراض آمیز دانشجویی به دعوت جنبش عدالتخواه در مقابل دفتر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری واقع در خیابان آزادی جنب پل یادگار امام (ره) برگزار می شود.
همین باعث شد تا متن کل خبر رو به عنوان یک پست جداگانه تو این وبلاگ بنویسم، چون فکر می کنم بعد از مدتها مطالب جدی نوشتن، خوندن یک مطلب طنز خالی از لطف نیست ...

ديدار جوانان جبهه مشاركت با سعید حجاریان به مناسبت روز جانباز! ![]()
سعيد حجاريان در اين نشست در پاسخ به پرسش يكي ازحاظرين مبني بر اينكه تلخ ترين و گزندهترين اظهارنظري كه پس از ترور به گوش شما رسيد، چه بود، اظهار داشت: يكي از پزشكان گفت كه امام جمعه يكي از شهرها، تماس گرفته و نسبت به تزريق آمپولهاي 150 هزار توماني به من اعتراض كرده و گفته است كه منتظر مرگ حجاريان هستيم، چرا اينطور مداوا ميكنيد؟!![]()
وي با بيان خاطراتي از زمان ترورش گفت: پس از بهبود نسبي متوجه شدم ابطحی پس از ترور ، به دنبال مراسم ترحيم، ختم و پيدا كردن قبر براي من بوده است البته به لطف خدا بهبود پيدا كردم و نيازي به آنها نشد![]()
نکته اخلاقی:
شما با خواندن این خاطرات معنای چندتا چیز خوب دستتون می یاد:
۱. رفاقت! مثل ابطحی که تا دوستش رو ترور کردند منتظر بهبودش نشد و برای تهیه قبر رفیقش کم نذاشت!
۲. ارزش معنوی روز جانباز! روزگاری برای عیادت جانبازان به آسایشگاه ها و ... می رفتند اما امروز زمونه عوض شده دیگه! آقای حجاریان جانبازه و احتمالا شهیدشون هم احمد بورقانی است ...
۳.پیدا کردن امام جمعه مذکور جایزه ویژه داره! چون از قدیم یه ضرب المثلی رو گفتند که توی اون کلماتی مثل دورغ و حناق و ... به کار رفته!
۴.باز هم از قدیم گفتند "مشت نمونه خرواره!"پس باید منتظر چاپ خاطرات سعید حجاریان بود! وای که چه طنز نامه ای می شه ...
حقیتش اول می خواستم این مطلب رو به صورت رسمی و یه ذره با ادبیات آکادمیک بنویسم اما از اونجایی که زمان نوشتن این مطلب (ساعت ۳ نصف شب) خسته بودم ترجیح دادم تا با زبون خودمونی تر بنویسم ...
۱۲ مرداد، دقیقا ۳ سال از آغاز به کار دولت می گذره. دولتی که به اذعان همه نقاط مثبت و منفی گوناگونی در پرونده خودش داره، اما هدف من از نوشتن این مطلب این نیست که بخواهم بگم کدوم کار دولت خوب بوده و کدوم بد! بلکه می خواهم بگم چرا من و بسیاری دیگه مثل بنده از این دولت خوب، یا این دولت بد، (خوب یا بدش رو خودتون می دونید) طرفداری می کنیم و البته طرفداریمون هم از جنس خیلی طرفداری های دیگه نیست ...
اگر یک مخالف منصف دولت را پیدا کنیم و بگوییم در کنار تمامی نقاط ضعفی که فکر می کنی این دولت در کارنامه خود داره چند نمونه از نقاط مثبت عملکرد دولت در ۳ سال گذشته رو هم نام ببر، به نظر شما چی می گه؟
می گه سفرهای استانی، یا دیپلماسی فعال، یا ایستادگی بر حقوق هسته ای ملت یا ...
اما اگر روزی از امیرحسین ثابتی که احتمالا همه شما خوانندگان این وبلاگ هم می دونید یک احمدی نژادی ۲ آتیشه است! بپرسند چرا از دولت اینقدر حمایت می کنی یا به عبارت دیگه چرا اینقدر عاشق احمدی نژاد هستی؟ می تونید حدس بزنید چی جواب می ده؟!
خواهد گفت: اگر احمدی نژاد تا کنون یک سفر استانی هم نمی رفت اگر دیپلماسی او هم مثل خیلی از دولت های قبل بود و اگر و اگر و اگر ... بازهم عاشق احمدی نژاد و طرفدار پرو پاقرص این دولت بودم! می دونید چرا؟!

چون معتقدم دفاع از این دولت،دفاع از احمدی نژاد" یا "دولت نهم" نیست. دفاع از این دولت برابر است با دفاع از گفتمان جدیدی که توسط این دولت زنده شد یا به عبارت بهتر خلق شد. گفتمانی که به نظرم حتی تا پایان ۵ سال دیگر که احمدی نژاد رییس جمهور خواهد بود ممکن است به خوبی جانیفتد اما آمدن احمدی نژاد کافی بود تا عباراتی همچون "دولت اسلامی"، "جامعه ولایی"، "گفتمان مهدویت" و ... حتی یکبار هم که شده به گوش مردم بخورد ...
اگر دولت اصلاحات مدینه فاضله خودش رو در "جامعه مدنی غربی" می دید یا دولت سازندگی تمام تلاشش رو برای "توسعه" به سبک غرب انجام می داد این دولت تمام دغدغه اش "عدالت" "گفتمان مهدویت" "جامعه ولایی" "دولت اسلامی" و... است.
به عقیده من برای این دولت اسمی بهتر از "گذار به دولت اسلامی" نمی شه پیدا کرد چون هنوز با آرمانها فاصله زیادی داریم اما احمدی نژاد منادی چنین جریانی بود تا طی این مراحل کامل تر شه :
انقلاب اسلامي - حکومت اسلامي - دولت اسلامي - جامعه اسلامي - تمدن اسلامی
اما فهماندن این حرفها به یک دسته خیلی مشکله:
اونهایی که می فهمند ماها چی می گیم اما خوشون رو به خواب می زنند و با جاهل نشون دادن خودشون سعی می کنند تا با چیزهایی مثل قیمت گوجه فرنگی و خشکسالی و سرما و گرما و وام دادن ایران به سریلانکا و ... حتی اگر در مواقعی صحبتشون درست هم باشه، دولت رو زیر سوال ببرند و تصور می کنند پیروز خواهند شد!
و بهترین تایید برای این چندخطی که نوشتم، سخنان آقا در تاریخ ۴ شهریور ۸۶:
"مسئلهى پايبندى به اصول و ارزشها خيلى شاخص مهمى است. دولت، هم در قول و شعار - كه مهم است - و هم در عمل، نشان مىدهد كه به اصول انقلاب و ارزشهاى انقلاب پايبند است... همهى دشمنى و خصومتى هم كه با انقلاب ما انجام مىگيرد، براى بقاء اين اصول است. شايد در مرور زمان و در دورههاى مختلف، غبارهايى بر روى اين اصول نشست؛ اما امروز انسان مىبيند كه اين اصول از هميشه شفافتر، زندهتر و برجستهتر مطرح است؛ در زبان شما و در شعارهاى شما و در برنامههايى كه اعلام مىكنيد، اينها مطرح مىشود ... نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار باارزشى است و هر مقدارى كه مىتوانيد بايستى حركت كنيد ... بهتر از اين است كه انسان اصلاً دم از عدالت نزند، عدالت را فراموش كند، عدالت را در لابهلاى مفاهيم ديگرى مخفى و گم كند و از ذهن و چشم انسان دور بشود"
* کسانی که درباره این مطلب می خواهند پیام بذارند به این نکته توجه کنند که خواهشا حتما یکبار مطلب رو بخونند تا پیام نامربوط نفرستند و البته کسانی هم که طبق معمول هنری جز کنایه و تمسخر و ... ندارند بدونند هر چی که بخواهند بگویند جوابشان در همین چند پاراگراف خلاصه می شه ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بازتاب این مطلب در سایت خبری هوادارن شهردار تهران! (+)
"دکتر یزدی یک ویژگی خاصی دارد و آن اینکه بسیار راحت دروغ می گوید و چنان قاطعانه و محکم هم دروغ می گوید که ممکن است کسی کوچکترین شکی به او نکند. کدهایی را که در مورد نجف و نوفل لوشاتو و مسیر انقلاب داده بررسی کنید، مي بينيد كه همه آنها دروغ است.در مصاحبه هايش هرچه را كه ويژگي منحصر به فرد و ممتاز جمهوري اسلامي است به خود نسبت مي دهد. مي گويد تشكيل شوراي انقلاب نطر من بود، دولت موقت نطر من بود، روز قدس را من پيشنهاد كردم، جهاد سازندگي را من پيشنهاد كردم، سپاه پاسداران را من پيشنهاد كردم.من به عمرم چنين آدم دروغگوي شارلاتاني نديده ام"
قطعا شما نيز زماني كه اين جملات را مي خوانيد امكان ندارد حدس بزنيد راوي اين جملات "علي اكبر محتشمي پور" است. وي اين جملات را در ميزگرد تفصيلي با حضور دو تن ديگر از ياران امام يعني حجج اسلام رحيميان و ناصري در گفتگو با "ماهنامه يادآور" بيان كرده است.
اين جملات را براي تاييد بر بطلان فكري و عملي نهضت آزادي نياورده ام. چون فكر مي كنم بهترين سند و گواه براي تبيين مشي اين گروهك، متن نامه امام به همين آقاي محتشمي پور در سال ۶۶ و تاكيد ايشان مبني بر عدم صلاحيت گروهك مذكور است و جداي از اينها خود محتشمي پور نياز به تاييد ديگران دارد! اما اين سخنان از آن جهت برايم حائز اهميت و جالب توجه بود كه راوي آنها كسي است كه مدتي پيش به بهانه نقل خاطرات خود در يكي از مراسم هاي بزرگداشت مرحوم توسلي، نهضت آزادي را تطهير كرد...

محتشمي پور كه چندي پيش نيز مجددا پا را فراتر از گليم خود گذاشته بود و از سر بي منطقي، به جاي نقد يا هرگونه سخن مستدلل هر آنچه را كه دوست داشت به آيت الله مصباح يزدي نسبت داد، چگونه است كه اين طور سخن مي گويد؟!
در سوابق محتشمي پور شك و ترديدي نيست همانگونه كه طلحه ها و زبيرها و در عصري نزديكتر نيز منتظري ها سوابق درخشاني داشتند اما وقتي جملات محتشمي پور نسبت به ابراهيم يزدي را خواندم، هرچند به نظرم درست آمد اما احساس كردم يكي ديگر از مصاديق عباراتي كه محتشمي پور پيرامون يزدي بكار برده، مي تواند خود محتشمي پور باشد ...
امروز و در مقابل چشمان باران صديق و حاضر حضرت امام، چه دروغي مانده كه او به آيت الله مصباح نسبت ندهد؟! در حالي كه بسياري از ياران امام آنها را تكذيب كرده و ساخته خيالات ذهني محتشمي پور مي دانند.
او امروز يزدي را شارلاتان ترين كسي كه تاكنون ديده مي داند چون معتقد است وي بزرگترين دروغ ها را مي گفت ... اما وقت آن نشده محتشمي پور تلنگري هم به خود بزند تا چند سال ديگر محتشمي پور را شارلاتان ترين افراد بواسطه دروغ هاي امروزش نخوانند؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* ماهنامه يادآور كه نخستين شماره آن منتشر شده، درنوع خود بي نطير است. اين ماهنامه به صاحب امتيازي موسسه تاريخ معاصر ايران و به سردبيري دكتر موسي حقاني است. موسي حقاني در مطالعه و حفط اسناد تاريخي تقريبا مي توان گفت كه رقيبي ندارد و هم اكنون نيز پس از سالها مطالعه و پژوهش در زمينه تاريخ معاصر در اقدامي بسيار لازم و بجا پا به عرصه انتشار ماهنامه اي تاريخي براي حفط واقعيات از گزند تحريف گذارده است.خواندن اين ماهنامه را به تمامي علاقه مندان به بحث هاي تاريخي توصيه اكيد مي كنم.
قسمت هايي از مطالب اين شماره كه پرونده ويژه پيرامون امام خميني (ره) را شامل مي شود:
* گفتگو با آيت الله مكارم شيرازي
* گفتگو با آيت الله مصباح يزدي
* گفتگو با آيت الله مهدوي كني
* گفتگو با علي اكبر محتشمي پور، روح الله حسينيان، سيد محمود دعايي، سيد حسين موسوي تبريزي، سيد حميد روحاني، سيد صادق طباطبايي، ابوالقاسم خزعلي و ...
* براي ديدن عكس روي جلد و كسب اطلاعات بيشتر اينجا كليك كنيد.
*شهادت امام هفتم تسلیت ... مبعث رسول الله مبارک! خیلی دوست داشتم این ایام رو مشهد بودم
All
Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است