سرانجام دوشنبه خاتمی با 9 روز تاخیر از روزدانشجو، به دانشگاه تهران آمد.
زمانی که 1 ساعت قبل از آغاز برنامه درب تالار شهید چمران به علت ازدحام جمعیت شکست، من شاید جزو 30 نفر اولی بودم که توانستم به درون تالار راه پیدا کنم اما باور کردنی نبود! تالار 800 نفره از ساعت ها قبل و به مدد دوستان انجمن اسلامی که از داشگاه های دیگر با اتوبوس تشریف آورده بودند از طرف درب های پایین پر شده بود و اینجا بود که بار دیگر معنای حقیقی "آزادی بیان" رو به سبک آقای خاتمی و یارانش مشاهده کردم.
همین اتفاق باعث شده بود تا دانشجویان دانشگاه تهران که میزبان میتینگ سیاسی- انتخاباتی آقای خاتمی بودند از حضور در سالن محروم شوند اما در عوض دوستان انجمن به ظاهر ظاهر اسلامی (همان انجمن منافقین) که رسما اعلام کرده اند مسئول ستاد انتخاباتی خاتمی در انتخابات آتی هستند، با حضور خود در سالن چنین القا کردند که آقای خاتمی در میان دانشجویان محبوب است! غافل از اینکه اگر «ننه حسن چرخی» هم طبق برنامه از پیش تعیین شده و در تالار اتوبوسی پر شده حاضر شود می تواند کلی پز بدهد و خیال کند این جماعت نماد 70 میلیون ایرانی هستند ...

در طول برنامه هم دوستان آقای خاتمی بار دیگر میزان پایبندی خود به شعارهایشان را نشان دادند ... نشان دادند که چگونه باید به رای مردم احترام گذاشت و به بهانه حضور خاتمی در دانشگاه هرآنچه از دهانشان درآمد را نثار دولت کردند و شخص رییس جمهور نمودند ...
و صد البته که در این میتینگ سیاسی انتخاباتی که الهه کولایی، شکوری راد و ... نیز حضور داشتند میزان پاینبدی خود به "خط امام" را که همواره مدعی آن هستند را به رخ حاضرین کشیدند ...
از سوت و کف زدن برای مصدق که امام خمینی او را حتی «مسلمان» هم نمی دانست و تشویق های مکرر بازرگان که امام خطر او و فزرندانش را از «منافقین» بیشتر می دانست و البته قبل از همه اینها نیز «پاره کرده تصویر حضرت امام» که در بالای درب ورودی تالار نصب شده بود ...

و «هو» کردن حمایت تصنعی مجری برنامه از مردم غزه ... و تریبون ندادن به مخالفین خود در تالار ...
اصلا من چه می خواهم بگویم؟! وقتی خود شاه سلطان حسین سال 83 در دانشگاه تهران به این صراحت اعتراف کرد:
«متاسفانه امروز از اردوگاه اصلاح طلبان صداهایی می شنویم که دشمنان این ملک و ملت دارند آن را بیان می کنند»
و امام عزیزمان سالها پیش هشدار داده بود:
«ممکن است در همین انجمن های اسلامی هم عمالشان رخنه بکنندو منحرف کنند، با اسم اسلام، مسایلی دیگر را پیش بیاورند» (صحیفه نور، جلد 10، صفحه 65)
و زیباتر از آن سخن خداوند در قرآن:
«والله یشهد ان المنافقین لکاذبون» (سوره منافقون آیه ۱)
* * *
در همین زمینه:
آقای دکتر! خاتمی چشمانتان را باز کنید! (سینا کمالخانی)
جاهلان در دانشگاه تهران (سید حامت حجت)
تحمل صدای مخالف از نوع انجمن اسلامی! (سید محمد حسینی)
بدون شک این نخستین سوالی است که قاطبه دانشجویان دانشگاه تهران در آستانه سومین حضور خاتمی طی 3 سال اخیر در دانشگاه تهران از خود خواهند پرسید، اما سوالات متعدد دانشجویان از سید خندان نه تنها در این مورد خلاصه نمی شود بلکه جهت تفصیل و تشریح آنها باید ساعت ها گفت و نوشت ...
باید از آقای خاتمی پرسید قرابت 25 آذرماه، با 16 آذر (روز دانشجو) در چیست؟! آیا هم چنان تاخیر 9 روزه وی جهت حضور در دانشگاه، بهانه ای به نام روز دانشجو و دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران! را در افکار عمومی باقی خواهد گذارد؟! یا باید علت اصلی تر و مهم تری به نام «میتینگ های انتخاباتی» را در فلسفه وجودی چنین برنامه هایی جستجو نمود؟!
اگرچه حضور آقای خاتمی در انتخابات سال آتی بیش از هر چیز کام منتقدین گفتمان اصلاحات را شیرین خواهد ساخت، چرا که اجماع اصولگرایان بر یک کاندیدای واحد در انتخابات نتیجه ای جز شکست سنگین خاتمی در عرصه انتخابات را نخواهد داشت اما آقای خاتمی باید قبل از هر چیز بدین سوال جواب دهد که مگر بنا بر گفته مشاور ارشد خودشان در دوران اصلاحات (سعید حجاریان) «خاتمی فقط یک تدارکاتچی» نبود؟!

اگرچه امسال نیز همچون سال قبل، از ساعت های قبل از آغاز برنامه، اتوبوس هایی که از اراک، قم، کرج و ... برای پر کردن سال 800 نفره دانشکده فنی عازم تهران شده اند وظیفه خود را به نحو احسن انجام خواهند داد تا عملا فضایی جهت حضور قاطبه دانشجویان دانشگاه تهران در تالار شهید چمران نباشد و تا چند هفته بعد نیز رسانه های دوم خردادی با به تصویر کشاندن عکس های دانشجویان غیر از دانشگاه تهران، از توهمی به نام محبوبیت خاتمی در دانشگاه تهران بنویسند و تحلیل کنند اما باید دقت داشت که اگر هم چنان آقای خاتمی معتقد به جامعه چندصدایی و آزادی بیان است می تواند با در اختیار قرار دادن تنها یک تریبون به هر تشکل دانشجویی، میزان پایبندی خویش به شعارهای خوش و خط و خال اصلاحات را در عمل نشان دهد (کاری که در سال 85 و با حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر انجام شد) و صد البته که از میزان محبوبیت خویش در میان دانشجویان دانشگاه تهران (نه اتوبوس های پر شده از شهرهای اطراف تهران!) مطلع شود!
دانشجویان می خواهند بپرسند آیا آقای خاتمی به عنوان کسی که 8 سال رییس جمهور ایران اسلامی بوده است، از نگارش نامه 2003، توسط دستگاه دیپلماسی وقت خطاب به آمریکا خبر دارد؟!
آیا آقای خاتمی موارد مندرج در این نامه را که مجددا نیز از سوی دستگاه های امنیتی و دیپلماسی آمریکا تایید شده است، مشاهده کرده است؟!
دانشجویان می خواهند بدانند در دوران اصلاحات، در رابطه با دستیابی کشورمان به فناوری هسته ای چگونه عمل شد که هفته گذشته جرج بوش در آخرین روزهای ریاست جمهوری خویش، صراحتا چنین گفت: «ما قبل از آنكه احمدي نژاد بر سر كار بيايد، داشتيم به نتايج دلگرم كننده اي درخصوص موضوع هسته اي ايران مي رسيديم، چون آنها با توقف غني سازي موافقت كرده بودند. متأسفانه پس از انتخاب رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعكسي را برگزيد و اعلام كرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند» (سخنراني بوش در مؤسسه بروكينگز- 5 دسامبر 2008، 15 آذر)
دانشجویان می خواهند در حضور آقای خاتمی برای یک بار هم که شده معنای حقیقی زنده باد مخالف من را درک کنند. اگر چه ایشان در سال 83 مخالفین خویش در تالار چمران را به اخراج از سالن تهدید کرد و در 8 سال دوران اصلاحات نیز بیش از 200 نفر از بهترین اساتید مذهبی دانشگاه های کشور از جمله بسیاری از اساتید همین دانشگاه تهران از دانشگاه ها اخراج شدند (نجفی، فتح ا...هی، نامدار و ...) اما به نظر می رسد حضور آقای خاتمی در دوشنبه هفته جاری فرصت بسیار مناسبی است تا ایشان برای یک بار هم که شده جبران مافات کنند و به تحمل مخالف و آزادی اندیشه که شعارشان بود، تن دهند.
آقای خاتمی باید پاسخ دهد نسبت او با افراطیون و تندروهای جریان اصلاحات چیست؟! نسبت او با پشت صحنه های اصلی جبهه دوم خرداد از جمله حزب مشارکت و سازمان (نامشروع) مجاهدین انقلاب چیست؟! اکبر گنجی که روزگاری در وصف اصلاحات و خاتمی می نوشت و امروز خواستار آزادی همجنس بازی است و با افتخار از انکار مهدویت دم می زند، نسبتش با جریان اصلاحات چیست؟! آیا تنها زمانی که در وصف افتخارات! آقای خاتمی می گفت و می نوشت میهمان ثابت جلسات هفتگی بسیاری از دفاتر انجمن های اسلامی سراسر کشور و نشست های سالیانه سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت بود؟! آیا امروز اعلام برائت از چهره هایی همچون گنجی هزینه های فراوانی در پی دارد که آقای خاتمی و یارانش حتی یک کلمه در انتقاد به او سخن نمی گویند؟!
نسبت آقای خاتمی به عنوان یکی از رهبران اصلی جریان اصلاحات، با عبدالکریم سروش از تئوریسین های اصلی این جریان در چیست؟! آیا امروز که سروش آشکارا جنبه «وحیانی بودن قرآن» را زیر سوال می برد نیز نسبتی با آقای خاتمی و یارانش دارد!؟
نسبت هاشم آغاجری با جریان اصلاحات چگونه است؟! آغاجری که تقلید مقلدان شیعه از مراجع عظام تقلید را «میمون وار» توصیف نموده بود، هنوز هم مورد حمایت آقای خاتمی و همفکران ایشان است؟!
و...
اما سوالات از آقای خاتمی بسیار بیشتر از موارد مطروحه است.
امروز که در فضای مسموم رسانه ای کشور، رسانه های متعدد اصلاح طلب به سیاه نمایی دستاوردهای دولت نهم پرداخته و به صورت بی سابقه ای به توهین مستقیم به رییس جمهور روی آورده اند و اجازه نمی دهند حتی قسمتی از اقدامات مثبت دولت نهم به گوش ملت برسد و تمامی مشکلات کشور را در بالا بودن نرخ تورم (23%) خلاصه کرده اند باید پاسخ دهند عملکرد دولت اصلاحات در زمینه اقتصادی طی 8 سال چگونه بوده است که در سال 1382 بانک جهانی نرخ تورم در کشور را (25%) اعلام نمود؟!
آقای خاتمی باید پاسخ دهد اگر امروز ایشان و یارانش نسبت به عملکرد اقتصادی دولت نهم انتقادی دارند چگونه بوده است که در دوران اصلاحات، جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه نخستین کشور به لحاظ افزایش نرخ تورم بوده است اما امروز تنها دولت نهم که میراث دار اقتصاد ویران شده 16 سال قبل است، مسئولیت پاسخگویی به سوالات آنها را دارد!؟
اما اقای خاتمی باید پیش از هر چیز بداند که علت مخالفت های گسترده امروز دانشجویان با ایشان نه به خاطر حرکت سخیف ایشان در دست دادن با زنان ایتالیایی، نه به خاطر آشوب های برنامه ریزی شده وزارت کشور دولت اصلاحات در 18 تیر 78 توسط عناصری مثل تاج زاده و بوجود آمدن ماجراهایی همچون کیانوش مظفری و ... ، نه به خاطر وقوع قتل های زنجیره ای و از بین رفتن آرامش روانی ملت در 8 سال اصلاحات و... می باشد بلکه علت بوجود آمدن فضای مطالبه گری دانشجویان نسبت به جریان بدهکاراصلاحات، مبنای گفتمانی آن است.
آقای خاتمی باید پاسخ دهد که سرانجام تئوریسین های اصلاحات «آزادی را در دین» جستجو می کردند یا «دین را در آزادی»!؟ آیا جامعه مدنی که ایشان همواره از آن دم می زدند غیر از آن چیزی بود که گرامشی و هابز و ... می گفتند یا منظور ایشان از جامعه مدنی همان مدینه النبی بود؟! اگر منظورشان همان مدینه النبی بود پس چرا با 8 سال تاخیر سرانجام در آخرین روزهای ریاست جمهوری شان آن را بیان کردند و از آن مهم تر چرا به محض مطرح کردن چنین موضوعی، اطرافیان شان، ایشان را مورد تمسخر قرار دادند؟!
آقای خاتمی! اگر چه حتی اشاره بیشتر به انحرافات فکری و عملی جریان متبوع شما در این مجال نمی گنجد، اما همچنان شما را به عنوان فردی که در چارچوب نظام فعالیت می کند و در بسیاری از موارد خود نیز متوجه نشد که چگونه از وی سواستفاده کردند می شناسیم، لذا به عنوان سخن آخر اگر همچنان نیز به شعارهای زیبایتان در دوران اصلاحات همچون: دانستن حق مردم است، جامعه چندصدایی، تحمل مخالف و... معتقدید، از شما می خواهیم تا با در اختیار قرار دادن تریبون به دیگر تشکل های دانشجویی، سخن آنها را نیز بشنوید چرا که آن طور که شنیده شده است قرار است در این برنامه نمایندگان انجمن اسلامی دانشگاه تهران، علامه و بهشتی سخنرانی کنند! که به نظر می رسد این رویه نه تنها با شعارهای گذشته شما در تناقض است، بلکه باید نام آن را «تریبون آزاد انجمن اسلامی!» نامید!
واقعا جا داره یک انتقاد از برگزاری همایش "اصل 44" که روز 4 شنبه در سالن همایش های صدا و سیما برگزار شد داشته باشم. دعوت از آقای هاشمی رفسنجانی و جاسبی از سوی بسیج دانشجویی برای سخنرانی پیرامون این برنامه چه توجیهی می تونه داشته باشه؟!
من شخصا آقای کاظمیان فر رو نمی شناسم اما آن طور که در رسانه ها خواندم گویا ایشون مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه های استان تهران و مسئول برگزاری این برنامه بوده و این هم از عجایب روزگاره که نه تنها بنده که امثال بنده که چند سال هست تو بسیج دانشجویی دانشگاه تهران (اصلی ترین بسیج دانشجویی کشور) داریم فعالیت می کنیم نه نامی از ایشون شنیدیم نه چیز دیگه ای و برای بار اول هم، وقتی اسم ایشون رو می شنویم که در یک اقدام عجیب و بی پایه به دعوت تشکل مقدسی همچون بسیج دانشجویی که فرمان تاسیس آن رو حضرت امام داده اند، از آقای رفسنجانی و جاسبی برای سخنرانی در این برنامه دعوت کرده است ...

کاری به طنزگویی های جاسبی ندارم که هفته قبل در مصاحبه با ایسنا وظیفه جنبش دانشجویی را دفاع از آرمان های انقلاب دانسته بود! و هم زمان به زمین خواری های دانشگاه آزاد ادامه می دهد! و یکی باید توجیه اش کند که وجود امثال شما با آرمانهای انقلاب یک پارادوکس بزرگ می سازد اما سوال اصلی ام از آقای هاشمی است ...
سوال اصلی ام از ایشان است که چرا حاضر نیست به منتقدان خود پاسخ دهد؟!
طی این سال های اخیر این چندمین باری است که ایشان با تکبر از پاسخ به سوالات جوانان طفره می رود و گویا متوجه نیست که از وظایف مسئولین در نظام اسلامی پاسخ گویی به مردم است ...
نخستین بار که یادم می آید یکی دو سال پیش بود که در قم زمانی که طلبه جوان خواست از هاشمی سوال کند به جرم اخلال در نظم جلسه! از جلسه اخراج شد و بعد هم ...
بار دوم در دانشگاه شریف که آقای هاشمی منت گذاشتند بر سر دانشجویان و فرمودند سوالتتان را مکتوب فکس کنید تا من هم جواب بدهم!
بار سوم هم همین چهارشنبه که یکی از دانشجویان به علت پرسش شفاهی از حضرت آقای رفسنجانی از جلسه اخراج شد ...
به یاد فیلم تبلیغاتی هاشمی افتادم که چقدر صمیمانه! با جوانان هم صحبت شده بود و به سوالات آنها جواب می داد.
ای کاش دوباره کاندید شود تا بلکه در قالب یکی از آن بازیگران فیلم های انتخاباتی، سوالات بی جوابمان را از هاشمی بپرسیم ...
* * *
مستند
"تفاوت رفتار ۲ رییس جمهور"
صحنه هایی گویا از تفاوت عکس العمل احمدی نژاد و خاتمی در برابر مخالفین خویش در دانشگاه های تهران و امیرکبیر

خاتمی خطاب به مخالفین خود در دانشگاه تهران:
*شما مگه چند نفرین که هو می کنید؟!، کاری نکنید که بگم از سالن بیرونتون کنند، آدم باشید، اه
*امروز در اردوگاه اصلاح طلبان صداهایی می شنویم که دشمنان این ملک و ملت دارند آن را بیان می کنند
احمدی نژاد خطاب به مخالفین خود در دانشگاه امیرکبیر:
*همه شما رو همچون فرزند خودم دوست دارم و خدا شاهد است حاضر نیستم به جوانانی که احساسات پاک خودشان را با شور جوانی خود اینجا بروز دادند حتی تذکر هم داده شود
* اگر هزاربار در راه آرمانهای این ملت همه وجودمان بسوزد یک سانتی متر از آرمانها عقب نشینی نخواهیم کرد
* جهت تهیه این فیلم به دفتر بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مراجعه فرمایید:
خ انقلاب، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، طبقه همکف، دفتر بسیج دانشجویی
اگرچه دفتر تحکیم وحدت طیف علامه (همان افراطیون تحکیم وحشت) نیز روز یکشنبه ۱۷ آذر تجمع چند صد نفره خود را در دانشگاه تهران طبق هر سال برگزار خواهد کرد و احتمالا در این میان چندین درب دانشگاه نیز به لطف این عزیزان شکسته خواهد شد اما مشخص نیست خاتمی که روزگاری یار دیرین این افراطیون به شمار می رفت برای چه حاضر نشد تا همزمان با تجمع یاران دیرینش پا به دانشگاه بگذارد و به سوالات آنها پاسخ دهد ...
اما از همه جالب تر عکس العمل رسانه های دوم خردادی نسبت به مستندی است که به همت بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیر ساخته شده و طی آن رفتار متفاوت ۲ رییس جمهور در مقابل مخالفین خود به تصویر کشیده می شود.

از صحنه های جذاب و دیدنی این مستند زمانی است که خاتمی خطاب به مخالفین خود می گوید:
"شما مگه چند نفرین که هو می کنید؟!، کاری نکنید که بگم از سالن بیرونتون کنند، آدم باشید، اه" و در ادامه هم آنها رو به منحرف کردن "همه چیز" متهم می کند و می گوید "امروز در اردوگاه اصلاح طلبان صداهایی می شنویم که دشمنان این ملک و ملت دارند آن را بیان می کنند"
و در مقابل احمدی نژاد خطاب به مخالفین خود تصریح می کند:
"همه شما رو همچون فرزند خودم دوست دارم و خدا شاهد است حاضر نیستم به جوانانی که احساسات پاک خودشان را با شور جوانی خود اینجا بروز دادند حتی تذکر هم داده شود"
* جهت تهیه این فیلم به دفتر بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران مراجعه فرمایید:
خ انقلاب، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، طبقه همکف، دفتر بسیج دانشجویی
داشتم فیلم حضور خاتمی در سال 83 در دانشگاه تهران را تماشا می کردم که برخی صحنه هایش واقعا دیدنی بود.
آنجا که هواداران سالهای خوش دوم خرداد خاتمی رو "هو" می کردند و خاتمی هم حسابی از کوره در رفت و گفت:
"شما مگه چند نفرین که هو می کنید؟!، کاری نکنید که بگم از سالن بیرونتون کنند، آدم باشید، اه" (با لهجه شیرین یزدی خوانده شود!) و در ادامه هم آنها رو به منحرف کردن "همه چیز" متهم کرد و آخر سر هم گفت: "امروز در اردوگاه اصلاح طلبان صداهایی می شنویم که دشمنان این ملک و ملت دارند آن را بیان می کنند"
حقیقتش دلم خیلی برایش سوخت. سید اولاد پیغمبر اون روز که دید همه دوستان 8 سال قبلش بهش پشت کردند و یک صدا تحقیرش می کنند حسابی "انصار" شده بود و حرفهایی می زد که سالهای سال دلسوزان دین و انقلاب اون رو گوش زد می کردند...

این فیلم رو در مقایسه با حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر که در مقابل مخالفانش که عکسش رو آتش زدند و گفت: "من همه شما رو مثل فرزندان خودم دوست دارم" 2 شنبه در دانشگاه اکران کردیم. استقبال فوق العاده از پخش فیلم شد به طوری که علاوه بر صندلی های پر سالن، بسیاری هم درون سال ایستاده فیلم رو تماشا کردند و 2 رفتار متفاوت 2 رییس جمهور رو در مقابل مخالفینشون مقایسه کردند ...
بگذریم
خاتمی دوباره داره به دانشگاه تهران میاد ... روز یکشنبه 17 آذر دانشکده فنی به دعوت انجمن "اسلامی(!)" دانشگاه میزبان خاتمی است اما برای من به عنوان یکی از دانشجویان دانشگاه تهران یک سوال اساسی پیش آمده:
چگونه است که خاتمی در 8 سال دوران اصلاحات به عنوان رییس جمهور تنها در آخرین سال پایانی خویش در روز دانشجو در دانشگاه تهران حاضر شد اما طی 3 سال اخیر این سومین حضور خاتمی در سیاسی ترین دانشگاه دنیاست؟!
بار اول سال قبل که بهانه فوت قیصر امین پور به دانشکده مون آمد و تنها چند هفته بعد علیرغم گذشته چند روز از روز دانشجو، میهمان دانشجویانی بود که به صورت تیمی از کرج،پاکدشت و حتی اراک با اتوبوس هایی که انجمن "اسلامی!" دانشگاه تهران هزینه های آن را پرداخت کرد، به دانکشده فنی آمده بودند ...
اما بار سوم روز یک شنبه است ... خاتمی در اقدامی غیر تبلیغاتی و غیر انتخاباتی دیگر! و تنها برای دیدن دانشجویان به دانشکده فنی خواهد آمد و حتی فکر بد هم به ذهنتان راه ندهید که در این میان برخی تشکل های در ظاهر دانشجویی همچون انجمن "اسلامی!"، آلت دست احزاب دولت ساخته ای همچون مجاهدین و مشارکت شده اند ...
اما خاتمی پیش از هر چیز به یک سوال نزد نفس خویش پاسخ دهد:
آیا واقعا تجمع دانشجویان مذهبی دانشگاه در روز 16 آذر این قدر ترس دارد که خاتمی مجبور شده یک روز دیرتر به دانشگاه بیاید؟!
واقعا خاتمی فکر نمی کند ممکن است این تجمعات بالقوه باشد و هر لحظه بالفعل بشود؟
خاتمی فکر نمی کند دانشجویان دیگر از فضاهای سیاست زده شکست خوردگان در انتخابات خسته شده اند؟!
و ...
* * *
"آیا به سکوت می توان ایمان داشت؟"
آرمانخواهی و عدالت خواهی دانشجو تیغ دولبه
با حضور دکتر سعید زیباکلام
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۷
از ساعت ۱۲.۳۰
تالار شهید چمران دانشکده فنی داشنگاه تهران
بعد از این برنامه نیز تجمع چندین هزار نفری دانشجویان مسلمان و عدالتخواه دانشگاه های تهران در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.

۲. یاد جمله امام افتادم که در ذکر مصادیق اسلام آمریکایی به التقاط هم اشاره کرده بود:
«باید نشان دهيد كه چگونه مردم عليه ظلم و بيداد، تحجر و واپس گرايي قيام كردند و فكر اسلام ناب محمدي را جايگزين اسلام سلطنتي، اسلام سرمايه داري، اسلام التقاط و در يك كلمه اسلام آمريكايي كردند.»
۳. حالا دیگر به هاشمی بیچاره حق می دهم که از کارگزاران اعلام برائت کند و احتمالا مجبور شود علیرغم میل باطنی خود بگوید من با تاسيس كارگزاران مخالف بودم! عملکرد ننگین کارگزاران برای هیچ سیاست مداری راهی جز تبری جستن از آن را باقی نمی گذارد!

۴. حالا که یه ذره بیشتر فکر کنیم بیشتر خنده مان می گیرد! البته خنده ای که در پس آن باید گریه کرد... چه کسانی ۱۶ سال مملکت دستشان بود؟

خاتمی از همه جالب تر است که پس از ۱۱ سال از دوم خرداد تازه به فکر تبیین مبانی نظری اصلاحات افتاده است!
همزمان با هفته بسيج، بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي برگزار مي كند:
"بسیج مستضعفین، راه طي نشده"
با حضور:
وحيد جليلي
سردبير ماهنامه فرهنگي راه
و
ميزگرد دانشجويي مسئولين بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي از آغاز دهه ۸۰ تا كنون
"كاظم زاده، عليزاده، مصطفوي، كيا، طاهريان و ثابتي"
سه شنبه ۵ آذرماه از ساعت ۱۲.۳۰
در دفتر بسيج دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران

*جلیلی در دانشگاه تهران: نداشتن جامعيت انقلابي علمدارهاي جنگ فقر و غنا را مدافع سرمايهداري كرد
* مشروح میزگرد دانشجویی مسئولین بسیج دانشکده حقوق و علوم سیاسی از ابتدای دهه ۸۰ تا کنون
All
Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است