تبليغاتX
.:: دست نوشتـه های یک دانشجـو ::.
.:: دست نوشتـه های یک دانشجـو ::.
آخرین مطلب این وبلاگ در سال 87
به فضل الهي، يك سال ديگر هم گذشت و حالا هر كس مي تونه كلاهش رو پيش خودش قاضي كنه و ببينه امسال رو چطور گذرونده ...

اما اين آخر سالي و روزهاي پيش رو براي اكثر ما ايراني ها روزهاي خوبيه، همه شاد و خوشحال و ...

اما:

چند چيز رو فراموش نكنيم:

خوشحالي هاي اين ايام رو بدونيم مديون چه كساني هستيم. اونايي كه خيلي هاشون قبل از اينكه ماها پامون رو به اين دنيا بذاريم، رفتند ... به ياد امام (ره) باشيم. امامي كه تمام نهضت اش در تقابل اسلام ناب و اسلام آمريكايي خلاصه مي شه.

و جداي از همه اينها به ياد كساني كه حتي تو اين روزها هم حال و روز خوشي ندارند ... اونايي كه خواسته يا ناخواسته به تباهي كشيده شدند ...

و از همه مهم تر به ياد افرادي باشيم كه پير خمين اونها رو صاحبان اصلي انقلاب دونست ... مستضعفين

همه براي هم دعا كنيم...

عید الزهرا (س) و نوروز ۸۸ مبارک!

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 9:13 بعد از ظهر |
وقتی میرحسین خودزنی می کند

به عقيده من، يكي از برگ برنده هاي ميرحسين نسبت به خاتمي در انتخابات 88، دوري او از اصلاح طلبان است. براي همين هم كناره گيري خاتمي را عقلاني ميدانم چون خودش بهتر از هر كس ديگر مي داند كه در مقابل احمدي نژاد راي ندارد. پيش تر هم نوشته بودم كه براي همين ميرحسين براي رقابت با احمدي نژاد انتخاب شده است چون كه از پس تكرار شعارهاي عدالت و مستضعفين و ... برمي آيد و عامه مردم مي پذيرند كه بعد از احمدي نژاد، اگر قرار باشد كسي اين حرفها را بزند، يكي از آنها مهندس موسوي است نه خاتمي و ...

در اين ميان برخي از اقدامات ميرحسين همچنان برايم مبهم و تيره و تار است. اگرچه با كمي تغيير زاويه ديد مي توان معناي آن قبيل اقدامات و سخنان را هم به خوبي درك كرد اما معتقدم برخي از همنوايي هاي وي با خاتمي در نهايت به ضرر وي خواهد بود. اگر تا ديروز برخي از اقدامات و حرفهاي او برايم غيرقابل هضم بود و هر چه فكر مي كردم كه مثلا چطور حاضر شده تا به دعوت انجمن اسلامي (اسلام آمريكايي) دانشجويان دانشگاه تهران با آن پرونده ننگين خود كه در ميان بسياري از دانشجويان به شاخه دانشجويي سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت مشهور است به دانشگاهمان بيايد، پاسخي نمي يافتم و فقط مجبور بودم خود را چنين توجيه كنم كه ميرحسين 68 ساله از فضاي دانشگاه به دور است و ... اما نامه اخير وي به خاتمي یکی خودزنی بزرگ بود والبته خيلي چيزهاي ديگر را هم برايم روشن كرد. اينكه ميرحسين صراحتا اعلام مي كند دوران رياست جمهوري خاتمي را افتخارآميز! مي داند و يا عملكرد خاتمي در زمينه هسته اي و .. را مي ستايد و سخن از توسعه جامعه مدني ميزند و در نهايت هم راه خود را از خاتمي جدا نمي داند، را حقا بايد به فال نيك گرفت. از اين روست كه براستي تصفيه جبهه اسلام ناب، چقدر نيازمند زمان و پيچيدگي است...

و البته باز هم ناراحتي شكست ميرحسين پس از 22 خرداد، بيش از هر گروه و جرياني بر دل ما خواهد ماند. از اينكه چرا موسوي بايد قرباني بازي كساني شود كه خواب شب و روزشان نابودي گفتمان احمدي نژاد است؛ و از قضا ميرحسين را بر سر همان سفره اي نشانده اند كه احمدي نژاد آن سفره را پهن كرده است.

صحت و سقم اين روايت را نمي دانم تا چه ميزان است اما شنيده ام وقتي اميرالمومنين عليه السلام طلحه و زبير را به هلاكت رساند، بيش از دشمن دلش براي آن 2 سوخت، چون آن 2 نفر را روزگاري در جبهه حق مي ديد اما ... در نهايت همان 2 نفر در مقابل حضرت شمشير كشيدند...

*                *               *

این مطلب از سوی یک فرد بامزه در سایت ضد انقلابی بالاترین قرار داده شد اما نکته جالب توجه آنکه نویسنده این وبلاگ را مسئول بسیج دانشگاه تهران! معرفی کرده است و تیتری هم که برای این مطلب انتخاب نموده کمترین ربطی به مفهوم نوشته من ندارد! اگرچه برداشت هر کس از این مطلب آزاد است اما اکثر خوانندگان این وبلاگ می دانند اما باز هم توضیح می دهم بنده تاکنون حتی یک ثانیه هم مسئول بسیج دانشگاه تهران نبوده ام و این نوع شیطنت ها و البته ساده تر بگویم ناشی گری ها برای تحریف در نقل قول ها و جازدن افراد به جای یکدیگر ... برای چیست؟!

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در سه شنبه 27 اسفند1387 و ساعت 7:14 بعد از ظهر |
آزمون مجدد "شاه سلطان حسینیسم" برای خاتمی

همه به یاد داریم امسال وقتی آقا در دانشگاه علم و صنعت، پس از تاکيد بر شجاعت مسئولان و حفظ روحیه ایستادگی در برابر دشمن، از تعبیر شاه سلطان حسین استفاده کردند (+) و در ادامه حيات جمهوري اسلامي را منوط به روي كار نيامدن شاه سلطان حسين ها دانستند و به هيچ شخص خاصي هم اشاره نكردند اگرچه بسياري از همان ابتدا برخي از مصاديق اين جريان را در ذهن خود يافتند اما نكته جالب توجه آنكه بلافاصله سايت هاي حامي خاتمي با دستپاچگي شديد ضمير اين عبارت را خودشان پيدا كردند و سعي كردند تا با تحليل و تفسير و ... ثابت كنند كه منظور رهبري از شاه سلطان حسين خاتمي نبوده است!  به ياد همان ضرب المثلي كه مي گه 

!چوب رو كه برمی داری گربه دزده حساب کار خودش را می کنه

؟!

 حالا هم جداي از اينكه كارنامه عملكرد خاتمي بخصوص مقاطعي كه در مقابل تهديد و ارعاب دشمن عقب نشيني كرد نشان مي دهد يكي از مصاديق جريان شاه سلطان حسينيسم خواسته يا ناخواسته در افكار عمومي به نام او ثبت شده اما جملات اخير وي در جماران (+) كه احتمال كناره گيري وي در انتخابات آتي به نفع موسوي را قوت بخشيده بيش از پيش وي را در معرض آزموني دوباره پيرامون شاه سلطان حسين بودن يا نبونش قرار مي دهد

بايد منتظر نشست و ديد خاتمي جرات رويارويي با گفتماني كه طي اين ۳ سال عليرغم تمام كارشكني ها روز به روز در توده ها بر محبوبيتش افزوده شده را دارد يا خير؟

*                   *                *

 دانلود كليپ سخراني آقا در مورد جريان شاه سلطان حسينيسم

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در یکشنبه 25 اسفند1387 و ساعت 7:24 بعد از ظهر |
جمهوري اسلامي، پيروز انتخابات 88

نزديك به 2 ماه از روزي كه خاتمي اعلام كرد از ميان من و مهندس موسوي يك نفر كانديدا خواهد شد، مي گذرد اما همانطور كه قابل پيش بيني بود، خاتمي دروغ گفت و امروز خاتمي و موسوي رسما اعلام كانديدانوري كرده اند.

اما نكته اي كه به نظرم قابل پيش بيني است، ماله كشي اين افتضاح بوجود آمده و كناره گيري خاتمي به نفع موسوي در روزهاي پيش رو است. البته اين روزهاي پيش رو مي تواند تا چند روز مانده به 22 خرداد هم ادامه داشته باشد! علت چنين اتفاقي هم تقريبا روشن است. چون من هنوز هم بر اين باورم كه خاتمي گوشت قرباني اصلاحات است و همانطور كه خودش براي آمدنش تصميم نگرفته، براي رفتنش هم تصميم نخواهد گرفت! و كافي است تا سعيد و سيد مصطفي و محسن و محمد و بهزاد و علي و ... به اين نتيجه برسند كه حضور خاتمي، ضررش بيشتر از سودش است! لذا خاتمي در يك بيانيه خطاب به ملت خواهد آورد: "به علت كج بودن زمين و در خطر بودن دموكراسي و آرمانهاي امام! ... به مهندس راي بدهيد!"

 

 اما فارغ از اين موضوع، به نظرم اعلام كانديداتوري ميرحسين براي حضور در انتخابات 88، حتي اگر يك بازي سياسي باشد و به هر دليلي از ادامه رقابت انصراف دهد (كه بعيد مي دانم) يك پيروزي بزرگ براي نظام جمهوري اسلامي و انقلاب است. چون تغيير فضاي گفتماني جامعه طي اين 3 سال و 9 ماه از توسعه و جامعه مدني و ... به عدالت وعدالتخواهي و دولت اسلامي منجر گشته تا كساني كه خواب شيرين هر روز و شب شان، سقوط احمدي نژاد است، مجبور شوند با اعراض از شاخصه هاي گفتمان گذشته خويش، وارد رقابت در ميداني شوند كه طراح اصلي و ميزبان آن محمود احمدي نژاد است.

در واقع حضور ميرحسين با توجه به فشارهاي فراوان اطرافيانش، آن هم بعد از 20 سال سكوت نشان مي دهد رقابت با گفتمان عدالت و دولت اسلامي، نيازمند گفتماني قدرتمند و قدر است كه قطعا و حتما توسعه و جامعه مدني و آزادي و ... نمي توانند در قامت چنين رقيبي ظاهر شوند. لذا هر طور كه شده بايد از جنس همان عدالت و عدالت خواهي رقيبي براي آن تراشيد و در اين ميان چه كسي بهتر از ميرحسين؟!

لذا جداي از اينكه در خرداد 88 چه نتيجه اي حاصل خواهد شد (كه البته اطمينان قلبي دارم، صاحب اصلي اين گفتمان پيروز آن خواهد بود) نفس رقابت احمدي نژاد - ميرحسين در سفره اي به نام عدالت و عدالت خواهي و دم زدن از حقوق مستضعفين، يك پيروزي بزرگ براي نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي است. اين اتفاق مترادف عملي تثبيت گفتمان انقلاب است چون رقابت درون ميداني است كه در نهايت از 2 سوي آن نه بوي غرب گرايي استشمام مي شود و نه ذلت پذيري و نه ...

براي همين هم هست كه هفته گذشته دعوت كنندگان از ميرحسين در دانشگاه تهران مجبور شدند در مقابل برخي از مواضع او سكوت كنند! چون عملا تناسبي ميان گفته هاي او و آرمانهاي خود نمي ديدند و بايد اعتراف كرد ميرحسين بر سر سفره اي نشسته كه 3 سال قبل احمدي نژاد آن را پهن كرده در غير اين صورت در خوش بينانه ترين حالت بايد گفت ميرحسين چرا در سال ۷۶ يا ۸۰ يا ۸۴ خجالت مي كشيد با طرح چنين شعارهايي وارد ميدان شود؟! حتما بايد بولدوزري همچون احمدي نژاد وارد گود مي شد و فضا را براي طرح چنين گفتماني آماده مي ساخت تا بعد نشستن بر سر اين سفره مجددا مايه افتخار شود؟!

و باز در پايان سوال جدي كه از ميرحسين دارم و واقعا نمي دانم چه پاسخي براي آن دارد:

ميرحسين، كه امروز به هر دليلي احساس دغدغه و ... مي كند، سال 80 كه دين افيون توده ها و حكومت ها شده بود، ايران ركورد دار تورم در منطقه شده بود، عزت كشور معامله شد، غني سازي اورانيوم 2 سال و نيم تعليق شد، ايران محور شرارات ناميده شد و ... كجا بود و چه مي كرد؟!

طراح اصلي به ميدان آوردن ميرحسين در چنين شرايطي كيست؟!

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در چهارشنبه 21 اسفند1387 و ساعت 1:9 قبل از ظهر |
خواسته هایی که خارج از توان یک تدارکاتچی بود

آخرين حضور خاتمي در دوران رياست جمهوري اش در دانشگاه تهران نه از آن جهت كه مبدل به آزموني بزرگ براي سنجش ميزان پايبندي او به شعار "آزادي بيان" گردید و او در آن آزمون با تهديد دانشجويان مخالف به اخراج از سالن مردود شد، نه از آن جهت كه دختري كه با اصرار توانست پشت بلندگو قرار بگيرد و در ميان اظهاراتش به علت طرح انتقادات خود و بيان رويگرادني عامه دانشجويان از "اصلاحات" بلندگويش قطع شد، نه از آن جهت كه دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران (اصلي‌ترين تشكل حامي خاتمي) بيش از دو سوم وقت خود را به انتقاد از كندروي و تندروي‌هاي دولت اصلاحات و شخص خاتمي اختصاص داد و نه از آن جهت كه دانشجويان بسيجي انتظامات سالن را برعهده گرفتند تا ياران ديروز خاتمي در انجمن‌هاي به اصطلاح اسلامي و دفتر تحكيم وحدت، جلسه را به اغتشاش نكشند، بلكه از آن رو اهميتش رو به فزوني است كه در سايه گذر زمان، ناكارآمدي دولت اصلاحات به روايت خود خاتمي، اصحاب دولتش و از همه مهم‌تر حاميان ديرين او هويدا مي‌شود.

يكي از همين موارد، نقل قولي است كه دبير وقت انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران از سخنگوي دولت وقت، عبدالله رمضان‌زاده بيان مي‌كند و در ادامه نيز به بيان انتقادات صريح خود در عرصه اقتصادي و عدالت اجتماعي خطاب به خاتمي مي پردازد:

خواسته هايي كه خارج از توان يك تداركاتچي بود

آقاي خاتمي مي خواستم قبل از اين جلسه عرض كنم:

نرگس باده نظر چون تويي اي چشم و چراغ

سر چرا بر من دل خسته گران مي داري؟

اما متاسفانه بايد الان عرض كنم:

الا اي يوسف مصري كه كردت سلطنت مغرور

پدر را بازپرس آخر، كجا شد مهر فرزندي؟

...چرا بايد در كشور ما حدود 10 درصد درآمد از صادرات جهت واردات بنزيبن به قشر توانمند جامعه تعلق گيرد؟! (تشويق دانشجويان) واقعاً اين چه سبكي است؟! اين يعني فاجعه ملي... هفته گذشته طي حضور آقاي رمضان زاده سخنگوي دولت در جلسه پرسش و پاسخ انجمن اسلامي دانشكده فني از ايشان همين سؤال را پرسيديم كه اين نظام يارانه‌اي چيست؟ ايشان (رمضان زاده) فرمودند: جرأت نداريم عوضش كنيم. اما آقاي خاتمي! من امروزعرض مي كنم چرا. چون اميركبير نيستيد. (تشويق هاي مكرر دانشجويان)... اميركبير اول حقوق شاهزاده‌ها و دربار را سر و سامان داد... اما آقاي خاتمي! رييس جمهور؛ شما در برابر افزون طلبي شاهزاده‌ها، آقازاده ها و ديگر نورچشمي‌ها چه كار اساسي انجام داديد؟! (تشويق دانشجويان به اوج مي رسد) رييس جمهور محترم ايران، آيا محرومين مرزنشين مستضعف در زابل و خوزستان و كردستان و آذربايجان چون نمي توانند مانند شهرنشينان خواسته هاي خود را در روزنامه شرق و غرب و سياه و سفيد مطرح كنند، چون قانع‌اند و زياده خواهي نمي كنند، پس ما بايد به آنها كم توجهي كنيم؟! به شهري ها بنزين ارزان، برق ارزان، آب سالم ارزان، نان ارزان بدهيم تا اسراف كنند و چند برابر مصرف كنند تا كشاورز بدبخت فقط غذاي اين شهر را تامين كند و بس؟!

(خنده از لبان خاتمي محو شده به آرامي فقط سر تكان مي دهد)

و اين جملات در حالي از سوي دبير يكي از اصلي‌ترين تشكل هاي حامي دولت اصلاحات بيان مي شد كه چند لحظه قبل از او نيز يكي ديگر از دانشجوياني كه از رأي خود به خاتمي ابراز پشيماني مي كرد، خطاب به وی گفت: «منتي ندارد؛ اما آن زمان كه ما براي شما تبليغات كرديم و رأي داديم و جنبش دانشجويي پشتيبان شما بود، آيا تصور مي كرديم چند سال بعد وضعيت اينطور بشود؟! اگر شما اين وضعيت را براي ما ترسيم مي كرديد، امكان داشت به شما راي بدهيم؟... آقاي خاتمي! آيا مي دانيد چه افتضاحي در دانشگاه ها به بار آمده است؟!" (و در ادامه وقتي خاتمي مي‌خواست پاسخ هاي همیشگی خود را به انتقادات دانشجويان حامي‌اش بدهد، آنها يكصدا فرياد مي زدند: دروغ بسه، دروغ بسه...)

اما گذشت زمان ثابت كرد، نه تنها خواسته هاي آحاد ملت در اجراي "مقدمات عدالت اجتماعي"، با سفرهاي استاني رييس جمهور و توجه ويژه دولت فعلي به مناطق محروم و قطع بسياري از امتيازات ويژه رقم خورد، بلكه حتي خواسته هاي هواداران دولت خاتمي نيز در دولتي جامه عمل بر اندام خود مي بيند كه بدون شك يكي از شجاع‌ترين دولت هاي پس از انقلاب در جمهوري اسلامي است. امروز ترديدي باقي نمانده كه "جرأت در تصميم گيري" و "تحول" يكي از اصلي ترين نقاط قوت دولت احمدي نژاد به حساب مي آيد كه شاهد مثال آن نيز براحتي در تصميمات قاطعي همچون طرح "سهميه بندي بنزين"، "تغيير ساختار سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و تبديل آن به معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رييس جمهور"، "طرح تحول اقتصادي" و... قابل احصا است. نكته اي كه رهبر معظم انقلاب نيز در 9 تيرماه 86 از آن چنين ياد كردند: «يكى از چيزهایى كه من در مورد اين دولت خدا را شكر ميگويم، همين است كه شجاعت اقدام وجود دارد. با ترديد، با تزلزل، با ترس و لرز نمي‌شود كارهاى بزرگ را انجام داد؛ لازم است با شجاعت وارد شد.»

به گفته كارشناسان، طرح تحول اقتصادي كه هم اكنون در دولت فعلي و با ثبت نام بيش از 60 ميليون ايراني، مراحل آغازين خود را طي مي كند و قرار است در دراز مدت با هدف اصلاح 7 محور (اصلاح نظام گمركي، نظام بانكي، نظام مالياتي، نظام توزيع كالا و خدمات، هدفمندي يارانه‌ها، افزايش بهره‌وري و حفظ ارزش پول ملي) انجام گيرد، مسئله اي است كه قريب به بيش از يك دهه گذشته بايد آن اجراي آن كليد مي خورده است؛ اما شايد علت تعلل در چنين اقدامي، هماني باشد كه در ابتداي اين نوشتار از قول سخنگوي دولت اصلاحات نقل شد: "جرات نداريم"

همچنين طرح سهميه بندي بنزين كه امروز به اذعان دوست و دشمن، اقدامي ملموس در راستاي اجراي عدالت اجتماعي و مانعي در جهت هدر رفتن سرمايه هاي ملي و قاچاق سوخت به حساب مي آيد، امري است كه دولت با قاطعيت كمر همت بر اجراي آن بست و البته به گفته رييس جمهور: "برخلاف آنكه خيلي ها مي گويند دولت در سهميه بندي بنزين خودزني كرده است و ممكن است اين حركت از آراي من در انتخابات آينده بكاهد اما به نظر من قابل قبول نيست كه با اين تحليل ها و با استناد به اين سخنان، منافع كشور را ناديده بگيريم و آن كاري را كه به نفع ملت و كشور است را بايد هرچه زودتر انجام داد."

البته اين شجاعت در تصميم گيري را نبايد فقط در عرصه اقتصادي خلاصه کرد. چراكه احمدي نژاد دقيقاً با تكيه بر همين روحيه شجاعانه و آرمانگرايانه است كه در آستانه پايان چهارمين سال رياست جمهوري، توانسته با طرح موضوع "هولوكاست" در مجامع بين المللي، تابوي مقدس و دورغين رژيم صهيونيستي و به تبع آن بخش بزرگي از دنياي غرب را به چالش بكشد و باز بر همين مبناست كه "كوشنر" وزير امور خارجه فرانسه، خواسته صريح غرب در انتخابات آينده ايران را با تاكيد بر "هر كس، جز احمدي نژاد" آشكار مي كند.

اگر امروز با شنيدن نام "شاه سلطان حسين" ناخودآگاه اذهان عمومي به سوي جرياني رهنمون مي‌شود كه بارها مورد حمايت مقامات ارشد ايالات متحده قرار گرفته و يا مقامات بلندپايه رژيم صهيونيستي تنها راه "توقف غني سازي اورانيوم در ايران" را منوط به قدرت رسيدن آنها قلمداد كرده اند و از همه بدتردر دوران حاكميت خود، از سوي نزديك‌ترين ياران و مشاوران خود يك "تداركاتچي" لقب گرفت، نه تنها نبايد شگفت زده شد، بلكه روند طبيعي عملكرد 2 گفتمان متفاوتي كه هم اينك كارنامه آنها در برابر انظار عمومي قابل مشاهده است، جز اين نتيجه ديگري در پي نخواهد داشت.

*             *             *

رهبر معظم انقلاب، آذرماه سال جاري در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت؛ ضمن تأكيد بر لزوم شجاعت و ايستادگي در برابر دشمن تصريح كردند: «اگر جمهورى اسلامى دچار شاه سلطان حسين‏ها بشود، دچار مديران و مسئولانى بشود كه جرأت و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمي‌كنند، در مردم خودشان احساس توانایى و قدرت نمي‌كنند، كار جمهورى اسلامى تمام خواهد بود.»

همین مطلب با عنوان دولت اقدام دولت تدارکاتچی در رجانیوز منتشر شد.

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در جمعه 16 اسفند1387 و ساعت 9:28 بعد از ظهر |
روزي كه بيش از هميشه، به بسيجي بودنم افتخار كردم

پس از آنكه در 16 دي ماه امسال، دانشگاه تهران عليرغم آنكه در تعطيلات به سر مي برد اما با استقبال به ياد ماندني دانشجويان و مردم پذيراي افتخار ميزباني از 5 شهيد گمنام را داشت، دوشنبه ۵ اسفند هم دانشگاه اميركبير با حضور نزديك به 3۰۰۰ نفر از دانشجويان و مردم، به استقبال 5 شهيد گمنام دوران دفاع مقدس رفت.

اما خارج از رويداد اصلي اين روز كه حضور دانشجويان و مردم و تشييع پيكرهاي شهدا در اين دانشگاه بود، اتفاقاتی نيز در حاشيه اي اين مراسم روي داد كه در نوع خود جالب توجه بود:

1. فكر مي كنم شما هم همچون من معتقدید فارغ از هر نوع جناح بندي سياسي و حتي آيين و مكتبي، بحث احترام به شهداي جنگ تحميلي كه در ميان آنها حتي ارمني، مسيحي و... هم وجود داشته است، اظهر من الشمس و كاملا بديهي است. اما همان طور كه قابل پيش بيني بود طيف بي آبروي "علامه" دفتر تحكيم وحدت كه در سالهاي اخير به خوبي ماهيت چعلي و كثيف خود رو به نمايش گذاشته بار ديگر به خوبي نشان داد از كجا خط مي گيرد و برايش همه چيز مهم است جز آنچه كه بتوان آن را "مكتب"، "شريعت"، و حتي "منافع ملي" نام گذاري كرد.

 اوباشي كه برايشان كفايت مي كند عكس هايشان در صفحه اول بي بي سي و روزآنلاين و راديو فردا و ... نقش ببندد، تا احساس كنند وظيفه شان را به خوبي انجام داده اند. حالا اين مي خواهد به قيمت پرت كردن سنگ و اشياي ديگر به ديگر دانشجويان باشد، يا سوت و كف هاي مكرر يا فحش دادن و... مهم حلال بودن ناني است كه مي خورند ...

2. در حين تلاش هاي سخيف و بچه گانه اوباش مذكور براي برهم زدن مراسم، دانشجويان بسيجي طي اقدامي معنادار با سر دادن شعار "دانشجوي مسلمان اتحاد اتحاد" و پرتاب گل به سمت آنها تمامي زمينه هاي ايجاد تنش و درگيري را براي آنها مسدود كردند اما چه سود كه 1400 سال قبل نيز امام حسين عليه السلام هرچه جبهه عمر سعد را نصيحت كرد، فايده اي نداشت و البته علت آن را هم پر شدن شكم هاي انها از مال حرام ذكر نمود ...

3.اينجاست كه بيشتر از هميشه به بسيجي بودنم افتخار مي كنم ... اگرچه هنوز اين عنوان براي من و امثال من خيلي بزرگه اما وقتي مي بينم افرادي كه چشم بسته و از روي بغض جهالت، بسيج و بسيجي رو فحش مي دن احساس غرور مي كنم ...

تعرف الاشیاء باضدادها ...

* دانلود فيلم پرتاب گل از سوي دانشجويان بسيجي به سوي كساني كه ادعاي آزادي وآ زاديخواهي دارند! که البته در ادامه آنها نیز با پرتاب بطری آب! جبران کردند!

توجه داشته باشید چون فرمت فایل 3gp است پس از دانلود، فیلم را یا از طریق موبایل ببینید یا اگر می خواهید با کامپیوتر ببینید از نسخه های آپدیت شده jet Audio یا ... استفاده نمایید.

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در دوشنبه 5 اسفند1387 و ساعت 8:59 بعد از ظهر |
درد و دل هاشمی با نخبگان خیالی
یکشنبه ای که گذشت جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران میهمان هاشمی رفسنجانی در کاخ مرمر بودند.

این دیدار از طرف معاونت فرهنگی دانشکده برگزار شده بود که در واقع تصمیم گیرنده اصلی برگزاری چنین دیداری نیز استاد لیبرال و مشهور دانشکده، صادق زيباكلام بود. هماني كه چندي پيش نيز مجموعه اي از مصاحبه هاي خويش با هاشمي تحت عنوان "هاشمي بدون روتوش" را منتشر ساخت و دائما نيز در كلاس هاي خود در قامت سخنگو و مدافعي تمام عيار در حمايت از شخص هاشمي رفسنجاني و تصميمات و اقدامات او ظاهر مي شود.

بنده از آنجايي كه هيچ ارادت و علاقه اي به هاشمي رفسنجاني و حرف هاي تكراري او ندارم براي حضور در اين ديدار نیز اقدام به ثبت نام نكردم اما دوستاني كه در اين ديدار شركت داشتند (از طيف هاي گوناگون) حواشی و نکات جالبی را به اتفاق تعريف مي كردند كه خنده دار بود. نكاتي كه باعث شد عليرغم گذشت چند روز از اين ديدار آنها را اینجا بنويسم تا همه بخوانند:

درد و دل با نخبگان خيالي ...

۱. صادق زيباكلام كه در ابتداي اين جلسه سخناني را در جمع دانشجويان و هاشمي ايراد نموده، در قسمتي از حرف های خود گفته است:

"آقاي هاشمي! از روزي كه در سطح دانشكده تبليغات ديدار با حضرتعالي نصب شده (حدود ۴۵ روز قبل) و دانشجويان براي ثبت نام مراجعه كرده اند نزديك به ۱۰۰۰ نفر!!! براي اين ديدار ثبت نام كرده اند! كه ما از ميان آنها مجبور شديم دانشجويان را گلچين كنيم و تعداد محدودي از آنها را اينجا بياوريم! (يعني حدود ۱۰۰ نفر)"

اما نكته جالب توجه اين است كه چند تن از دوستان ما در بسيج دانشجويي و حتي انجمن اسلامي كه در اين ديدار شركت داشتند نه تنها از قبل هيچ ثبت نامي نكرده بودند بلكه صبح زود وقتي طبق معمول روزهاي گذشته به دانشكده مي آيند متوجه مي شوند تعداد زيادي از ده ها نفري كه از قبل براي حضور در اين برنامه ثبت نام كرده بودند، صبح روز مذكور اصلا به دانشگاه نيامده اند! و مسئولين برگزاري اين برنامه نيز براي اينكه نزد هاشمي روسياه نشوند كه چرا نتوانسته اند از بين ۲۰۰۰ دانشجوي دانشكده حقوق و علوم سياسي حداقل ۱۰۰ نفر را به چنين ديداري ببرند، بلافاصله پس از تعطيلي بعضي از كلاس ها از جمله كلاس دكتر عالم، با اصرار فراوان تعدادي از دانشجويان را با ۲ دستگاه اتوبوس رهسپار كاخ مرمر مي كنند! حالا نمي خواهم ديگر بگويم از ميان اين نخبگان! چندین دانشجوي مشروطي نيز وجود داشته است!!!

۲.هاشمي رفسنجاني در قسمتي از سخنان خود طنز جالبي بيان نموده و فرموده: "اگر سياست هاي تعديل دولت سازندگي در دولت هاي بعدي از جمله دولت فعلي ادامه پيدا مي نمود، رشد اقتصادي بيشتر و در نتيجه تورم كمتري داشتيم!" (اگر منتظريد بقيه اش رو هم بگم نمي گم، چون جوك همين جا تموم مي شه و ما اصلا چيزي به نام تورم ۴۹٪ در سال ۷۳ نداشتيم.)

۳. هاشمي در ادامه صحبت هاي خود كه احساس مي كرده در جمع نخبگان است! کمی با آنها درد و دل کرده و يكي از آرزوهاي بربادرفته عمر خود را فاش نموده و گفته: " خيلي دوست داشتم در دانشگاه تهران تدريس مي كردم، اما وقت نكردم و نشد!"

حقيقتا اگر مي دانستم هاشمي ممكن است در طول صحبت هاي خود چنين حرفي بزند، عليرغم تمام اكراهي كه داشتم حتما خودم را به اين جلسه مي رساندم، تا همانجا دستم را بالا ببرم و بپرسم:

 شما كه تحمل شنيدن يك سوال دانشجويان رو نداريد، چطور مي خواستيد در دانشگاه كلاس بگيريد وتدريس كنيد؟! اینجا

 حتما با وجود ۱۰۰ تا محافظ! يكي براي خودتان! و ۹۹ تاي ديگر هم كه كنار تك تك دانشجويان بنشينند تا كسي جرات سوال پرسيدن نداشته باشد، همه بايد فقط ياد بگيرند و گوش دهند!

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در پنجشنبه 1 اسفند1387 و ساعت 1:36 قبل از ظهر |
.... درباره
منوي وبلاگ
آرشيو موضوعي
نوشته هاي پيشين
پيوندها
لينکها

All Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است