اللهم رب شهر رمضان ...
اگرسرعت اینترنتی که استفاده می کنید مناسب است دانلود این ۱۵ دقیقه به عنوان یک نمونه از مناجات های حاج قربان توصیه می شود. اگر هم دلتان پرکشید بقیه را دانلود کنید و ما را هم دعا ...
"عدالت" از اصول بنیادین و شرایط اولیه یک مرجع تقلید به حساب می آید. در فقه شیعه نیز در تعریف عدالت "عدم ارتکاب گناه کبیره و عدم اصرار بر گناه صغیره" آمده است.

با این اوصاف حرامزاده خواندن رییس جمهور قانونی یک کشور که مشروعیت خود را از رهبری نظام و مقبولیت خود را مدیون بیست و چهار میلیون و ششصد و هفت هزار ایرانی است چه مبنای حقوقی، قانونی، عرفی یا شرعی می تواند داشته باشد؟
اگر صانعی نتواند اتهام خود را ثابت کند که قطعا نمی تواند جدای از واجب شدن اجرای حد شرعی بر او، از عدالت و به تبع آن بسیاری موارد دیگر از جمله مرجعیت خودخوانده اش ساقط نیست؟
آقای صانعی هیچ گاه یک مرجع تقلید نبود. هم به خاطر آنکه جامعه مدرسین مرجعیت وی را تا به امروز تایید نکرده است، هم به خاطر آنکه فتاوای شاذش به همراه فتاوای حسینعلی منتظری سالهاست خبر اول رسانه های ضد اسلامی است و هم به خاطر آنکه برخی فتاوای "ضد" اسلامی اش به خصوص در بحث ارث مرد و زن و ... هر عقل سلیمی را به برای قضاوت به مسیر درست رهنمون خواهد ساخت، اما این مورد آخر اوج ایمان عملی آقای صانعی را به حق الناس نشان داد. همانی که خداوند سوگند یاد می کند از هرچه بگذرد حتی حق الله، از آن نخواهد گذشت مگر به رضایت صاحب آن حق.
اگرچه دفتر ایشان در اقدامی ناشیانه این خبر را کذب اعلام کرده و ارتباط این جمله وی را با نسبت دادن به رییس جمهور اشتباه خوانده اما مشاهده فیلم این سخنرانی صداقت دفتر ایشان را هم بیش از پیش نمایان می سازد! (دانلود فیلم)
ای کاش آقای صانعی نگاهی به موضع گیری های دهه ۶۰ خود داشت و واقعا دقت می کرد تفاوت این ره تا به آن ره از کجا تا به کجاست.
بزرگی حرف خوبی می زد:
خدایا! "لحظه ای" و کمتر از آن، ما را به خودمان وامگذار ...
* * *
اینجا را حتما بخوانید! شاید خیلی از سوالات ذهن شما باشد که پاسخش اینجاست (موافق و مخالف)
دکتر به شوخی پاسخ مبهمی داد. رو به جمعیت پرسید: از خانم ها در کابینه استفاده کنیم؟ و در این مواقع هم که معمولا آقایان و خانم ها (هر دو) خودشیرینی و بامزگی شان گل می کند! به زعم خود فریاد بله و خیر را سر دادند. اما از آنجایی که اکثریت جمعیت سالن ۱۰۰۰ نفره شهید چمران را آقایان تشکیل می دادند صدای "خیر" بیشتر در گوش من پیچید.
احمدی نژاد هم با خنده های معمول و دوست داشتنی خودش با شوخی خطاب به جمعیت گفت: "چشم"
نمی دانم استفاده ۳ وزیر زن در کابینه دولت دهم چقدر محبوبیت برای دکتر در پی خواهد داشت. فقط می دانم زیاد! چقدر از خانم هایی که از این پس احمدی نژاد مبدل به یکی از بت های زندگی شان می شود چون به عقیده آنها او شعار نداد و عمل کرد و حیاتی دوباره به زنان بخشید و ...
باز هم اینقدر می دانم حتی خیلی از فمینیست ها اگر رویشان نشود و دم بر نیاورند، ته دل شان یک احساس دین بزرگ به دکتر دارند! و هر کاری کنند وجدان خودشان را نمی توانند فریب دهند و با این اقدام احمدی نژاد نسبت به خود و داشتن چنین رییس جمهوری احساس غرور خواهند کرد ...
اما دلیل مخالفت من با وزیر زن و حتی معاون زن (که بذرش را خاتمی با خانم ابتکار کاشت و ثمره اش را دکتر با خانم جوادی آبیاری کرد!) نه از این دلایل مضحک که مدعی نقض اصول مردسالاری و پذیرفتن زن ذلیلی و ... می شوند نیست! که معتقدم اساسا مطرح شدن وزیر زن در کابینه (در هر دولتی) یک نگرش اشتباهی را در جامعه جا می اندازد که قبل از هر چیز ظلم بخود همان زنانی است که فکر می کنند با کسب وزارت و معاونت و ... ارزش پیدا می کنند.
سخنم واضح است! حداقل در هیچ جای اسلام یا حتی فرهنگ ایرانی نیامده که یک انسان (چه زن یا حتی مرد) با ارتقای جایگاه مادی خود نسبت به دیگری ارزشمند می شود. این همان موضوعی است که در قرآن هم از آن یاد شده و در جایی که سخن از برتری میان انسانهاست نژاد و زبان و رنگ و ثروت و مقام و ... همه و همه نفی می شوند و تنها "تقوا" به عنوان میزان معرفی می شود.
حالا ممکن است این سوال پیش بیاید که مگر قصد احمدی نژاد از وزیر زن نقض این مفاهیم بوده یا مگر زنانی که (احتمال فراوان) رای اعتماد از مجلس خواهند گرفت و به عنوان اولین وزرای زن تاریخ ۳۱ ساله جمهوری اسلامی از آنها یاد خواهد شد قرار است از مقام خود سواستفاده کنند و با فخر فروشی و ... خود را برتر از بقیه جلوه دهند؟
پاسخ قطعا "خیر" است. هم سابقه دکتر نشان می دهد که اینکاره نیست! و هم خانم ها آجرلو و دستجردی. اما بحثی که نباید فراموش شود این است که این امر حکم مفتوح نمودن یک چارچوب غلط برای افکار عمومی است. شاید برای من بسیجی از فردا در بحث کردن با منتقدین خیلی راحت تر باشد که در مقام بحث از دکتر دفاع کنم. در مقابل خیلی از سکولارها و فمینیست ها و لیبرال ها و روشنفکران و ... به مراتب راحت تر می توان پاسخ آنها را داد! می توان گفت شما آن همه ادعا داشتید ولی در ۸ سال اصلاحات فقط یک زن معاون رییس جمهورتان بود! اما روشنفکری را در این دولت ببینید ای کوردلان! فقط ۳ تا وزیر زن داریم! چه برسد به معاون رییس جمهور و معاون وزیر و ...
اما خدا می داند چقدر طول می کشد تا همین نکته را برای خیلی از خودی ها جا بیندازیم که این همان بازی کردن در زمین دشمن است! چون معیار نباید وزیر زن و... باشد. معیار همانی است که دکتر ۴ سال است مدام فریاد می زند و هنوز ما از کنار آن راحت می گذریم : "گذار به دولت اسلامی، عدالت و ... "
در واقع دفاع کردن های ما از وزیر زن گذاشتن های دکتر پیروزی بزرگی برای آنهاست. درست مثل زمانی که برعکس، ما آنها را در زمین خودمان بازی می دادیم! بلد نبودند از امام حرف بزنند اما فضا را طوری ساختیم که به زبان آمدند و در این ۴ سال امام امام گفتنشان گل کرد! بعد هم معلوم شد این کاره نیستند و پیروان حقیقی امام رای ۲۴ میلیونی خود را به فرد دیگری دادند.
این را هم اضافه کنم با چند نفری که چه در حوزه بهداشت و چه در حیطه وزارت رفاه صحبت می کردم تاکید داشتند که خانم ها دستجردی و آجرلو افراد توانمندی هستند. به احتمال بسیار هم رای اعتماد خواهند گرفت و هم وزرای موفقی خواهند بود اما در ادامه هم اذعان داشتند که در میان مردان وزرای قوی تری از این دو نفر وجود داشت. در واقع ضرورت یا بن بستی برای اینکه وزیر زن انتخاب شود وجود نداشت چه آنکه عملکرد لنکرانی و مصری هم این را ثابت می کند اما در مجموع خلاصه بحث فراموش نشود! وزیر زن نه مشکل شرعی دارد و نه اخلاقی اما بازی کردن در زمینی است که ولستون کرافت، ۳۰۰ سال قبل آن را طراحی کرده است.
الان که فکر می کنم پیش خودم می گویم شاید آن روز در دانشکده فنی، من صدای خیر گفتن های آقایان را بلند تر از بله گفتن های خانم ها شنیدم و دکتر برعکس ...
به عنوان نکته پایانی! شاید عده ای دوباره بگویند تو چقدر تازگی ها به احمدی نژاد انتقاد می کنی و ... اما این ها انتقاد های معمولی و یا خودمانی ترش غرغرهای ساده و روزمره نیست. ادامه بحثی است که قبلا هم به آن اشاره کردم. دولت احمدی نژاد قرار است به سمت مطلوب ها و باید ها حرکت کند برای همین هم این مدل انتقادهای ما مختص دولت اوست! اگر خاتمی، هاشمی، موسوی یاهر کس دیگری بودند انتظاری نداشتیم جز این که با اصل اسلام و نظام و ... کاری نداشته باشند اما وقتی یک نفر به سمت ایده آل ها حرکت می کند به مراتب عملکردش بیشتر از بقیه زیر ذره بین است! چون نشان داده که یک سر و گردن بالاتر از بقیه است ...
امام صادق علیه السلام : دو دسته کمر مرا شکستند: جاهلان عابد نما و عالمان بی دین

خواستم از نامه کروبی بنویسم. از اینکه اول نامه نوشته شایعه است و نمی دانم و شاید و ... و این "شایعات" ابزار دست دشمنان شده اما اینقدر نمی فهمد نامه اش از صدتا شایعه بیشتر ابزار دست آنها شده ...
خواستم بنویسم حرفهای دهه ۶۰ منافقین را تکرار کرده ...
خواستم بنویسم زندان های بنیاد شهید یادش رفته ... اینجا
خواستم بنویسم آدم همه جوره ضایع بشه اما از کاغذ باطله رای اش کمتر نشه ...
اما دیدم کروبی کروبی است! محلی از اعراب ندارد ...
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد، خبری از دل پردرد گل یاس نداشت.
باید اینطور نوشت:
هرگلی هم باشد، چه شقایق چه گل پیچک و یاس، تا نیاید مهدی (عج) زندگی دشوار است ...
یکی از ارزش های بزرگ دکتر در همین است. بلایی بر سر اسلام آمریکایی آورده که هر جا خودش حضور یابد آنها را فراری می دهد! مهم نیست تهران باشند یا یزد یا خارج از کشور! مهم این است که قاعده "اجتماع نقیضین محال است" به قوت خود باقی مانده است ...
و این یعنی مهم ترین پیشرفت و دستاورد در این ۴ سال.

تعاریف آقا از دکتر خیلی چسبید! در آغوش گرفتن آقا توسط دکتر هم نوستالوژی خاص خودش را داشت ...
اگر این تقسیم بندی ۳گانه را بپذیریم، شخصا فکر می کنم دسته سوم از بقیه یک قدم جلو ترند و بهتر و درست تر تصمیم گرفتند. چرا؟!

۱. اعتراض به عملکرد اشتباه احمدی نژاد نه امتیاز منفی حساب می شود ونه به معنای سرافکندگی و دل بریدن از مسیری است که در آن در حرکت هستیم. این اتفاقا از نقاط قوت بچه حزب اللهی ها یا دقیق ترش (احمدی نژادی هاست) که فقط مرد تعریف و تمجید و روزهای آسان نیستند! رجانیوز و فارس و کیهان و وطن امروز و ... هنری نکرده اند تنها زمانی از احمدی نژاد بگویند و بنویسند که وی در دوربان ۲ پدر اسراییل را در می آورد! و یا در طول ۴ سال با ۶۱ سفر استانی معنای رییس جمهور بودن را به همه می فهماند! هنرمند حسین شریعتمداری است که به موقع اش گوش دکتر را می پیچاند و از اشتباهات او دفاع نمی کند! مرد رجانیوز و فارس هستند که هیچ کس حتی دکتر را با "آقا" عوض نمی کنند، مسیر را اشتباه انتخاب نمی کنند و هرجا دکتر بلغزد همانجا جلویش در می آیند. و در نهایت این افتخاری برای همه آن قسمت از ۲۴.۵ میلیون است که احمدی نژاد را به ما هو احمدی نژاد بودنش دوست ندارند! او را به خاطر فکرش و مسیرش می خواهند و البته در عمل نیز این را ثابت کرده اند.
۲. دکتر در قضیه مشایی اشتباه کرد و می کند! من به عنوان یک احمدی نژادی معنای حضور مشایی در دولت را نمی فهمم. معنای برخورد با اژه ای و صفار را هم نمی فهمم. معنای آن نامه عجیب ۳ خطی و دور از انتظار به رهبری را هم نمی فهمم. به عبارت بهتر معنای همه این اقدامات را می فهمم! اما از سوی دکتر نمی فهمم! اینکه مشایی با دل احمدی نژاد چه کرده که دکتر این طور رفتار می کند تنها برای من مبهم نیست! برای همه آن ۲۴.۵ میلیون هم مبهم نیست! برای همه کسانی که کمی از آرا و اندیشه های احمدی نژاد مطلع باشند مبهم است! حالا تخمین جمعیت اش بماند برای ذهن من و شما ...
۳. تکلیف ما با "احمدی نژاد مشایی دار!" چیست؟ او را باید تنها گذاشت یا باید همراهی نمود؟ این سوالی است که یک هفته ای است ذهن خودم را هم به شدت مشغول ساخته. اما هرچه بیشتر فکر می کنم حالت دوم را عقلانی تر و منطقی تر می بینم. "احمدی نژاد مشایی دار" شاید دیگر چندان چنگی به دل نزند. شاید دیگر خیلی دوست داشتنی نباشد. شاید ... شاید ... شاید ... اما:
اگر همین فردا اعلام کنند یک ماه دیگر انتخابات است و دوباره باید از بین ۴ نفر یک نفر را انتخاب کنید باز هم به دکتر رای می دهم. باز هم هر چه در توان داشته باشم برایش می گذارم و از خدا می خواهم رایش این بار بالای ۲۵ میلیون باشد چون معتقدم دکتر آن قدر خصوصیت مثبت دارد که مشایی فقط میتواند قسمتی از آنها را تحت تاثیر قرار دهد! به نظر من یک موی احمدی نژاد با موسوی و کروبی و رضایی که چه عرض کنم! با امثال لاریجانی و قالیباف هم عوض کردنی نیست. تحلیل شخصی من این است خدمتی که در این ۴ سال احمدی نژاد به کلیت انقلاب و نظام کرده آن قدر می ارزد و جایگاه او را بالا می برد که باید به ما حق داد تا از انتصاب شخصی مثل مشایی اینقدر گله مند باشیم.
در دوران خاتمی تمام آرزوی ما این بود فقط با اسلام کاری نداشته باشید! هر کاری دیگری خواستید انجام دهید نوش جانتان! فقط فتنه ۱۸ تیر راه نیندازید! فقط با نظام و رهبری کاری نداشته باشید! امام را به موزه نفرستید و ... اما دولت احمدی نژاد دولت ایده آل هاست. دولتی است که نه تنها باید همه جوره و با سرعت در مسیر حرکت کند، بلکه انتصاب فردی مثل مشایی هم از رییس دولتش بخشودنی نیست.
یادش بخیر دولت اصلاحات! یکی از معاونان رییس جمهور از مفسدین اقتصادی درجه یک بود و دیگری هم عکسهای خوشگل خوشگلش در کنار سواحل لبنان بدست آمد! اما مشایی نه فساد مالی دارد و نه فساد ...! اما همان چند جمله افاضاتی که تا الان داشته کافی است تا جایی در این دولت نداشته باشد. چون این دولتی است که قرار است به سمت و سوی "باید ها" ونه "هست ها" حرکت کند ...
پیش بینی ام این است روز تنفیذ، آقا بار دیگر دکتر را بازسازی خواهد کرد و حجت هم بر ما تمام می شود. از او حمایتهای جانانه و گفتمانی خواهد نمود که تقریبا دوباره ورق برخواهد گشت. البته دکتر باید حواس خود را جمع کند. نباید حتی ناخواسته مثل قضیه اخیر، آتو دست دیگران بدهد و هوادارانش را سرخورده. اما این جنگی است که ۴ سال است آغاز شده ... ما و دکتر بخواهیم یا نخواهیم نصف مسیر را سربلند بیرون آمده ایم. ۴ سال دیگر هم پیش رو داریم. ۴ سالی که قرار است ثمره خیلی از کاشت های ۴ سال قبل را بچینیم. اشتباهات دکتر را به حساب جایز الخطا بودنش می گذاریم و البته از او انتظار اصلاح آنها و عدم تکرار اشتباهات را داریم اما می دانیم رویه او همانی است که اگر بنا باشد، جانمان هم در آن راه فدا شدنی است ...
چند روزی به علت مسافرت به مشهد الرضا علیه السلام، از فضای مجازی به دور بودم. همین باعث تاخیر در تایید و پاسخ پیام های مطلب قبل و البته نگاشتن مطلب فعلی شد.
۱. اسفندیار رحیم مشایی به معاونت اولی رییس جمهور منصوب گردید. این خبری بود که در همان مشهد و پس از سخنرانی غرای دکتر در صحن حرم رضوی شنیدم و از آن روز تا الان دارم فکر می کنم ... حضور مشایی در دولت قابل پیش بینی بود اما اعتراف می کنم به عنوان معاون اول، حاشا و کلا ...
۲. قبل از آنکه اصل مطلب را بنویسم این نکته مهم را یادآور می شوم که این انتصاب برای هرکس ناراحت کننده باشد و بخواهد اعتراض کند، قابل قبول است مگر دوستانی که من اسم شان "منافقین" می گذارم. آنان که روزی سیدشان گفت: "اسراییل مسئله ما نیست"، یا آنانکه غرق در مدرنیته غرب بارها و بارها اسلام را با قرائت های مختلفی معرفی نمودند که نه تنها سر و سری با روح شیعه نداشت که در یک کلام همان اسلام ناب آمریکایی بود! پس حالا باید بجای نق زدن باید پای احمدی نژاد را هم ببوسند که مردی از جنس خودشان را معاون اول خود معرفی کرده است.
۳. و اما ما، احمدی نژاد و مشایی:
علت اینکه چرا دکتر او را معاون اول خود گزارده را حقیقتا نمی دانم و نمی توانم بفهمم. اما می دانم دکتر تیزهوش تر از این هاست که نفهمد مشایی از جنس او و دولتش نیست و لحظه به لحظه حضور وی در این دولت یعنی خسران برای کلیت یک گفتمان ...
به نظرم دکتر آدمی هم نیست که علیرغم ضریب هوشی بالایش، و اعتراضات مختلفی که توسط دوستدارانش به او بواسطه این انتخاب شده است نتواند تصمیم نهایی را بگیرد و برای همیشه این لکه ننگ را از دامان خود پاک کند.
اما آنچه که برای من و احتمالا همه دوستداران این گفتمان مبهم باقی مانده چرایی این اقدام دکتر است و حرفهای مبهمی که وی از رابطه خود با مشایی می زند. اگر اینجا فضای عمومی نبود "با ذکر چند نمونه" بازتر می نوشتم، اما اجمالا سخنم برمی گردد به شخص اسفندیار رحیم مشایی. تسخیر کردن انسان ها فقط به فیلم های سینمایی میهج محصور نمی شود ...

۴. اما تکلیف چیست؟
فکر می کنم اگر موج اعتراضات فقط مربوط به فعالان سیاسی و ... بود، از بدخیمی اوضاع کمی کاسته می شد اما حال که نظر رهبری عزیز پیرامون چشم اسفندیار دولت، کتبا و صریحا به رییس جمهور ابلاغ شده است همه چیز روشن است. احمدی نژاد باید بین دوراهی گفتمانی که دولت خود را به وسیله آن بوجود آورده است و مثال نقض این گفتمان (اسفندیار رحیم مشایی) دست به انتخاب بزند. اگرچه اخبار ضد و نقیضی به گوش می رسد اما در نهایت با توجه به شناختی که از احمدی نژاد دارم مطمئن هستم نامه رهبری به وی کار را تمام خواهد ساخت و مشایی از سمت خود عزل خواهد شد و یا استعفا خواهد داد اما اگر به هر دلیلی این اتفاق نیفتد، به عنوان کسی که همه افکار او را می شناسند اعلام می کنم احمدی نژادی که در این دوراهی مشایی را انتخاب کند، شخصا برای من پشیزی نمی ارزد. این به معنای پشیمانی ام از راهی که ۴ سال است آغاز شده نیست چرا که اگر هزار بار دیگر این ۴ سال عمرم تکرار شود نه تنها دوباره از احمدی نژاد و گفتمان امام و انقلاب حمایت خواهم کرد که هر بار سعی خواهم کرد تا کم کاری هایم را نیز جبران کنم اما این دفاع و حمایت تنها و تنها منوط به احمدی نژادی است که تناقضات خود را رفع کند.
مشایی از این حیث خطرناک است که خطر او خطر گفتمانی است و از قضا حمایت ما هم از این دولت بر سر گوجه فرنگی و خیار شور نبوده است بلکه به خاطر همان گفتمان است. احمدی نژاد گفتمانی سخن می گوید و عمل می کند. او با جسارت خاص خودش از نابودی اسراییل می گوید اما مشایی از دوستی با مردم آن می گوید. احمدی نژاد از فراگیری اسلام در جهان می گوید. از پیام انقلاب و آرمانهای آن می گوید اما آن موجود از دوران پایان یافته حکومت جهانی یک دین در دنیان سخن می گوید و موارد دیگر که گفتن آن جز افزایش غم و اندوه سودی ندارد.
حتی اگر واقعا هم احمدی نژاد از مشایی محاسنی دیده که هیچ کدام از ۲۵ میلیون رای دهنده به وی را توان دیدن آن محاسن نیست، دکتر تنها باید بر اساس یک اصل اخلاقی که امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه مطرح می کند از انتخاب مشایی صرف نظر می کرد: "اتقوا من مواضع التهم"
علی ای حال، دکتر خاطر ما را مکدر ساخته است. حتی اگر مشایی عزل شود. اگرچه دوباره تاکید می کنم کسانی که به احمدی نژاد رای نداده اند و یا رای داده اند اما به این گفتمان اعتقادی ندارند حق اظهار نظر ندارند. برای من احمدی نژاد عزیز است. چون او اگر یک مشایی را دارد اما هزار و یک نقطه مثبت در کارنامه خود دارد که هر کدامش به کل جریان مقابل می ارزد اما نام مشایی آنقدر عذاب آور است که ...
تا الان هرچه به یاد دارم تجلی بسیاری از جملات امام (ره) را به صورت عینی در احمدی نژاد دیده بودم. ساده زیستی، سلامت مالی و اخلاقی، صداقت، پرکاری، توجه به مستضعفین، روحیه ضد استکباری و شجاعت و ... اما این بار جمله ای از امام (ره) را خطاب به دکتر می نویسم که بیش از هر چیز انذار دهنده است.
امام در نامه سال ۶۳ یا ۶۴ (دقیق در خاطرم نیست) خطاب به مجلس خبرگان ضمن چند هشدار، در ادامه تلویحا نسبت به برخی اطرافیان منتظری انذار می دهند و می نویسند:
الله الله در انتخاب اصحاب خود ...
آقای احمدی نژاد! منتظری از قائم مقامی رهبری عزل شد و تا آخر عمر بی برکت خود باید طعم ذلت را بچشد چون حرف و نظر ولی فقیه زمان خود را گوش نداد و نه تنها از مهدی هاشمی ملعون حمایت کرد بلکه خسره دنیا و آلاخره شد. مشایی خیلی کوچکتر از مهدی هاشمی است و شما هم کوچکتر از منتظری سال ۶۷. اما تاریخ با هیچ کس شوخی ندارد. اگر نظر خود را بر نظر رهبری مقدم بدارید هیچ فرقی میان شما با میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی و ... نیست...
فراموش نشود که شما از سر کدام سفره برخواستید. سفره ای که بهمن ۵۷ پهن شد. رهبری عزیز هم ۲۱ سال است با خون دل آن را نگه داشته است. اگر همچون احمدی نژاد ۸۴ تا تا ۸۸ در عمل پای همان سفره نشسته اید جان ما نیز در خدمت همان راهی است که شما انتخاب کرده اید اما اگر غیر از این باشد شما را به خیر و ما را به سلامت. کامل تر از شما را نیز تاریخ به خود خواهد دید ...
در همین رابطه:
کمیل نقی پور: مشایی هووی 25 میلیون ایرانی
سجاد صفار: تمام آنچه در دفاع از انتصاب مشایی می توان گفت ...
حمید شیردستیان: پتک مشایی بر سر عدالتخواهان
مصطفی میرمحمدی: آقای رییس جمهور! ثابت کنید از تبار موسوی و رضایی نیستید
محمدی: آقای مشایی!این قوم حسود شما را نمی خواهند!
مهدی عرفاتی: آقای احمدی نژاد! ما را به ثمن بخس نفروشيد!
مهدی شاه آبادی: پاشنه آشیل دکتر قصه ما
محمد آل حبیب: طرفداران واقعی دشمنان حقیقی
سجاد نصرتی: سکوت علامت رضاست!
مومنی: جنگ روانی علیه دولت اسرائیل یا علیه ملت خودمان؟
علی خضریان: هدف فقط یادآوری بود ...
محمد رضا باقری: آقای احمدی نژاد! خداحافظ
محمد جواد آقایی: نفس ،قرباني در راه ولايت
علیرضا جاوید عربشاهی: :پدیده ای به نام مشایی ... !
سروش: آزمون ولایت پذیری
محمد حسین زاده: هم خوشحالم و هم ناراحت!
جواد زارع: تقصیر ما نیست!
مجتبی ارغوان: آقای رییس جمهور! نه چشممان را میبندیم نه بی تفاوت می شویم
حامد طالبی: احمدينژاد ميگفت اين حرفها درباره مشايي، القائات شيطاني است
آرش: آقای احمدی نژاد ما آرمان ها را انتخاب کرده ایم نه شما را...!
ابوذر منتظرالقائم: سناریویی به نام مشایی
نقی مختاری: نوع دلباختگي رحيم مشائي
عطا ا... باباپور: نامه ای به رییس جمهور محبوبم
رسول: دارد کلاهمان می رود توی هم آقای احمدی نژاد!
مصطفی بخشی: آقاي دكتر واقعا دربهت و حيرتيم!
سید کمیل: احمدينژاد در آزمون ولايتپذيري
محمدعلی پناهی نژاد: دکتر! خدمت کن!
ا... کرم مشتاقی: از چشم تا درس اسفندیار
سهیل کریمی: عبور از احمدی نژاد
حامد سید حجت: آقای احمدی نژاد! بسم ا...
حمید رسایی: چرا مشایی به ولایت فقیه اعتقاد ندارد؟
مصطفی زرقونی: آقای احمدی نژاد! این گوی و این میدان ...
مهدی تهرانی: پشت پرده انتصاب مشایی چیست؟
مهدی افضل زاده: مغز استخوان سوزد ...
حاجی تک تیرانداز: عاشق چشم و ابرویت نبودیم!
به سوی دولت اسلامی: احمدی نژاد و حامیانش هر دو اشتباه کردند!
All
Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است