تبليغاتX
.:: دست نوشتـه های یک دانشجـو ::.
.:: دست نوشتـه های یک دانشجـو ::.
دانشگاه جولانگاه ورشکستگان سیاسی نیست
«چرا خاتمی در طول 8 سال دوران اصلاحات تنها 2 بار به بهانه روز دانشجو پا به دانشگاه تهران گذارد، اما طی 3 سال گذشته این سومین حضور وی در سیاسی ترین دانشگاه کشور است؟»

بدون شک این نخستین سوالی است که قاطبه دانشجویان دانشگاه تهران در آستانه سومین حضور خاتمی طی 3 سال اخیر در دانشگاه تهران از خود خواهند پرسید، اما سوالات متعدد دانشجویان از سید خندان نه تنها در این مورد خلاصه نمی شود بلکه جهت تفصیل و تشریح آنها باید ساعت ها گفت و نوشت ...

باید از آقای خاتمی پرسید قرابت 25 آذرماه، با 16 آذر (روز دانشجو) در چیست؟! آیا هم چنان تاخیر 9 روزه وی جهت حضور در دانشگاه، بهانه ای به نام روز دانشجو و دیدار با دانشجویان دانشگاه تهران! را در افکار عمومی باقی خواهد گذارد؟! یا باید علت اصلی تر و مهم تری به نام «میتینگ های انتخاباتی» را در فلسفه وجودی چنین برنامه هایی جستجو نمود؟!

اگرچه حضور آقای خاتمی در انتخابات سال آتی بیش از هر چیز کام منتقدین گفتمان اصلاحات را شیرین خواهد ساخت، چرا که اجماع اصولگرایان بر یک کاندیدای واحد در انتخابات نتیجه ای جز شکست سنگین خاتمی در عرصه انتخابات را نخواهد داشت اما آقای خاتمی باید قبل از هر چیز بدین سوال جواب دهد که مگر بنا بر گفته مشاور ارشد خودشان در دوران اصلاحات (سعید حجاریان)  «خاتمی فقط یک تدارکاتچی» نبود؟!

آلت دست افساد طلبان ...

اگرچه امسال نیز همچون سال قبل، از ساعت های قبل از آغاز برنامه، اتوبوس هایی که از اراک، قم، کرج و ... برای پر کردن سال 800 نفره دانشکده فنی عازم تهران شده اند وظیفه خود را به نحو احسن انجام خواهند داد تا عملا فضایی جهت حضور قاطبه دانشجویان دانشگاه تهران در تالار شهید چمران نباشد و تا چند هفته بعد نیز رسانه های دوم خردادی با به تصویر کشاندن عکس های دانشجویان غیر از دانشگاه تهران، از توهمی به نام محبوبیت خاتمی در دانشگاه تهران بنویسند و تحلیل کنند اما باید دقت داشت که اگر هم چنان آقای خاتمی معتقد به جامعه چندصدایی و آزادی بیان است می تواند با در اختیار قرار دادن تنها یک تریبون به هر تشکل دانشجویی، میزان پایبندی خویش به شعارهای خوش و خط و خال اصلاحات را در عمل نشان دهد (کاری که در سال 85 و با حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر انجام شد) و صد البته که از میزان محبوبیت خویش در میان دانشجویان دانشگاه تهران (نه اتوبوس های پر شده از شهرهای اطراف تهران!) مطلع شود!

دانشجویان می خواهند بپرسند آیا آقای خاتمی به عنوان کسی که 8 سال رییس جمهور ایران اسلامی بوده است، از نگارش نامه 2003،  توسط دستگاه دیپلماسی وقت خطاب به آمریکا خبر دارد؟!

آیا آقای خاتمی موارد مندرج در این نامه را که مجددا نیز از سوی دستگاه های امنیتی و دیپلماسی آمریکا تایید شده است، مشاهده کرده است؟!

دانشجویان می خواهند بدانند در دوران اصلاحات، در رابطه با دستیابی کشورمان به فناوری هسته ای چگونه عمل شد که هفته گذشته جرج بوش در آخرین روزهای ریاست جمهوری خویش، صراحتا چنین گفت: «ما قبل از آنكه احمدي نژاد بر سر كار بيايد، داشتيم به نتايج دلگرم كننده اي درخصوص موضوع هسته اي ايران مي رسيديم، چون آنها با توقف غني سازي موافقت كرده بودند. متأسفانه پس از انتخاب رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعكسي را برگزيد و اعلام كرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند» (سخنراني بوش در مؤسسه بروكينگز- 5 دسامبر 2008، 15 آذر)

دانشجویان می خواهند در حضور آقای خاتمی برای یک بار هم که شده معنای حقیقی زنده باد مخالف من را درک کنند. اگر چه ایشان در سال 83 مخالفین خویش در تالار چمران را به اخراج از سالن تهدید کرد و در 8 سال دوران اصلاحات نیز بیش از 200 نفر از بهترین اساتید مذهبی دانشگاه های کشور از جمله بسیاری از اساتید همین دانشگاه تهران از دانشگاه ها اخراج شدند (نجفی، فتح ا...هی، نامدار و ...) اما به نظر می رسد حضور آقای خاتمی در دوشنبه هفته جاری فرصت بسیار مناسبی است تا ایشان برای یک بار هم که شده جبران مافات کنند و به تحمل مخالف و آزادی اندیشه که شعارشان بود، تن دهند.

آقای خاتمی باید پاسخ دهد نسبت او با افراطیون و تندروهای جریان اصلاحات چیست؟! نسبت او با پشت صحنه های اصلی جبهه دوم خرداد از جمله حزب مشارکت و سازمان  (نامشروع) مجاهدین انقلاب چیست؟! اکبر گنجی که روزگاری در وصف اصلاحات و خاتمی می نوشت و امروز خواستار آزادی همجنس بازی است و با افتخار از انکار مهدویت دم می زند، نسبتش با جریان اصلاحات چیست؟! آیا تنها زمانی که در وصف افتخارات! آقای خاتمی می گفت و می نوشت میهمان ثابت جلسات هفتگی بسیاری از دفاتر انجمن های اسلامی سراسر کشور و نشست های سالیانه سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت بود؟! آیا امروز اعلام برائت از چهره هایی همچون گنجی هزینه های فراوانی در پی دارد که آقای خاتمی و یارانش حتی یک کلمه در انتقاد به او سخن نمی گویند؟!

نسبت آقای خاتمی به عنوان یکی از رهبران اصلی جریان اصلاحات، با عبدالکریم سروش از تئوریسین های اصلی این جریان در چیست؟! آیا امروز که سروش آشکارا جنبه «وحیانی بودن قرآن» را زیر سوال می برد نیز نسبتی با آقای خاتمی و یارانش دارد!؟

نسبت هاشم آغاجری با جریان اصلاحات چگونه است؟! آغاجری که تقلید مقلدان شیعه از مراجع عظام تقلید را «میمون وار» توصیف نموده بود، هنوز هم مورد حمایت آقای خاتمی و همفکران ایشان است؟!

و...

اما سوالات از آقای خاتمی بسیار بیشتر از موارد مطروحه است.

امروز که در فضای مسموم رسانه ای کشور، رسانه های متعدد اصلاح طلب به سیاه نمایی دستاوردهای دولت نهم پرداخته و به صورت بی سابقه ای به توهین مستقیم به رییس جمهور روی آورده اند و اجازه نمی دهند حتی قسمتی از اقدامات مثبت دولت نهم به گوش ملت برسد و تمامی مشکلات کشور را در بالا بودن نرخ تورم (23%) خلاصه کرده اند باید پاسخ دهند عملکرد دولت اصلاحات در زمینه اقتصادی طی 8 سال چگونه بوده است که در سال 1382 بانک جهانی نرخ تورم در کشور را (25%) اعلام نمود؟!

آقای خاتمی باید پاسخ دهد اگر امروز ایشان و یارانش نسبت به عملکرد اقتصادی دولت نهم انتقادی دارند چگونه بوده است که در دوران اصلاحات، جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه نخستین کشور به لحاظ افزایش نرخ تورم بوده است اما امروز تنها دولت نهم که میراث دار اقتصاد ویران شده 16 سال قبل است، مسئولیت پاسخگویی به سوالات آنها را دارد!؟

اما اقای خاتمی باید پیش از هر چیز بداند که علت مخالفت های گسترده امروز دانشجویان با ایشان نه به خاطر حرکت سخیف ایشان در دست دادن با زنان ایتالیایی، نه به خاطر آشوب های برنامه ریزی شده وزارت کشور دولت اصلاحات در 18 تیر 78 توسط عناصری مثل تاج زاده و بوجود آمدن ماجراهایی همچون کیانوش مظفری و ... ، نه به خاطر وقوع قتل های زنجیره ای و از بین رفتن آرامش روانی ملت در 8 سال اصلاحات و... می باشد بلکه علت  بوجود آمدن فضای مطالبه گری دانشجویان نسبت به جریان بدهکاراصلاحات، مبنای گفتمانی آن است.

آقای خاتمی باید پاسخ دهد که سرانجام تئوریسین های اصلاحات «آزادی را در دین» جستجو می کردند یا «دین را در آزادی»!؟ آیا جامعه مدنی که ایشان همواره از آن دم می زدند غیر از آن چیزی بود که گرامشی و هابز و ... می گفتند یا منظور ایشان از جامعه مدنی همان مدینه النبی بود؟! اگر منظورشان همان مدینه النبی بود پس چرا با 8 سال تاخیر سرانجام در آخرین روزهای ریاست جمهوری شان آن را بیان کردند و از آن مهم تر چرا به محض مطرح کردن چنین موضوعی، اطرافیان شان، ایشان را مورد تمسخر قرار دادند؟!

آقای خاتمی! اگر چه حتی اشاره بیشتر به انحرافات فکری و عملی جریان متبوع شما در این مجال نمی گنجد، اما همچنان شما را به عنوان فردی که در چارچوب نظام فعالیت می کند و در بسیاری از موارد خود نیز متوجه نشد که چگونه از وی سواستفاده کردند می شناسیم، لذا به عنوان سخن آخر اگر همچنان نیز به شعارهای زیبایتان در دوران اصلاحات همچون: دانستن حق مردم است، جامعه چندصدایی، تحمل مخالف و... معتقدید، از شما می خواهیم تا با در اختیار قرار دادن تریبون به دیگر تشکل های دانشجویی، سخن آنها را نیز بشنوید چرا که آن طور که شنیده شده است قرار است در این برنامه نمایندگان انجمن اسلامی دانشگاه تهران، علامه و بهشتی سخنرانی کنند! که به نظر می رسد این رویه نه تنها با شعارهای گذشته شما در تناقض است، بلکه باید نام آن را «تریبون آزاد انجمن اسلامی!» نامید!

2 نوشته شده توسط امیرحسین ثابتی در یکشنبه 24 آذر1387 و ساعت 3:51 قبل از ظهر |
.... درباره
منوي وبلاگ
آرشيو موضوعي
نوشته هاي پيشين
پيوندها
لينکها

All Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است